سه مقاله دربارۀ امام هشتم - نرگس چراغی - معصومه صادقى - معصومه شیرى

دارالتلاوه حرم حضرت معصومه(سلام الله علیها) یک پایگاه فرهنگى است که درتابستان 77 گروهى از دانش آموزان از برنامه هاى آن استفاده کردند. این مرکز در تابستان امسال مسابقه اى فرهنگى بین دانش آموزان در زمینه ولایت عهدى امام رضا(علیه السلام) برگزار کرد. سه متن جالب زیر از مقالات برگزیده آن مسابقه انتخاب شده است.  

براى بررسى دقیق و فهمیدن موضوع ولایت عهدى حضرت رضا(علیه السلام) باید به زمانهاى پیشتر برگشت زیرا تصمیم مأمون، تصمیمى عجولانه ویکروزه نبود، مأمون بنا بر نقل تاریخ دانشمندترین و عاقل ترین خلیفه عباسى بود. و مى بایست براى این تصمیم خود که مسلما خشم عباسیان را در بر داشت فکرى عاقلانه کرده باشد و سپس آن را طى مراحلى به اجرا در آورده باشد.   خلفاى زمان حضرت رضا(علیه السلام) هارون الرشید193-183ق محمد امین 193189ق عبدالله مأمون 203-198ق حضرت امام رضا(علیه السلام) در مدت 20 سال امامت پر بار خویش با سه تن از خلفاى ظالم بنى عباس هم دوره بودند. 10 سال با هارون، پنج سال با امین و پنج سال آخر را نیز با مأمون عباسى. در 10 سالى که هارون زنده بود، به خاطر به شهادت رساندن حضرت کاظم(علیه السلام) و دیدن عواقب آن تا حدودى دست از اذیت و آزار حضرت برداشت. در این سالها که حضرت در مدینه حضور داشتند، از این فرصت استفاده کرده و امرامامت خویش را آشکار ساختند به صورتیکه حتى عده اى از شیعیان برجان امام بیمناک شدند. اما هارون نمى توانست قصد سوئى نسبت به امام داشته باشد.   در سال 193ق هارون براى سرکوب نمودن قیامى که در اطراف خراسان بوجود آمده بود شخصا به آن منطقه رفته، اما پس ازفرونشاندن قیام عمرش به سرآمد و به دیار عقبى شتافت. هارون براى خلافت پس از خود امین پسر کوچکتر خود را در نظر گرفته بودو پسر بزرگتر خود مأمون را ولى عهد دوم قرار داده بود.   گفتیم که امین کوچکتر از مأمون بود اما پدر او را به عنوان ولى عهد اول برگزید، باید دید علت این انتخاب چه بوده است؟  محمد امین از طرف مادرش زبیده یک عرب اصیل و عباسى محض بود.   زبیده یکى از زنان سرشناس عباسیان، نوه منصور دوانقى بود و برروى هارون تاثیر فراوانى داشت. مربى و سر پرست امین از افرادبا نفوذ در بارگاه هارون بودند و اصولا امین از پشتوانه قوى عباسیان و برامکه برخوردار بود. اما عبدالله مأمون که نزدیک یکماه بزرگتر از برادرش بود، طى یک برنامه بسیار زننده اززشترین و کثیفترین کنیز آشپزخانه هارون به دنیا آمد و سپس مادر خود را از دست داد. علاوه بر این مادر مأمون یک کنیزایرانى بود و ایرانیان در آن زمان در بین عباسیان نام و یادخوبى نداشتند و همچنین مربى و سرپرست مأمون نیز از نفوذکمترى بر خور دار بودند، این عوامل باعث مى شد تا علم و هوش مأمون نادیده گرفته شود و امین که از هر دو سو عرب اصیل به شمار مى رفت به عنوان خلیفه پس از هارون معرفى شود.   شبى که هارون در طوس در گذشت، مردم با پسر او «محمد امین » در بغداد، مرکز حکومت بیعت کردند و مأمون به مانند زمان پدر، همچنان والى خراسان بود. اما امین پس از چند روز که خلافتش مى گذشت تصمیم گرفت برادرش را از ولى عهدى خلع کرده و پسرش موسى را به جاى او منصوب کند. این امر گرچه با مخالفت مشاورین امین مواجه شد، اما امین، سرانجام آن را عملى کرد و اعلام نمود، برادرش را از خلافت برکنار کرده است. در برابر این رفتارمأمون نیز امین را از خلافت خلع کرد و این عمل سرآغاز یک دوره درگیرى شدید بین دو برادر بود که به مدت پنج سال طول کشید. درواقع پنج سال خلافت امین به جنگ با برادر براى تثبیت خلافت خودگذشت. بنابراین نمى توانست مزاحمت زیادى براى حضرت رضا(علیه السلام) ایجاد کند. در واقع آزادترین زمان براى حضرت را مى توان این دوره نامید. دوره اى که عباسیان سرگرم جنگ داخلى خود بودند واز آل على(علیه السلام) تقریبا غافل شدند. حضرت در این مدت در مدینه به ارشاد مردم پرداختند.   درگیرى بین دو برادر و سپاه عرب و سپاه ایرانى، پنج سال به طول انجامید و سرانجام مأمون توانست با کمک ایرانیان بربرادر خود چیره شده و پیروز گردد. امین کشته شد و به دستورمأمون سر او را از بدن جدا کردند و در شهرها گرداندند وآنگاه بر سردر کاخ مأمون آویزان نمودند تا هر فردى که واردکاخ مى شود قبل از ورود بر آن سر بى حرمتى کند. و روشن است که این اعمال تا چه حد خشم اعراب بویژه عباسیان طرفدار امین رابرانگیخته بود. کینه و نفرت عباسیان نسبت به مأمون، پس ازاین وقایع، چند برابر شد. اما به هر صورت مأمون خلیفه عباسى به شمار مى آمد و مى بایست در بین مسلمین براى خود اقتدا ونفوذ کسب کند. مأمون خود به این امر واقف بود. بنا براین ازهمان سالهاى خلافت پدر سعى در کسب وجهه در میان مردم مى کرد. اوهرگاه عیش و عشرت امین را مى دید به عبادت و مردم دارى مى پرداخت و تلاش مى کرد در علوم مختلف وارد شود و دانش اندوزى کند. حال با کشتن برادر این سابقه ذهنى مردم از مأمون خراب شده و او در صدد اصلاح شخصیت خود در میان مردم است. با استقرارمأمون بر اریکه قدرت و آغاز خلافت او بازندگى تقریبا آرام امام رضا(علیه السلام) ورق خورد و حضرت در این پنج سالى که با مأمون هم عصر بودند زحمات فراوانى را متحمل شدند. مأمون نیز مانندخلفاى پیشین از وجود امام و محبوبیت ایشان در میان مردم اطلاع داشته و ناراحت بود. اما او که روشى شیعه پسند در میان ایرانیان بویژه خراسان در پیش گرفته بود، نمى توانست با حضرت همان رفتار خشن پدرانش را انجام دهد و او را به زندان افکند.   به همین خاطر فکرى دیگر را به اجرا در آورد.   مأمون حربه آخر را به کار بست. کارى که در میان خلفاى پیش ازاو، معمول نبود و آن، دعوت از امام(علیه السلام) به مقر خلافت و اظهارلطف به ایشان و پیشنهاد خلافت یا دادن ولى عهدى به ایشان بود.   سئوالى که در پیش مى آید این است که مأمون فقط به همین منظوردست به این کار زد. او مى توانست همانند پدرش هارون، حضرت رادر مدینه آزاد بگذارد و او را به مقر خلافت نکشاند. بهتر است مشکلات و موقعیت دشوار مأمون را بررسى کنیم.   مشکلات و موقعیت دشوار مأمون  الف: گفته شد که پس از آشکار شدن قیام عباسیان که با بهانه انتقام خونهاى ریخته شده اهل بیت و برگشت به سیره حضرت رسول(صلی الله علیه و آله) همراه بود، آنهایى که از ظلم و ستم بنى امیه ومروانیان به تنگ آمده بودند، دل به حکومتى سپردند که پس ازامویان به روى کار مى آید ولى در حین پیروزى و پس از به دست گرفتن زمام خلافت مسلمین فهمیدند که عباسیان نیز دل به مردم نسوزانده اند و فقط در فکر قدرت و تاج و تخت بوده اند. سفاح که در خون ریزى زیاد این لقب را یافت، حجاج که همه از شمشیرش بیش از شلاق عمر مى ترسیدند، ابومسلم که در خراسان عربى را باقى نگذارد. و اعمال دیگر عمال حکومت عباسى نشان از آن بود که عباسیان هم کفه دیگر ترازوى ظلم و ستم هستند و با امویان درستم کردن برابرى مى کنند. این بود که نارضایتى مردم را برانگیخت و کم کم قیامها و شورشها آغاز شد.   ب: در این میان علویان از دشمنان سرسخت بنى عباس بودند، زیرا، اینان قیامها را از زمینه حق شروع مى کردند و همواره ازغصب خلافت به حق اهل بیت(علیهم السلام) سخن مى گفتند. علویان و به طور عموم شیعیان به حکم اینکه خود را صاحب حق خلافت و رهبرى مسلمین مى دانستند به خلافت هیچ یک از این ستمگران رضایت نمى دادند و درهر موقعیتى قیام خود را علنى مى کردند و همواره خطرى براى دستگاه خلافت بودند اما این قیامها در زمان مأمون افزایش یافت و علویان از زمینه جنگ بین دو برادر و کشته شدن امین به دست خلیفه عباسى (مأمون) استفاده کرده و قیام مى کردند. به نقل تاریخ در بیشتر مناطق سرزمین اسلامى قیامهایى آغاز شد.   ج: البته واضح است که این مشکلات کم و بیش براى دیگر خلفاى عباسى نیز بود اما حادثه اى که سبب شد این مشکلات در زمان مأمون خود را بیشتر نشان دهد، از دست دادن پشتوانه سیاسى همیشگى خلفا یعنى عباسیان و جامعه عرب بود. ذکر شد که مأمون از اول در بین اعراب و عباسیان محبوبیتى نداشت و پس از کشتن برادر و بى حرمتى نسبت به او، ناخشنودى عباسیان از خلیفه صدچندان شد و مأمون نمى توانست بر قدرت و حمایت عباسیان تکیه کند تا بر علویان پیروز شود.   د: وجود امامان معصوم (علیهم السلام) همواره خطر بزرگى براى خلفا به حساب مى آمد و آنگاه که مقر خلافت از محل زندگى معصومین(علیهم السلام) دورتر مى شد این خطر را بزرگتر مى نمود. با توجه به این نکته که خلفاى جور همیشه از نفوذ معنوى و فرهنگى امامان شیعه (علیهم السلام) بیمناک بودند و هر خلیفه اى بر اساس سیاست ننگین خودش با امام زمان خود بر خورد مى کرد.   بر این مبنا، مأمون که مى دانست حضرت طى پانزده سال امامت خوددر زمان هارون و امین در مدینه افراد زیادى را راهنمایى کرده و مردم مدینه و اطراف آن دل به حضرت بسته اند، مى بایست تدبیرى نیز براى وجود حضرت امام رضا(علیه السلام) بیندیشد. با دقت بیشتر مى توان فهمید که براى مأمون هیچ پایگاهى در میان مردم باقى نمانده بود و شورشهاى عمومى علویان نیز پایه هاى حکومت را مى لرزاند،زیرا قدرتى در اختیار نداشت تا قیامها را فرو نشاند.   پس مأمون باید تدبیر اساسى و بنیادى مى اندیشید تا بتواند هم قیام علویان را خاموش کند و سپس به فکر جلب اعتماد بنى عباس باشد و در این میان نیز خطر نفوذ شخصیت بزرگ خاندان اهل بیت(علیهم السلام) را نیز از میان بردارد. بنا بر این تصمیم گرفت، فردى راکه در میان علویان از قدرت معنوى و محبوبیت زیادى برخور داراست، به خود و دستگاه حکومتى عباسى نزدیک کند و این کار را به معنى گرفتن اعتراف از علویان مبنى بر مشروعیت حکومت عباسیان انجام دهد. در این هنگام علویان خلع سلاح شده و دست از اعتراض بر حکومت بر خواهند داشت و دست کم اینکه محبوبیت خود را درمیان مردم به عنوان مبارزه کننده با ستم و ستمگران، از دست خواهند داد. مأمون در انجام سیاست ننگین خود اشتباه نکرد وبا یک دعوت به دو هدف خود جامه عمل پوشاند. با دعوت از امام على بن موسى الرضا(علیه السلام) هم مى توانست علویان را ساکت کند و هم امام را به مقر خلافت خود آورده او را از نزدیک زیر نظر بگیردو اجازه هر نوع فعالیتى را از ایشان سلب کند.    

چرا امام هشتم ولایت عهدى را پذیرفت ؟  معصومه شیرى / دبیرستان کوثر  1 امام به این حقیقت پى برده بود که در صورت امتناع بهایى که باید بپردازد تنها جان خودش نیست بلکه علویان و دوستدارانش همه در معرض خطر واقع مى شوند.   2 بر امام لازم بود جان خود و شیعیان را از گزندها برهاند.   زیرا لازم بود اینان باقى بمانند و براى مردم در مشکلات رهبر ومقتدا باشند.   3 در آن زمان موج فکرى و فرهنگى بیگانه بر همه جا چیره شده بود و با خود ارمغان کفر و الحاد در قالب بحثهاى فلسفى وتردید نسبت به خدا شناسى مى آورد. پس امام و دست پروردگان اوباید زنده مى ماندند تا امت را نجات دهند.   4 مردم باید اهل بیت (علیهم السلام) را حاضر در صحنه سیاست مى دیدند و به دست فراموشى نمى سپردند تا که گمان نکنند آن گونه که شایع است اهل بیت علما و فقهایى اند که در عمل هرگز به کار ملت نمى آیند.   5 از زمان حضرت على(علیه السلام) تا زمان امام هشتم(علیه السلام) که امامان شیعه از صحنه سیاست و خلافت کنار زده شده بودند و روز به روزفشارهاى وارد بر شیعیان و سادات علوى شدت یافته و عرصه برآنها تنگ شده بود. فرصت ولایتعهدى، زمانى مناسب بود تا ازفشارى که در گذشته بر شیعیان در درون زندانها و شهادتگاههاوارد مى شد کاسته شود و گشایشى نسبى در امور شیعیان پدید آید.   اینها که گفتیم هرگز دلیلى بر میل باطنى امام بر پذیرفتن ولیعهدى نمى باشد چرا که امام مى دانست از دسیسه هاى مأمون ودارو دسته اش در امان نخواهد بود و گذشته از جانش، مقامش نیزتا مرگ مأمون پایدار نخواهد بود. امام بخوبى درک مى کرد که مأمون به هر وسیله اى در نابودى وى جسمى یا معنوى برخواهد آمد.   موضع گیرى در تعیین شروط  امام براى پذیرفتن ولایتعهدى شروطى قایل شد که طى آنها ازمأمون چنین خواسته بود: «امام هرگز کسى را بر مقامى نگماردو نه کسى را عزل و نه رسم و سنتى را نقض کند و نه چیزى از وضع موجود را دیگرگون سازد و از دور مشاور در امر حکومت باشد.»  مأمون همه شرایط را پذیرفت. امام بر پاره اى از اهداف مأمون خط بطلان کشید، زیرا اتخاذ چنین موضعى منفى دلیل گویایى بود برامور زیرالف متهم ساختن مأمون به برانگیختن شبهه ها و ابهامهاى بسیارى در ذهن مردم.   ب اعتراض نکردن به قانونى بودن سیستم حکومتى مأمون.   پ سیستم موجود هرگز نظر امام را به عنوان یک نظام حکومتى درست تامین نمى کرد.   ت مأمون بر خلاف نقشه هایى که در سر داشت دیگر با قبول شروطفوق نمى توانست کارهایى رابه دست امام انجام دهد.   ث امام هرگز حاضر نبود تصمیمهاى قدرت حاضر را اجرا سازد.   ج نهایت پارسایى و زهد امام که با جعل این شروط به همگان آن را اثبات کرد. آنان که امام را به خاطر پذیرفتن ولیعهدى به دنیا دوستى متهم مى کردند با توجه به این شروط متقاعد گردیدندکه بالاتر از این حد درجه اى از زهد قابل تصور نیست. امام نه تنها پیشنهاد خلافت و ولیعهدى را رد کرده بود بلکه پس از اجباربه پذیرفتن ولیعهدى، با قبولاندن این شروط به مأمون خود راعملا از صحنه سیاست دور نگاه داشت.   انتقام وحشتناک  مأمون عباسى از اعمال امام رضا(علیه السلام) سخت آشفته شده بود. اوبه این اندازه از چیزى یا که کسى بدش نمى آید. در موذى گرى وبدجنسى غرق است. هراسناک و گریزان است. دو گانگى در اخذ تصمیم از سیمایش، رنگ چهره اش پیداست. بالاخره تصمیم مى گیرد و با مشت گره کرده بر ستون گچى کاخ ضربه مى زند. دانه هاى آبدار و عقیق رنگ انار در پیش ذهن او زیر و رو مى شود. بهترین راه را درمسموم ساختن امام مى بیند. باید اضافه کنیم که خود امام نیزبارها شهادت خود را توسط مأمون پیش بینى کرده بودند. در این زمینه سه دسته روایت وجود دارد:  1 آن دسته از روایات که از زبان پیامبر(صلی الله علیه و آله) و ائمه نقل شده وحاکى از شهید شدن امام رضا(علیه السلام) در طوس است. در این باره پنج حدیث وارد شده است.   2 آن دسته از روایات که خود امام رضا(علیه السلام) نقل کرده اند و به شهادت خود توسط مأمون اشاره کرده اند.   3 آن دسته از روایات که به تشریح چگونگى سم خورانى پرداخته اند. این روایات بسیارند که بنا به تحقیق به افراد زیرمنتهى مى شوند:  1 ابوالصلت عبدالسلام هروى  2 هرثمه بن اعین  3 على بن حسین کاتب  4 ریان بن شبیب  5 محمد بن جهم  6 عبدالله بن بشیر  سر انجام در آخر سفر سال 203 هجرى قمرى امام رضا(علیه السلام) به شهادت رسید و مشعل امامت در دستان کوچک امام جواد(علیه السلام) قرار گرفت.   ارشاد مفید، ص 290.    

گفتگوى مأمون با امام در زمینه ولى عهدى  معصومه صادقى/ دبیرستان کوثر  پس از ورود امام به مرو مأمون پیام فرستاد که مى خواهم از خلافت کناره گیرى کنم و این کار را به شما واگذارم. نظر شماچیست؟ امام نپذیرفت. مأمون بار دیگر پیغام داد چون پیشنهاداول مرا نپذیرفتید ناچار باید ولایتعهدى مرا بپذیرید. امام به شدت از پذیرفتن این پیشنهاد نیز خود دارى کرد. مأمون امام رانزد خود طلبید و با او خلوت کرد. «فضل بن سهل ذوالریاستین » نیز در آن مجلس بود.   مأمون گفت: نظر من این است که خلافت و امور مسلمانان را به شما واگذارم. امام قبول نکرد. مأمون پیشنهاد ولایتعهدى راتکرار کرد باز امام از پذیرش آن ابا فرمود. مأمون گفت: «عمربن خطاب » براى خلافت بعد از خود شورایى با عضویت شش نفر تعیین کرد و یکى از آنان جد شما على بن ابیطالب بود. مأمون با بیان این مطلب تلویحا امام را تهدید به مرگ کرد و امام ناچار و بااکراه و اجبار ولیعهدى را پذیرفت و فرمود:  «ولایتعهدى را مى پذیرم به شرط آنکه آمرو ناهى و مفتى و قاضى نباشم و کسى را عزل و نصب نکنم و چیزى را تبدیل و تغییرندهم.» و مأمون همه این شرایط را پذیرفت و بدین ترتیب ولایتعهدى خود را بر امام تحمیل کرد تا با این توطئه هم امام را زیر نظر داشته باشد که نتواند مردم را به سوى خویش بخواندو هم علویان و شیعیان را آرام سازد، و پایه هاى حکومت خود را تحکیم بخشد.   «ریان بن صلت » مى گوید: خدمت امام رضا(علیه السلام) رفتم وعرض کردم اى فرزند پیامبر برخى مى گویند شما ولیعهدى مأمون راقبول نموده اید با آنکه نسبت به دنیا اظهار زهد و بى رغبتى مى فرمائید.   امام فرمود: «خدا گواه است که این کار خوشایند من نبود امامیان پذیرش ولیعهدى و کشته شدن قرار گرفتم و ناچار پذیرفتم...   آیا نمى دانید که «یوسف » پیامبر خدا بود و چون ضرورت پیداکرد که خزانه دار عزیز مصر شود پذیرفت، اینک نیز ضرورت اقتضا کردکه من مقام ولیعهدى را به اکراه و اجبار بپذیرم. اضافه بر این من داخل این کار نشدم مگر مانند کسى که از آن خارج است. (یعنى با شرایطى که قرار دادم مانند آنست که مداخله نکرده باشم) به خداى متعال شکایت مى کنم و از او یارى مى جویم.»  «محمد بن عرفه » مى گوید: به امام عرض کردم: «اى فرزند پیامبر خدا! چراولیعهدى را پذیرفتى؟» فرمود: «به همان دلیل که جدم على(علیه السلام)را وادار کردند در آن شورا شرکت کند.»  «یاسر خادم » مى گویدپس از آنکه امام ولایتعهدى را قبول کرده بود، او را دیدم دستهایش را به سوى آسمان بلند کرده مى گفت: «خدا یا تو مى دانى که من به ناچار و با اکراه پذیرفتم، پس مرا مواخذه مکن هم چنانکه بنده و پیامبرت یوسف را مواخذه نکردى هنگامى که ولایت مصر را پذیرفت.»  و نیز به یکى از خواص خود که از ولایتعهدى امام خوشحال بود فرمود:  «خوشحال نباش، این کار به انجام نخواهد رسید و به این حال نخواهد ماند

 

منبع : فرهنگ کوثر، شماره 24

آئین محبت: امام‌شناسی از منظر ثامن الائمه علی بن موسی الرضا (ع)

کتابی دیگر در باب امام رضا علیه السلام

•    آئین محبت: امام‌شناسی از منظر ثامن الائمه علی بن موسی الرضا (ع)  
محمدعلی رضایی‌ اصفهانی، به‌نشر (انتشارات آستان قدس رضوی)، 64 صفحه، جیبی (شومیز)، چاپ 2 سال 1394، 2000 نسخه، 22000 ریال.  

 

«حماسه‌ جاودان زنان نوغان» به قلم رضا صابری منتشر می شود

خبرگزاری رسا ـ نمایش‌نامه‌ی رضا صابری، هنرمند برجسته‌ کشور، درباره به زنان منطقه‌ی نوغان مشهد در پنجمین مجموعه کتاب از پشت پنجره در آستانه‌ چاپ قرار گرفت.                                             

 
                    
 
 

 

 

به گزارش خبرگزاری رسا در مشهد، مجموعه کتاب‌های "از پشت پنجره" نمایش‌نامه‌هایی از هنرمندان مختلف را شامل می‌شود که به سفارش موسسه‌ی آفرینش‌های هنری آستان قدس رضوی، تالیف شده و توانسته‌ در طی این سال‌ها، آثاری متفاوت با محوریت سبک و سیره‌ی رضوی تولید کند.

 

این کتاب‌ها که سومین شماره‌اش با موضوع نمایش‌نامه‌های کودک و نوجوان در فستیوال آهوانه زمستان 93 رونمایی شد، قرار است در پنجمین مجموعه‌ی خود نمایش‌نامه‌ا‌ی از رضا صابری را پیش روی مخاطبان قرار دهد. نمایش‌نامه‌ای با عنوان "زنان پری‌سان تشییع روی شانه‌ی ماه" که قصه‌ی تکرارنشدنی زنان نوغان و نهایت ارادتشان را به امام رضا علیه السلام با نگاهی جدید به تصویر می‌کشد.

 

رضا صابری، نویسنده، کارگردان و بازیگر پیشکسوت 67 ساله‌ی مشهدی که دارنده‌ی جوایز متعدد از تئاتر فجر، صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران و... است، در این نمایش‌نامه از حماسه‌ی زنان قهرمانی می‌گوید که داوطلبانه در سوگ سلاله‌ی پاک حضرت زهرا سلام الله علیها از مال و ثروتشان می‌گذرند و تا ابد، عزادار امام شهیدشان می‌شوند.

شاخصه‌های سبک زندگی اسلامی در کتاب «حکمت های رضوی»

خبرگزاری رسا ـ «حکمت‌های رضوی»، یازدهمین اثر از سلسله کتاب‌های راه زندگی است که به همت موسسه انتشارات به نشر، چاپ و منتشر شده است.                                             

 
                    
 
 

 

به خبرگزاری رسا در مشهد، این کتاب از سوی حجت الاسلام والمسلمین جواد محدثی به رشته نگارش درآمده است که ترجمه و توضیح 40 حدیث از امام رضا علیه السلام را در بردارد و به تبیین موضوعات اعتقادی، اخلاقی، تربیتی، فقهی، تفسیری و تاریخی با ترجمه‌ای روان و به کار گیری اشعاری متناسب پرداخته است.

 

نویسنده کتاب «حکمت‌های رضوی»، در خصوص مؤلفه‌های سبک و سیره رضوی گفت: احادیث گران سنگ پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم و ائمه اطهار علیهم السلام دومین منبع معرفت بخش پس از قرآن کریم است که در کنار تبیین مفاهیم قرآنی، تعالیم ارزشمند دیگری را نیز به مخاطب خود عرضه می کند.

 

وی گفت: احادیث و کلمات نورانی معصومان علیهم السلام در زمینه‌های مختلف، از مطمئن‌ترین منابع برای آشنایی با اسلام اصیل و معارف دینی محسوب می‌شود و احادیث اخلاقی و تربیتی در بین این منابع غنی از جایگاه وی‍ژه ای برخوردار است.

 

وی با اشاره به احادیثی از امام هشتم شیعیان، ابراز داشت: از حضرت رضا علیه السلام نقل شده است که علوم و احادیث و معارف ما را فرا گرفته و به دیگران بیاموزید، زیرا مردم اگر با زیبایی‌های سخنان ما آشنا شوند از ما پیروی خواهند کرد.

 

محدثی افزود: وجود مبارک حضرت امام‌رضا علیه السلام افتخار بزرگی برای همگان است، آن حضرت در زهد، تقوا، اخلاق، آداب معاشرت، احترام به حقوق دیگران همچنین در عرصه‌‌های اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی نمونه و الگوی کامل بشریت هستند، پس ما باید به بهترین شکل ممکن از این الگوی زیبا بهره‌مند شویم و سبک زندگی خود را با محوریت سیره و سنت رضوی ترسیم کنیم.

 

وی بیان داشت: هر چه ما تلاش کنیم تا سبک زندگی اسلامی و رضوی را به جامعه معرفی کنیم، در زمینه الگو گیری و آشنایی افراد با سیره عملی بزرگان دین موفق عمل کرده ایم.

 

نویسنده کتاب «حکمت های رضوی» در ادامه خاطرنشان کرد: چون کودکان و نوجوانان ذهن و قلب آماده‌ای برای آموختن دارند، تاثیر تعلیمات دینی در ساختار فکری و روحی آن ها بیشتر است.

 

وی ابراز داشت: قالب‌های قصه، خاطره، داستان و حکایت بر کودکان و نوجوانان بسیار اثرگذار است، بنابراین اگر جلوه‌هایی از سیره پیامبران و ائمه اطهار علیهم السلام را در قالب و حکایت به این طیف از افراد بیاموزیم، موثرتر واقع می‌شود.

 

محدثی با اشاره به موانع و مشکلات گسترش سبک زندگی رضوی در جامعه، اضافه کرد: مدل سازی‌هایی که در جامعه وجود دارد از جمله تفکر غربی، زندگی پر زرق و برق کنونی، تبلیغات سوء و رسانه‌های مجازی بیگانه، همه مانعی بر سر راه ترویج سبک زندگی رضوی هستند.

 

وی ابراز داشت: وقتی که ما به سمت سبک زندگی اسلامی حرکت نمی‌کنیم، در واقع از هویت خود فاصله گرفته‌ایم و به سمت افکار غلط غربی‌ها حرکت کرده‌ایم.

 

نویسنده این کتاب اضافه کرد: اسلام به ما وعده داده است که حیات طیبه و زندگی گوارا و دل چسب را به ما هدیه خواهد داد و شرط رسیدن به این هدیه ارزشمند عمل کردن به شیوه اهل بیت علیهم السلام است و این بدان معنا نیست که فقط در نقش شنونده باشیم و در عمل کوتاهی کنیم، زیرا اگر این گونه باشد دچار ضعف ایمان هستیم و فقط نام مسلمان را یدک می‌کشیم.

 

محدثی، تطبیق سیره رضوی با شرایط امروزی را از راه‌های رسیدن به یک برنامه هدفمند ذکر کرده و عنوان کرد: مبلغان ما باید این هنر و مهارت را داشته باشند که محتوای اصیل دینی را با نیازهای امروزی مطابقت دهند. این کار نیازمند این است تا خلاهای موجود را شناسایی کنیم و با استفاده از فکرهای خلاق و خوب بتوانیم نیازهای مختلف جامعه را در قالب فیلم، سریال، انیمیشن، تئاتر و ... به شکلی که در راستای این هدف باشد، تولید کنیم./

جشنواره سفرنامه و خاطره نویسی رضوی ۸ برگزیده دارد

به گزارش خبرگزاری فارس به نقل از واحد خبر بنیاد بین‌المللی امام رضا(ع)، علی محمدنیاکان مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان ایلام گفت: برای هشتمین سال متوالی است که این استان میزبانی این جشنواره را بر عهده دارد.

محمدنیاکان تشکیل اتاق فکر را از جمله اقدامات موثر در راستای کیفی برگزار شدن جشنواره دانست و افزود: در حال حاضر تعدادی از اعضای اتاق فکر جشنواره سفرنامه و خاطره نویسی رضوی مشخص شده و در حال شناسایی سایر نیروهای اتاق فکر هستیم.

وی با بیان اینکه اتاق فکر جشنواره سفرنامه و خاطره نویسی رضوی متشکل از 7 نفر از کارشناسان متخصص خواهد بود، تصریح کرد: اعضای این اتاق فکر علاوه بر توانمندی در موضوع جشنواره، بسیار علاقمند به خدمت به آستان کبریایی حضرت علی بن موسی الرضا(ع)هستند.

مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان ایلام از انتخاب دبیر تخصصی جشنواره خاطره و سفرنامه نویسی رضوی خبر داد و گفت: تلاش کردیم یک فرد متخصص و با تجربه در حوزه فرهنگ به عنوان دبیر تخصصی جشنواره فعالیت نماید.

وی هم چنین از راه اندازی زیرپورتال سایت جشنواره بین المللی امام رضا(ع) در استان ایلام خبر داد و گفت: فراخوان جشنواره سفرنامه و خاطره نویسی رضوی در کشور توزیع شده و علاقه مندان می‌توانند نسبت به تولید و جمع آوری آثار با موضوع خاطره و سفرنامه نویسی حرم مطهر رضوی، بارگاه حضرت معصومه(س)، حضرت شاهچراغ (ع) و سایر امامزادگان اقدام کنند.

محمدنیاکان با بیان اینکه جشنواره برای هشتمین سال متوالی همزمان با دهه کرامت برگزار و از هشت برگزیده تقدیر خواهد شد، افزود: نفر اول این جشنواره برای شرکت در آیین باشکوه اختتامیه جشنواره امام رضا(ع) که همزمان با میلاد حضرت در مشهد برگزار می شود، به مشهد الرضا(ع) سفر می کند.

سیزدهمین جشنواره بین‌المللی فرهنگی هنری امام رضا(ع) از یکم تا یازدهم ذی‌القعده در دهه کرامت برابر با 25 مرداد تا چهارم شهریور سال 1394 در تمام استان‌های ایران و 220 نقطه از جهان برگزار می‌شود.

مراسم افتتاحیه این جشنواره هم زمان با میلاد باسعادت کریمه اهل بیت حضرت معصومه(س) در شهر مقدس قم برگزار می شود و آیین اختتامیه این جشنواره در شب میلاد فرخنده ثامن الحجج(ع) در مشهد مقدس برگزار خواهد شد. علاقه‌مندان برای ثبت‌نام و آگاهی از نحوه شرکت در هر یک از برنامه‌های این جشنواره می‌توانند به سایت سه زبانه «شمس توس» به نشانی  www.shamstoos.ir مراجعه کنند. همچنین سامانه پیام کوتاه: 30007888 و شماره تلفن‌های‌: 9-05132283044 به عنوان پل ارتباطی میان جشنواره و مخاطبان معرفی شده است.

کارگروه رسانه‌های دیجیتال جشنواره امام رضا(ع) برگزار شد

به گزارش خبرگزاری فارس، نشست کارگروه رسانه‌های دیجیتال سیزدهمین جشنواره بین‌المللی امام رضا(ع) با حضور سید مرتضی موسویان رئیس مرکز توسعه فناوری اطلاعات و رسانه‌های دیجیتال وزارت ارشاد، سید جواد جعفری، مدیرعامل بنیاد بین‌المللی امام رضا(ع) و بابک دربیکی رییس مرکز روابط عمومی و اطلاع رسانی وزارت فرهنک و ارشاد اسلامی برگزار شد.

 

موسویان: بر عمق محتوایی جشنواره می‌افزاییم

رییس مرکز توسعه فناوری اطلاعات و رسانه های دیجیتال با اشاره به برگزاری سیزدهمین جشنواره بین المللی امام رضا (ع) گفت: ما برآنیم تا با توفیق از ثامن الحجج (ع) با هدف خدمت گزاری برعمق محتوایی این جشنواره بیافزاییم و آوازه این جشنواره را گسترش دهیم، آنچه در جشنواره دوازدهم گذشت انگیزه لازم را برای تعمیق محتوای این جشنواره بیشتر کرد و سعی بر آن است تا محیط سراسر آماده و تعاملی هزاره سوم را با علوم و دانش منبعث از آیات و روایات در جشنواره سیزدهم به نمایش گذاریم.

سید مرتضی موسویان با اشاره به حجم بالای محصولات در کارگروه های مختلف این جشنواره اظهار کرد: تعداد آثار رسیده به جشنواره برای داوران مشهود و قابل انتظار است، ولی برای کسانی که علاقه مند به دیدن این محصولات هستند فکری نشده است و باید به بحث مستندسازی و در اختیار بودن همه محصولات برای افراد توجه شود.

وی ادامه داد: هدف امسال ارتقای محتوای محصولات نسبت به سال گذشته است و در این ارتقا نسبت های کیفی و کمی و برنامه ریزی بلند مدت برای جشنواره سیزدهم در نظر گرفته شده که خوشبختانه با توجه به فاصله ای که تا زمان برگزاری این جشنواره داریم فعالیت های مستمری در این حوزه جریان است.

موسویان  در پایان بیان داشت: امیدواریم با تلاش همکاران و عدم موازی‌کاری در بخش پیامک ها شاهد انجام باشکوه جشنواره باشیم و با صرفه جویی در سایر بخش ها سطح جوایز ارتقا یابد و امیدواریم با انجام اصلاحات، در جشنواره چهاردهم افراد به فکر تولید محصولات جدید باشند.

جعفری: تلاش تشکل‌های مردمی در راه گسترش فرهنگ رضوی

مدیرعامل بنیاد بین المللی فرهنگی و هنری امام رضا (ع) نیز در این نشست گفت: پیشرفت این بنیاد در فضای مجازی با حضور نیروهای خوش فکر و با نشاط و همچنین خدمت رسانی برجسته در ساحت مقدس فرهنگ رضوی میسر خواهد شد.

سید جواد جعفری اظهار کرد :مرکز فناوری و رسانه های دیجیتال با داشتن جوانانی دلسوز و کارآزموده و با تدابیر ویژه ای که می اندیشد خواهد توانست سال‌های آینده نهاد ها و تشکل های بیشتری را وارد این حوزه کند.

جعفری در ادامه تصریح کرد: خوشبختانه وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و ادارات تابعه این وزارت در استان ها انگیزه های لازم را برای حضور تشکل های مردمی در حوزه فضای مجازی به وجود آورده اند تا بخش های خصوصی در گسترش فرهنگ رضوی بتوانند فعالیت بیشتری داشته باشند.

دُربیکی: آسیب شناسی جشنواره پیامک ادبی رضوی

رییس مرکز روابط عمومی و اطلاع رسانی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی اظهار کرد: جشنواره پیامک جشنواره خودجوشی بوده است که در سال گذشته اتفاق افتاد و داوری ها به متخصصین این حوزه سپرده شد و در آسیب شناسی پنج دوره قبل، شاهد تقلیل 8000 پیامک به 735 مورد بودیم، در این اسیب شناسی متوجه شدیم که بخش عمده ای از این پیامک‌ها تکراری، سرقت ادبی و اقتباس ناصواب بود و مطالب نو و بدیع در آن کمتر به چشم می خورد، اما با بازنگری سعی بر آن شد تا با بازتولید اخلاقی، کیفیت این دوره را بالا برده و براساس موضوع دسته بندی شوند.

ویبا اشاره به آمادگی برای این دوره از جشنواره بین المللی امام رضا (ع) ادامه داد: در حوزه مستندسازی، آثار برگزیده چاپ و پیامک های مثبت ضبط می شود، این پیامک ها نشان دهنده نگرش جامعه در حوزه دین و اخلاق است که می توان در اختیار پژوهشگران و متخصصین این حوزه قرار گیرد.

اجرای مشترک ایران و تاجیکستان در جشنواره تئا‌تر رضوی

به گزارش خبرگزاری فارس، حسین ثابت‌قدم‌وحید مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان خراسان شمالی، با اشاره به اینکه این استان در سال جاری میزبان دهمین دوره جشنواره تئا‌تر رضوی است، اظهار داشت: در این دوره کیفیت را اصل و محور فعالیت خود قرار داده‌ایم. دبیر جشنواره تئا‌تر رضوی با اشاره به اینکه در این دوره از جشنواره آثار فاقد کیفیت در مرحله اول بازبینی از رده خارج می‌شوند، افزود: برای ایجاد انگیزه در بین تولیدکنندگان آثار، جوایز پنجمین دوره از جشنواره تئا‌تر رضوی نسبت به سال‌های گذشته از بیشتر در نظر گرفته شده‌اند. وی ادامه داد: امسال برای نخستین بار از متون 5 متن منتخب سال‌های گذشته، تولید اثر خواهیم داشت که این اقدام انگیزه‌ای قوی برای شرکت کنندگان در استفاده از آثار آن‌ها برای سال‌های آتی جشنواره است. ثابت قدم از تولید اثر مشترک نمایشی بین هنرمندان سه استان خراسان شمالی، جنوبی و رضوی خبر داد و گفت: هم چنین در این دوره از جشنواره تولید مشترکی در زمینه تئا‌تر رضوی با کشور تاجیکستان داریم که این اثر در استان‌های خراسان شمالی، رضوی، گلستان، سمنان و کشور تاجیکستان در ایام دهه کرامت به اجرا درخواهد آمد. وی تصریح کرد: به منظور کیفی برگزار شدن این دوره از جشنواره تئا‌تر رضوی حسین مسافر آستانه از برجستگان حوزه تئاتر کشور به عنوان مشاور دبیر جشنواره، فعالیت دارد. وی همچنین از آغاز عملیات اجرایی ساخت پلاتو جشنواره تئا‌تر رضوی در بجنورد خبر داد.

سیزدهمین جشنواره بین‌المللی فرهنگی هنری امام رضا (ع) از یکم تا یازدهم ذی‌القعده در دهه کرامت برابر با 25 مرداد تا چهارم شهریور سال 1394 در تمام استان‌های ایران و 220 نقطه از جهان برگزار می‌شود. علاقه‌مندان برای ثبت‌نام و آگاهی از نحوه شرکت در هر یک از برنامه‌هی این جشنواره می‌توانند به وبگاه «شمس توس» به نشانی www.shamstoos.ir مراجعه کنند.

سفارش پایان‌نامه برای همایش سیمای امام رضا(ع) در آیینه ادبیات تطبیقی

به گزارش خبرگزاری فارس، ابراهیم رحیمی زنگنه، مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان کرمانشاه، اظهار داشت: همایش سیمای امام رضا(ع) در آیینه ادبیات تطبیقی (فارسی و عربی)،به میزبانی کرمانشاه برگزار می‌شود.

وی با تاکید بر اهمیت ارتقای کیفی همایش افزود: دبیر تخصصی همایش سیمای امام رضا(ع) در آیینه ادبیات تطبیقی( فارسی و عربی) انتخاب شده است.

رحیمی با اشاره به اینکه اتاق فکر همایش مشخص شده اند، تصریح کرد: تعداد اعضای این اتاق 15 نفر است و اولین جلسه آن در هفته جاری برگزار خواهد شد.

وی گفت: کمیته علمی همایش با حضور ۱۰ تن از اساتید دانشگاه رازی کرمانشاه شروع به کار کرد و تاکنون چهار جلسه علمی در این خصوص برگزار شده است.

رحیمی زنگنه از توزیع فراخوان همایش در سطح وسیع در کشور خبر داد و تاکید کرد: با ارتباطی که با بانک اطلاعاتی پژوهشگران داشتیم، فراخوان به صورت خصوصی برای این افراد ارسال شد و چند عنوان پایان‌نامه مرتبط با همایش سفارش داده شده است.

دبیر همایش سیمای امام رضا(ع) در آیینه ادبیات تطبیقی (فارسی و عربی) ادامه داد: اداره نظام و پیشنهادات اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان کرمانشاه فعال است و در قالب اتاق فکر جلساتی را تشکیل می‌دهد تا فعالیت‌های خود را از حالت کلیشه‌ای خارج کرده و ابتکار و نوآوری را در فعالیت ها وارد کند.

سیزدهمین جشنواره بین‌المللی فرهنگی هنری امام رضا(ع) از یکم تا یازدهم ذی‌القعده در دهه کرامت برابر با 25 مرداد تا چهارم شهریور سال 1394 در تمام استان‌های ایران و 220 نقطه از جهان برگزار می‌شود. علاقه‌مندان برای ثبت‌نام و آگاهی از نحوه شرکت در هر یک از برنامه‌هی این جشنواره می‌توانند به وبگاه «شمس توس» به نشانی www.shamstoos.ir مراجعه کنند.

امام رضا علیه السلام  /  ويکی شيعه

امام رضا علیه السلام از ويکی شيعه (تغییرمسیر از امام رضا) پرش به: ناوبری، جستجو امام رضا نقش امام هشتم شیعیان نام امام رضا کنیه ابوالحسن (ثانی) زادروز 11 ذی قعده، سال ۱۴۸ق. زادگاه مدینه شهادت آخر ماه صفر، ۲۰۳ق. مدفن مشهد محل زندگی مدینه، مرو لقب(ها) رضا پدر امام کاظم مادر تکتم همسر(ان) سبیکه فرزند(ان) محمدجواد طول عمر ۵۵ سال.
علی · حسن · حسین سجاد · محمد باقر · جعفر صادق موسی کاظم · رضا · جواد هادی · حسن عسکری · مهدی
ابوالحسن علی بن موسی الرضا (علیه‌السلام) هشتمین امام شیعه اثنی عشری (۱۴۸–۲۰۳ه‍.ق.)، کنیه آن حضرت، ابوالحسن و مشهورترین لقبش، «‌رضا‌» است و بیست سال مقام امامت را بر عهده داشت. امام رضا(ع) در شهر مدینه به دنیا آمد و در طوس به شهادت رسید.
مأمون عباسی او را به اجبار به خراسان برد و به اکراه ولیعهد خویش کرد. جلسات مناظره‌ای که مأمون عباسی میان وی و بزرگان دیگر ادیان و مذاهب تشکیل می‌داد، معروف است.
مرقد آن حضرت هم اکنون در شهر مشهد قرار دارد و سالانه زیارتگاه میلیون‌ها مسلمان از کشورهای مختلف است.[۱]     تابلوی ضامن آهو اثر استاد فرشچیان محتویات  [نهفتن]  ۱ نسب، کنیه و لقبها ۲ ولادت و درگذشت ۳ همسر (ان) و فرزند (ان) ۴ امامت ۴.۱ دلائل امامت ۵ سفر به خراسان ۶ ولایت عهدی مأمون ۶.۱ تحلیل ولایت عهدی ۷ مناظرات ۷.۱ تحلیلی از جلسات مناظره ۸ نماز عید ۹ مسأله شهادت ۹.۱ تحلیل چرایی قتل امام توسط مأمون ۱۰ آثار منسوب ۱۱ اصحاب ۱۲ سخنان بزرگان اهل سنت درباره وی ۱۳ جستارهای وابسته ۱۴ پانویس ۱۵ منابع ۱۶ مطالعه بیشتر ۱۷ پیوند به بیرون نسب، کنیه و لقبها
نسب امام رضا(ع) چنین است: ابن موسی بن جعفر بن محمد بن علی بن حسین بن علی بن ابی طالب.[۲] شیخ صدوق درباره مادر آن حضرت نوشته است: کنیزی بود به نام «‌تکتم‌» و این نام زمانی بر وی گذاشته شد که امام کاظم(ع) مالک وی شد.[۳] چون امام رضا به دنیا آمد، امام کاظم(ع) «‌تکتم‌» را طاهره نامید.[۴] صدوق می‌گوید: عده‌ای روایت کرده‌اند که نام مادر امام رضا(ع) سَکَن نوبیه، بوده است و همچنین اروی، نجمه، سمانه، نیز نامیده شده است و کنیه‌اش ام البنین است.[۵] لغت نامه دهخدا می‌نویسد: «مادرش کنیزی پاک و پرهیزگار بود به نام نجمه که حمیده مادر امام موسی کاظم وی را خرید و به پسرش بخشید و بعد از ولادت حضرت رضا او را طاهره نامید.‌» [۶] گفته شده است که مادر امام رضا(ع) از اهالی نوبه بوده است.[۷]
کنیه امام رضا(ع)، ابوالحسن و بنابر برخی منابع، صابر، رضی، و وفی از القاب آن حضرت و مشهورترین لقبش رضا است.[۸] ولادت و درگذشت
زادروزش را پنجشنبه یا جمعه ۱۱ ذی الحجه، یا ذی القعده، یا ربیع الاول سال ۱۴۸ یا ۱۵۳ه‍.ق. نقل کرده‌اند.[۹] کلینی سال تولدش را ۱۴۸ه‍.ق. نقل می‌کند.[۱۰] نظر بیشتر علماء و مورخین نیز همین است.[۱۱]
شهادتش را جمعه یا دوشنبه آخر ماه صفر، یا ۱۷ صفر، یا ۲۱ رمضان، یا ۱۸ جمادی الاولی، یا ۲۳ ذی القعده، یا آخر آن، در سال ۲۰۲، یا ۲۰۳، یا ۲۰۶ نقل کرده‌اند.[۱۲] کلینی، وفاتش را در ماه صفر سال ۲۰۳ه‍.ق. در سن ۵۵ سالگی ذکر می‌کند.[۱۳] طبق نظر بیشتر علماء و مورخین سال وفات حضرت، ۲۰۳ه‍.ق. بوده است.[۱۴] طبرسی روز وفات را در آخر ماه صفر نقل می‌کند.[۱۵]
در سن حضرت نیز با توجه به اختلاف در تاریخ ولادت و وفات، اختلاف پیش آمده است که از ۴۷ تا ۵۷ سال گفته شده است.[۱۶] طبق قول اکثریت مذکور در مورد ولادت و وفات، سن وی ۵۵ سال بوده است. همسر (ان) و فرزند (ان)
وی همسری به نام سبیکه[۱۷] داشت که گفته شده است از خاندان ماریه همسر پیامبر(ص)، بوده است.[۱۸]
علاوه بر سبیکه، در برخی از منابع تاریخی، همسر دیگری نیز برای امام رضا(ع) ذکر شده است: مأمون به امام رضا(ع) پیشنهاد داد که با دخترش «‌ام حبیب‌» ازدواج کند و امام نیز پذیرفت. طبری این ازدواج را در حوادث سال ۲۰۲ق یاد می‌کند.[۱۹] گفته‌اند که هدف مأمون از این کار، نزدیکی بیشتر با امام رضا و نفوذ به خانه وی جهت اطلاع از برنامه هایش بوده است.[۲۰] یافعی نام دختر مأمون را «‌ام حبیبه‌» می‌داند که مأمون او را به عقد امام رضا در می‌آورد.[۲۱] سیوطی نیز، از تزویج دختر مأمون با امام رضا(ع) یاد می‌کند ولی اسم دختر مأمون را ذکر نمی‌کند.[۲۲]
فرزند (ان)
در شماره و اسامی فرزندان وی اختلاف است، گروهی آنها را پنج پسر و یک دختر نوشته‌اند، به نامهای محمد قانع، حسن، جعفر، ابراهیم، حسین و عایشه‍.[۲۳] سبط بن جوزی برای وی چهار پسر به نامهای محمد (ابوجعفر ثانی)، جعفر، ابومحمد حسن، ابراهیم، و یک دختر، بدون ذکر اسم، یاد می‌کند.[۲۴] گفته شده است که فرزندی از آن حضرت که دو سال یا کمتر داشته در قزوین مدفون شده است که همان امامزاده حسین کنونی در قزوین است و امام در سال ۱۹۳ به این شهر مسافرتی داشته است.[۲۵] مفید، فرزندی را غیر از محمد بن علی برای وی نمی‌شناسد.[۲۶] ابن شهرآشوب و طبرسی، نیز بر همین عقیده‌اند.[۲۷] برخی از دختری به نام فاطمه برای وی سخن گفته‌اند.[۲۸] امامت
مدت امامت او پس از پدرش ۲۰ سال (۱۸۳-۲۰۳ق) بود که همزمان بود با ادامه خلافت هارون الرشید، محمد امین (سه سال و ۲۵ روز)، ابراهیم بن مهدی معروف به ابن شکله (۱۴ روز)، باز محمد امین (یکسال و هفت ماه)، مأمون (۲۰ سال که ۵ سال آخر عمر امام (از ۱۹۸ تا ۲۰۳) مصادف با حکومت مأمون بود).[۲۹] دلائل امامت
بعضی از کسانی که احادیثی را از موسی بن جعفر (علیه‌السلام) بر امامت فرزندش علی(ع) نقل کرده‌اند از این قرارند: داود بن کثیر الرقی، محمد بن اسحاق بن عمار، علی بن یقطین، نعیم القابوسی، الحسین بن المختار، زیاد بن مروان، المخزومی، داود بن سلیمان، نصر بن قابوس، داود بن زربی، یزید بن سلیط و محمد بن سنان.[۳۰] در ادامه برخی از این احادیث را نقل می‌کنیم.
داود رقی می‌گوید که به امام موسی(ع) گفتم:...امام ما بعد از تو کیست؟ او در پاسخ به فرزندش ابوالحسن [امام رضا ع] اشاره کرد و فرمود: این امام شما بعد از من است. [۳۱]
محمد بن اسحاق بن عمار می‌گوید که به امام موسی(ع) گفتم: آیا مرا راهنمایی نمی‌کنی که [امور] دینم را از چه کسی اخذ کنم؟ او پاسخ داد: این پسرم علی است...[۳۲]
علاوه بر ادله روایی فراوان، مقبولیت امام رضا(ع) در میان شیعیان و برتری علمی و اخلاقی وی، ثابت کننده امامت اوست و هرچند وضعیت مسأله امامت در اواخر زندگی موسی بن جعفر(ع) بسیار پیچیده و سخت بود اما بیشتر اصحاب امام کاظم(ع) جانشینی امام رضا(ع) را از طرف آن حضرت پذیرفتند.[۳۳] سفر به خراسان
گفته شده است که هجرت امام رضا(ع) از مدینه به مرو در سال ۲۰۰ه‍.ق. واقع شد.[۳۴] نویسنده کتاب «‌حیات فکری و سیاسی امامان شیعه(ع) »، می‌گوید: امام رضا(ع) تا سال ۲۰۱ در مدینه بود و در رمضان آن سال وارد مرو شد.[۳۵]
در تاریخ یعقوبی آمده است که مأمون، امام رضا علیه‌السلام را از مدینه به خراسان آورد و فرستاده وی جهت آوردن حضرت به خراسان، رجاء بن ابی ضحاک خویشاوند فضل به سهل بود. آن بزرگوار را از راه بصره آوردند تا به مرو رسید.[۳۶] مسیری که مأمون برای سفر امام رضا به مرو انتخاب کرد یک مسیر مشخصی بود که حضرت از مراکز شیعه نشین عبور نکند، زیرا از خودشان می‌ترسیدند. دستور داد که حضرت را از طریق کوفه نیاورند، از طریق بصره و خوزستان و فارس بیاورند به نیشابور.[۳۷] مسیر حرکت طبق کتاب اطلس شیعه چنین بوده است: مدینه، نقره، هوسجه، نباج، حفر ابوموسی، بصره، اهواز، بهبهان، اصطخر، ابرقوه، ده شیر (فراشاه)، یزد، خرانق، رباط پشت بام، نیشابور، قدمگاه، ده سرخ، طوس، سرخس، مرو.[۳۸]
مهم‌ترین و مستندترین حادثه این مسیر، در نیشابور اتفاق افتاد که امام رضا(ع) در آنجا حدیث معروف به سلسلة الذهب را ایراد کرد.[۳۹]
شیخ مفید می‌گوید: مأمون گروهی از خاندان ابوطالب را از مدینه فراخواند که از جمله آنها امام رضا علیه‌السلام بود. وی برخلاف یعقوبی، فرستاده مأمون را جلودی معرفی می‌کند و می‌گوید آنها را از مسیر بصره به نزد مأمون آوردند. وی آنها را در خانه‌ای جای داد و امام رضا را در خانه‌ای دیگر و او را اکرام کرد و بزرگ داشت[۴۰] ولایت عهدی مأمون
پس از استقرار امام در مرو، مأمون قاصدی به خانه امام رضا فرستاد و به وی پیشنهاد داد که من می‌خواهم خودم را از خلافت خلع کنم و آن را به تو سپارم و از وی خواست که نظرش را در این باره بگوید. امام به شدت با این کار مخالفت کرد. پس از این، مأمون از وی خواست که ولایت عهدی پس از خودش را به او واگذار نماید. باز امام مخالفت شدید کرد. در اینجا مأمون امام را به خانه خویش فراخواند و در جلسه‌ای که غیر از او و امام رضا و فضل بن سهل ذوالریاستین کسی دیگر نبود به او گفت: من می‌خواهم امور مسلمانان را به تو واگذارم و شانه از این مسؤولیت خالی کنم و بر عهده تو نهم.
امام رضا(ع) پاسخ داد:‌ای امیرالمؤمنین! تو را به خدا! تو را به خدا! من نه تحمل این کار را دارم و نه توانایی انجامش را.
مأمون گفت: من ولایت عهدی پس از خودم را به تو می‌سپارم.
امام(ع) گفت: مرا از این امر معاف بدار‌ ای امیرالمؤمنین.
در این هنگام مأمون سخنی با شائبه تهدید به زبان آورد و در این میان گفت: عمر بن خطاب شوری را در شش نفر قرار داد که یکی از آنها جد تو امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب بود و شرط کرد که هرکدام از آنها مخالفت کرد گردنش زده شود. چاره‌ای نیست جز اینکه آنچه از تو می‌خواهیم بپذیری که من گزیری از آن نمی‌یابم.
امام(ع) پاسخ داد: پس من می‌پذیرم بدین شرط که نه فرمان دهم و نه بازدارم، نه فتوا دهم و نه قضاوت کنم، نه کسی را به کاری گمارم و نه عزل کنم و نه چیزی را از جایگاهش تغییر دهم.
مأمون، شرط او را پذیرفت.[۴۱]
امام رضا(ع): «‌دوست هر کس عقل او و دشمنش نادانی اوست.‌» صدوق، ج۲، ۱۳۷۳، ص۳.
بدین طریق، مأمون در روز دوشنبه هفتم رمضان سال ۲۰۱ه‍.ق. به ولیعهدی پس از خود با وی بیعت نمود و مردم را بجای لباس سیاه (لباسی که ابومسلم خراسانی و یارانش می‌پوشیدند که شاید به تقلید از رنگ پرچم پیامبر(ص) یا به نشانه سوگ شهدای اهل بیت پیامبر(ص) بوده است.[۴۲])، سبزپوش کرد و فرمان آن را به اطراف و نواحی نوشت و برای امام رضا(ع) بیعت گرفت و به نام وی بر منبرها خطبه خواندند و دینار و درهم به نامش سکه زدند و کسی نماند که لباس سبز نپوشد مگر اسماعیل بن جعفر بن سلیمان بن علی هاشمی.[۴۳]
مأمون با دعوت از سخنرانان و شاعران محفلی برای این ولایتعهدی جشنی برپا کرد که از جمله شاعران حاضر، دعبل بن علی خزاعی بود که امام رضا(ع) پاداشی را به وی داد.[۴۴]
مأمون فرمان بیعت با امام رضا(ع) را با عیسی جلودی به مکه فرستاد. در آن هنگام مکه به فرمان ابراهیم بن موسی بن جعفر درآمده بود و او خود به نام مأمون دعوت می‌کرد، و چون جلودی با شعار سبز و بیعت رضا رسید ابراهیم به استقبال وی شتافت و مردم مکه برای رضا علیه‌السلام بیعت کردند و لباس سبز پوشیدند.[۴۵] تحلیل ولایت عهدی        
مأمون زمام ایالت عراق عرب را به دست حسن به سهل داد و خود در مرو بود. گروهی از علویان به طمع خلافت عَلَم طغیان برافراشتند و چون مردم عراق از حسن بن سهل راضی نبودند جمع کثیری به مبایعت و مطاوعت علویان پرداختند. مأمون با شنیدن این خبر پریشان حال گشت و با فضل بن سهل ذوالریاستین به مشورت پرداخت و به صوابدید وی بر آن شد حضرت رضا را به ولیعهدی خود برگزیند تا شاید از این راه دیگر سادات را به اطاعت وادارد.[۴۶]
ولایت عهدی از مسائل مهم در حیات سیاسی امام رضا(ع) است. برای بررسی رویداد ولیعهدی آن حضرت باید تاریخ اسلام و تاریخ خلفای بنی امیه و کیفیت به خلافت رسیدن عباسیان را مورد تحقیق قرار داد. اوضاع عمومی سرزمینهای خلافت اسلامی تا سال ۲۰۳ه‍.ق. (سال وفات حضرت رضا) به اجمال از این قرار است: خلفای اموی عموماً ستمگر بودند و از خلافت جز حکمرانی چیزی در نظر نداشتند. تنها رفتار عمر بن عبدالعزیز با آنان مغایر بود که حکومت او هم دیری نپائید. در نتیجه ستم این خلفا شورشها و آشوبها علیه حکومت اموی از هر سو پدیدار شد. این شورشها بیشتر رنگ و آمیزه مذهبی داشت. مسلمانان برای احیای آئین اسلام و تابعان سایر ادیان که در بلاد اسلامی می‌زیستند برای برقراری عدل و مساوات به خاندان علی(ع) که آنان را «‌اهل بیت‌» می‌گفتند چشم امید دوخته بودند. عباسیان از این امید مردم به نفع خود استفاده کردند. آنان در آغاز کار می‌گفتند برای نجات مردم از شر بنی امیه آمده‌اند. اما قیام آنان با تبلیغ به نفع اهل بیت در چند مرحله صورت پذیرفت: دعوت عباسیان در آغاز کار به نفع علویان. فراخوانی به سوی اهل بیت و عترت. دعوت به جلب «‌رضا و خشنودی آل محمد». دعوی میراث خلافت برای خویشتن.[۴۷]
عباسیان چون با حیله خلافت را در خاندان خود مستقر کردند آن همه وعده و نوید را زیر پاگذاشتند و با مردم به ویژه با علویان بنای بدرفتاری را نهادند و به هر بهانه‌ای هر یک از آنان را هر جا می‌یافتند آزار می‌رساندند و حبس می‌کردند و می‌کشتند. سرانجام رفتار ناجوانمردانه‌ای که عباسیان با عموزادگان خود یعنی خاندان «‌ابوطالب‌» می‌کردند مردم را از آنان رنجاند. بدین رو، شورشها دوباره علیه نظام موجود پدید آمد. در روزگار مأمون آشوبها بیش از گذشته گسترش یافت و قیامهایی به هواداری از خاندان علی(ع) در بسیاری از ایالات و شهرها صورت گرفت. مأمون دانست که برای رهایی از این مشکلات بایست کارهایی را انجام دهد. از جمله: فرونشاندن شورشهای علویان. گرفتن اعتراف از علویان مبنی بر آنکه حکومت عباسیان قانونی است. از بین بردن محبت و ستایش و احترام روزافزونی که مردم نسبت به خاندان علوی داشتند. از این طریق که این احساس عمیق را از نهاد مردم برکند، و علویان را به طرقی که شبهه و شک برنیانگیزد نزد مردم بی‌ارج گرداند.[۴۸] مخصوصاً در مورد امام رضا(ع) گفته بود که می‌خواهد امام را در نظر مردم برای امر خلافت بی‌لیاقت نشان دهد.
مأمون هنگامی که از سوی حمید بن مهران و برخی عباسیان بازخواست شد که چرا ولیعهدی را به امام رضا(ع) داده است بدانها چنین پاسخ داد: «‌این مرد از دیدگاه ما پنهان بود. او مردم را به سوی خویشتن فرامی خواند. از این رو خواستیم ولیعهد ما بشود تا هر چه مردم را به خویشتن جلب کند همه به نفع ما تمام شود ».
امام رضا(ع): «‌همانا راه رفتن مردان همراه مرد، برای پیشرو فتنه است و برای پیرو خواری.‌» یعقوبی، ج۲، ص۴۷۱.
امام رضا قصد مأمون را می‌دانست و به خود مأمون فرمود: تو نظرت این است که مردم بگویند: علی بن موسی به دنیا و ریاست بی‌رغبت نیست، بلکه این دنیا است که به او بی‌رغبت است، مگر نمی‌بینید چگونه چگونه به طمع خلافت، ولایت عهدی را پذیرفته است.[۴۹] وی در پاسخ کسانی که علت پذیرفتن ولایت عهدی را از او می‌پرسیدند می‌گفت: من تحت فشار و اکراه این امر را پذیرفته ام.[۵۰] شرایطی که امام رضا(ع) برای قبول ولایت عهدی اعلام کرد در حقیقت تبرای او را از شرکت در حکومت مأمون نشان می‌دهد، زیرا امام(ع) اعلام کرد که هرگز نه کسی را بر مقامی می‌گمارد و نه کسی را عزل می‌کند نه رسم و سنتی را نقض می‌کند و نه چیزی از وضع موجود را دگرگون می‌سازد. با همه شرایط، دیری نپایید که خاندان عباسی در بغداد علیه مأمون بپا خواستند و با ابراهیم مهدی بیعت کردند. از سوی دیگر علویان دانستند که مأمون این کار را از روی ایمان نکرده است. دیگر بار شورش برخاست و مأمون چاره را در آن دید که امام را از میان بردارد.[۵۱] مناظرات
مأمون پس از آوردن امام رضا(ع) به مرو، جلسات علمی متعددی با حضور علمای گوناگون تشکیل داد. در این جلسات، مذکرات زیادی میان امام و دیگران صورت می‌گرفت که به طور عمده در حول و حوش مسائل اعتقادی و فقهی بود. بخشی از این مذاکرات را طبرسی در کتاب احتجاج فراهم آورده است.[۵۲] برخی از این مناظرات [یا احتجاجات] از این قرارند:[۵۳] احتجاج در باب توحید و عدل احتجاج در باب امامت احتجاج با مروزی احتجاج با ابی قره احتجاج با اهل کتاب (جاثلیق) احتجاج با اهل کتاب (رأس الجالوت) احتجاج با زرتشت احتجاج با رئیس صابئین تحلیلی از جلسات مناظره
مأمون می‌خواست با کشاندن امام به بحث، تصوری را که عامه مردم درباره ائمه اهل بیت علیهم السلام داشتند و آنان را صاحب علم خاص مثلاً «‌علم لدنّی‌» می‌دانستند، از بین ببرد. صدوق در این باره می‌گوید: مأمون اندیشمندان سطح بالای هر فرقه را در مقابل امام قرار می‌داد تا حجت آن حضرت را به وسیله آنان از اعتبار بیندازد و این به جهت حسد او نسبت به امام و منزلت علمی و اجتماعی او بود. اما هیچ کس با آن حضرت روبه رو نمی‌شد جز آن که به فضل او اقرار کرده و به حجتی که از طرف امام علیه او اقامه می‌شود، ملتزم می‌گردید.[۵۴]
این مجالس به تدریج مشکلاتی را برای مأمون درست کرد. زمانی که وی متوجه شد، تشکیل چنین جلساتی برای وی خطرناک است، اقدام به محدود کردن امام کرد. از عبدالسلام هروی نقل شده که به مأمون اطلاع دادند: امام رضا علیه‌السلام مجالس کلامی تشکیل داده و بدین وسیله مردم شیفته وی می‌شوند. مأمون به محمد بن عمرو طوسی مأموریت داد تا مردم را از مجلس آن حضرت طرد نماید. پس از آن امام در حق مأمون نفرین کرد.[۵۵] نماز عید
پس از عقد ولایتعهدی (در هفتم ماه رمضان سال ۲۰۱) چون عید (ظاهراً عید فطر سال ۲۰۱ه‍.ق) رسید مأمون از امام خواست تا نماز عید بخواند، اما امام بر مبنای شرایطی که در ابتدای ولایتعهدی با مأمون ذکر کرده بود از پذیرش اقامه نماز عید عذر خواست. مأمون اصرار کرد و امام ناچار قبول کرد و فرمود: پس من همچون رسول خدا صلی الله علیه و آله به نماز خواهم رفت. مأمون نیز پذیرفت. مردم انتظار داشتند که امام رضا علیه‌السلام همچون خلفا با آداب و رسوم خاصی از خانه خارج خواهد شد، اما شگفت زده دیدند که حضرت با پای برهنه در حالی که تکبیر می‌گوید به راه افتاد. امیران که با لباس رسمی و معمول این گونه مراسم آمده بودند، با دیدن این وضع، یکباره از اسبها فرود آمده و کفشها را از پا درآوردند و با گریه و تکبیرگویان پشت سر امام به راه افتادند. امام در هر قدم که می‌رفت سه بار تکبیر می‌گفت.
گفته‌اند که فضل به مأمون گفت: اگر امام رضا بدین صورت به مصلّی برسد، مردم فریفته او می‌شوند، بهتر آن است که از او بخواهی برگردد. پس مأمون فردی را فرستاد و از امام خواست که برگردد. آن حضرت کفش خود را خواست، آن را به پا کرد و سوار بر مرکب شد و بازگشت.[۵۶] مسأله شهادت
چنانکه در تاریخ یعقوبی آمده است، مأمون در سال ۲۰۲ه‍.ق. از مرو رهسپار عراق شد و ولیعهدش رضا علیه‌السلام و وزیرش فضل بن سهل ذوالریاستین همراه وی بودند.[۵۷] چون به طوس رسیدند، امام رضا(ع) در قریه‌ای که به آن «‌نوقان‌» گفته می‌شود، در اول سال ۲۰۳ه‍.ق. وفات کرد و بیماری آن حضرت بیش از سه روز نبود و گفته شده که علی بن هشام انار مسمومی به او خورانید و مأمون بر وی سخت بی‌تابی نشان داد. یعقوبی در ادامه می‌نویسد: «‌خبر داد مرا ابوالحسن بن ابی عباد و گفت: مأمون را دیدم که قبایی سفید در برداشت و در (تشییع) جنازه رضا سربرهنه میان دو قائمه نعش پیاده می‌رفت و می‌گفت؛ یا اباالحسن پس از تو به که دلخوش باشم؟ و سه روز نزد قبرش اقامت گزید و هر روز قرصی نان و مقداری نمک برای او می‌آوردند و خوراکش همان بود، سپس در روز چهارم بازگشت ».[۵۸]
شیخ مفید از عبدالله بن بشیر نقل می‌کند که مأمون او را امر کرده است که ناخنهایش را نگیرد تا درازتر از حد معمول شود و سپس چیزی شبیه تمر هندی بدو داده تا با دستانش خمیر کند. آنگاه مأمون پیش امام رضا رفته و عبدالله را صدا زده و از او خواسته است که با دستانش آب انار بگیرد و سپس آن را به امام رضا(ع) نوشانیده است. و این سبب وفات حضرت پس از دو روز شده است.[۵۹]
صدوق روایاتی را بدین مضمون نقل می‌کند که در بعضی از آنها سم در انگور ذکر شده است و در بعضی، هم در انگور و هم در انار آمده است.[۶۰] جعفر مرتضی حسینی، شش نظر را درباره درگذشت امام رضا(ع) ذکر می‌کند.[۶۱]
ابن حبّان از محدثان و رجال شناسان قرن چهارم هجری، ذیل نام «‌علی بن موسی الرضا‌» می‌نویسد: علی بن موسی الرضا به وسیله سمی که مأمون به وی خوراند، رحلت یافت. این حادثه در روز شنبه سال ۲۰۳ه‍.ق. بود.[۶۲]
پس از شهادت حضرت، مأمون، او را در خانه حمید بن قحطبه طائی (بقعه هارونیه) در روستای سناباد، دفن کرد.[۶۳] امروزه حرم رضوی، در ایران و در شهر مشهد مقدس واقع است. تحلیل چرایی قتل امام توسط مأمون     ایران، مشهد، حرم امام رضا(ع)
یکی از علل رضایت مأمون به قتل امام رضا(ع)، غلبه امام بر علمای مختلف در جلسات مناظره ذکر شده است.[۶۴]
علت دیگر، رفتن امام به نماز عید ذکر شده است. با توجه به استقبال پرشور مردم از امام در مراسم نماز عید، -چنانکه در بالا گفته شد- مأمون از این حادثه احساس خطر کرد، و به این فکر افتاد که وجود امام نه تنها دردی را برای او دوا نمی‌کند بلکه اوضاع را علیه وی سخت تحریک خواهد کرد. از این رو، مراقبانی برای آن حضرت گمارد تا مباد اقدامی بر ضد مأمون انجام دهد.[۶۵]
امام از مأمون وحشتی نداشت و در اکثر اوقات به او چنان جواب می‌داد که ناراحتش می‌کرد. این وضع نیز سبب غضب مأمون و ازدیاد عداوتش نسبت به آن حضرت می‌گردید هرچند آشکار نمی‌کرد.[۶۶] نقل شده است که هنگام خوشحالی مأمون از یکی از فتوحات نظامی‌اش، امام رضا علیه‌السلام بدو گفت:‌ای امیر مؤمنان، از خدا بترس درباره امت محمد صلی الله علیه و آله و آنچه که خدا به تو واگذار کرده است. تو امور مسلمین را تضییع کرده‌ای و...[۶۷] آثار منسوب
برخی از نویسندگان، از امام رضا(ع) به جز احادیث و اخباری که از آن حضرت نقل کرده‌اند و یا پاسخ کسانی است که برای فهم مسائل علوم و معارف به آن بزرگوار مراجعه کرده‌اند (مثلاً کتاب عیون اخبار الرضا بسیاری از این مسائل را نقل کرده است.)، تألیفاتی نیز ذکر کرده‌اند که صحت انتساب آنها نیازمند ادله کافی است و استناد برخی از آنها قابل اثبات نیست.
از جمله این تألیفات کتاب «‌الفقه الرضوی‌» است که محققین از علماء، نپذیرفته‌اند که این کتاب نوشته امام رضا(ع) باشد.[۶۸]
اثر دیگری که به امام رضا(ع) نسبت داده شده است، «‌رساله ذهبیه‌» در پزشکی است. گفته شده است که امام این رساله را در حدود سال ۲۰۱ ه‍.ق. برای مأمون فرستاد و مأمون برای نشان دادن اهمیت آن دستور می‌دهد که با طلا نوشته و پس از آن در خزانه دارالحکمه نگهداری شود و به همین مناسبت است که آن را رساله ذهبیه نامیده‌اند. بسیاری از علماء بر این رساله شرح نوشته‌اند.[۶۹]
از دیگر آثار نسبت داده شده به امام رضا(ع) «‌صحیفة الرضا‌» در فقه است که انتساب آن به حضرت در نزد علماء ثابت نشده است.[۷۰]
کتاب دیگری که به امام رضا(ع) نسبت داده شده است، کتاب «‌محض الاسلام و شرایع الدین‌» است که ظاهراً اطمینانی به صدور این کتاب از امام نیست.[۷۱] اصحاب
برخی از نویسندگان ۳۶۷ تن را در شمار اصحاب و راویان حدیث امام رضا(ع) ذکر می‌کند.[۷۲] برخی از اصحاب حضرت عبارتند از: یونس بن عبدالرحمن موفق (خادم امام رضا) علی بن مهزیار صفوان بن یحیی محمد بن سنان زکریا بن آدم ریان بن صلت دعبل بن علی سخنان بزرگان اهل سنت درباره وی
ابن حجر: «‌رضا نسبی شریف داشت و از اهل علم و فضل بود.‌»[۷۳] همو ابوبکر بن خزیمه (امام اهل حدیث) و ابوعلی ثقفی را به همراه بزرگانی دیگر از اهل سنت یاد می کند که به زیارت قبر امام رضا(ع) رفته اند. راوی این حکایت (که خودش آن را برای ابن حجر نقل کرده است) می گوید: ابوبکر بن خزیمه چنان به بزرگداشت این بقعه، و فروتنی و زاری نزد آن پرداخت که ما متحیر شدیم.[۷۴]
یافعی: «‌امام بزرگوارِ بزرگ شمرده شده، نسل مهتران گرامیتران، ابوالحسن علی بن موسی الکاظم بن جعفر الصادق بن محمد الباقر بن زین العابدین علی بن الحسین بن علی بن ابی طالب، یکی از امامان دوازده گانه، صاحبان منقبتها، کسانی که امامیه بدانها منتسب‌اند،... ».[۷۵]
ابن حبان می‌نویسد: قبرش (یعنی قبر امام رضا) در سناباد، خارج نوقان در کنار قبر رشید است و زیارت می‌شود و من آن را بارها زیارت کرده‌ام و هنگامی که در طوس بودم مشکلی برایم پیش نیامد که قبر علی بن موسی الرضا صلوات الله علی جده و علیه را زیارت کنم و خدا را بخوانم که آن مشکل را برطرف نماید مگر اینکه دعایم مستجاب شد و مشکل برطرف شد. این را بارها تجربه کرده‌ام و چنین یافته ام. خدا ما را با محبت مصطفی و اهل بیتش صلی الله علیه و آله اجمعین بمیراناد.[۷۶]
ابن نجار بغدادی می‌گوید: وی در علم و دین چنان جایگاهی داشت که در بیست و چند سالگی، در مسجد رسول خدا(ص) فتوا می‌داد.[۷۷] جستارهای وابسته اهل بیت امامان شیعه امامت مسند الامام الرضا آستان قدس رضوی پانویس پرش به بالا ↑ دخیل، ۱۴۲۹ه‍.ق.، صص۷۶-۷۷. پرش به بالا ↑ المفید، ۱۴۲۸، ص۴۴۷. پرش به بالا ↑ صدوق، ج۱، ۱۳۷۳، ص۲۶. پرش به بالا ↑ صدوق، ج۱، ۱۳۷۳، ص۲۷. پرش به بالا ↑ صدوق، ج۱، ۱۳۷۳، صص۳۰-۳۱. پرش به بالا ↑ دهخدا، ج۸، ص۱۲۱۰۹، مدخل رضا. پرش به بالا ↑ جعفریان، ۱۳۸۱، ص۴۲۵. پرش به بالا ↑ الامین، السیدمحسن، اعیان الشیعة، ج۲، بیروت: دارالتعارف للمطبوعات، ۱۴۱۸ق-۱۹۹۸م.، ص۵۴۵. پرش به بالا ↑ فضل الله، ۱۳۷۷، ص۴۳. پرش به بالا ↑ الکینی، ۱۳۶۳ش، ص۴۸۶. پرش به بالا ↑ العاملی، ۱۴۳۰ه‍.ق، ص۱۶۸. پرش به بالا ↑ فضل الله، ۱۳۷۷، ص۴۳. پرش به بالا ↑ الکینی، ج۱، ۱۳۶۳، ص۴۸۶. پرش به بالا ↑ العاملی، ۱۴۳۰ه‍.ق.، ص۱۶۹. پرش به بالا ↑ الطبرسی، ۱۴۱۷، ص۴۱. پرش به بالا ↑ ر.ک: القرشی، ج۲، صص۵۰۳-۵۰۴. پرش به بالا ↑ الطبرسی، ۱۴۱۷ ص۹۱. پرش به بالا ↑ الکلینی، الکافی، مصحح محمد آخوندی، بی‌تا، ج۱، ص۴۹۲. پرش به بالا ↑ الطبری، محمد بن جریر، التاریخ، ج۷، بیروت: مؤسسة الاعلمی للمطبوعات، بی‌تا، ص۱۴۹ (لوح فشرده مکتبة اهل البیت، نسخه دوم). پرش به بالا ↑ القرشی، ج۲، ۱۴۲۹ه، ص۴۰۸. پرش به بالا ↑ یافعی، ج۲، ۱۴۱۷، ص۱۰. پرش به بالا ↑ السیوطی، بی‌تا، ص۳۰۷. پرش به بالا ↑ فضل الله، محمدجواد، همان، ص۴۴. پرش به بالا ↑ الجوزی، بی‌تا، ص۱۲۳. پرش به بالا ↑ جعفریان، ۱۳۸۱، ص۴۲۶. پرش به بالا ↑ المفید، همان، ص۴۶۴. پرش به بالا ↑ فضل الله، ۱۳۷۷، ص۴۴. پرش به بالا ↑ ر.ک: قمی، ۱۳۷۹، ص۱۷۲۵-۱۷۲۶. پرش به بالا ↑ الطبرسی، ج۲، ۱۴۱۷ه‍.ق.، صص۴۱-۴۲. پرش به بالا ↑ المفید، همان، ص۴۴۸. پرش به بالا ↑ المفید، ص۴۴۸. پرش به بالا ↑ المفید، ص۴۴۸. برای احادیث دیگر در این مورد ر.ک: همان، صص۴۴۸-۴۵۱. پرش به بالا ↑ جعفریان، ۱۳۸۱، ص۴۲۷ پرش به بالا ↑ عرفان منش، ۱۳۷۴، ص۱۸. پرش به بالا ↑ جعفریان، ۱۳۸۱، ص۴۲۶. پرش به بالا ↑ یعقوبی، ج۲، ۱۳۷۸، ص۴۶۵. پرش به بالا ↑ مطهری، ج۱۸، ۱۳۸۱، ص۱۲۴. پرش به بالا ↑ جعفریان، ۱۳۸۷، ص۹۵. پرش به بالا ↑ فضل الله، ۱۳۷۷، ص۱۳۳. پرش به بالا ↑ المفید، همان، ص۴۵۵. پرش به بالا ↑ المفید، همان، صص۴۵۵-۴۵۶. پرش به بالا ↑ دائرة المعارف تشیع، ج۱، ۱۳۶۶، صص۴۴۰-۴۳۹. پرش به بالا ↑ یعقوبی، همان، ص۴۶۵. پرش به بالا ↑ المفید، همان، صص۴۵۸-۴۵۹. پرش به بالا ↑ یعقوبی، همان، ص۴۶۶. پرش به بالا ↑ دهخدا، ج۸، ۱۳۷۷، ص۱۲۱۰۹، مدخل رضا. پرش به بالا ↑ حسینی، جعفر مرتضی، ۱۳۸۱، ص۲۰. پرش به بالا ↑ حسینی، جعفر مرتضی، ۱۳۸۱، ص۱۲۷. پرش به بالا ↑ صدوق، ج۲، ۱۳۷۳، صص۳۱۴-۳۱۵. پرش به بالا ↑ ر.ک: صدوق، ج۲، ۱۳۷۳، صص۳۰۹، ۳۱۲-۳۱۳. پرش به بالا ↑ زندگانی سیاسی هشتمین امام، نوشته جعفر مرتضی حسینی، ترجمه خلیل خلیلیان؛ به نقل لغت نامه دهخدا، ج۸، ۱۳۷۷، صص۱۲۱۱۰-۱۲۱۱۱. پرش به بالا ↑ جعفریان، ۱۳۸۱، ص۴۴۲. پرش به بالا ↑ ر.ک: الطبرسی، ج۲، ۱۴۰۳ه‍.ق.، ص۳۹۶ به بعد. پرش به بالا ↑ عیون اخبار الرضا، ج۱، ص۱۵۲، به نقل از جعفریان، ص۴۴۲. پرش به بالا ↑ جعفریان، ۱۳۸۱، ص۴۴۲-۴۴۳. پرش به بالا ↑ جعفریان، ۱۳۸۱، ص۴۴۳-۴۴۴. پرش به بالا ↑ یعقوبی، همان، ص۴۶۹. پرش به بالا ↑ یعقوبی، همان، ص۴۷۱. پرش به بالا ↑ المفید، همان، ص۴۶۴. پرش به بالا ↑ ر.ک: صدوق، ج۲، ۱۳۷۳، صص۵۹۲ و ۶۰۲. پرش به بالا ↑ ر.ک: حسینی، جعفر مرتضی، ۱۳۸۱، صص۲۰۲-۲۱۲. پرش به بالا ↑ ابن حبان، ج۸، ۱۴۰۲، صص۴۵۶-۴۵۷؛ جعفریان، ۱۳۷۶، ص۴۶۰. پرش به بالا ↑ المفید، همان، ص۴۶۴. پرش به بالا ↑ جعفریان، ۱۳۷۶، ص۴۴۳. پرش به بالا ↑ جعفریان، ۱۳۷۶، ص۴۴۴. پرش به بالا ↑ جعفریان، ۱۳۷۶، ص۴۴۴-۴۴۵. پرش به بالا ↑ العطاردی، ۱۴۱۳، ص۸۴-۸۵. پرش به بالا ↑ فضل الله، ۱۳۷۷، ص۱۸۷. پرش به بالا ↑ فضل الله، ۱۳۷۷، صص۱۹۱-۱۹۶. پرش به بالا ↑ فضل الله، ۱۳۷۷، ص۱۹۶. پرش به بالا ↑ فضل الله، ۱۳۷۷، ص۱۹۷-۱۹۸. پرش به بالا ↑ ر.ک: القرشی، ۱۴۲۹ه‍.ق./۲۰۰۸م. پرش به بالا ↑ عسقلانی، تهذیب التهذیب، ج۷، ص۳۸۹. پرش به بالا ↑ عسقلانی، تهذیب التهذیب، ج۷، ص۳۸۸. پرش به بالا ↑ یافعی، ج۲، ۱۴۱۷ه‍.ق. ص۱۰. «‌توفّی الإمام الجلیل المعظّم سلالة السادة الأکارم أبو الحسن علی بن موسی الکاظم بن جعفر الصادق بن محمد الباقر بن زین العابدین علی بن الحسین بن علی بن أبی طالب، أحد الأئمّة الأثنی عشر، أولی المناقب الذین انتسبت الإمامیة إلیهم، و قصروا بناء مذهبهم علیه.‌» پرش به بالا ↑ ابن حبان، ج۸، ۱۴۰۲ه‍.ق.، صص۴۵۷. پرش به بالا ↑ ابن النجار، ذیل تاریخ بغداد، ج۴، ص۱۳۵؛ نیز ر.ک: عسقلانی، تهذیب التهذیب، ج۷، ص۳۸۷.
 
 
 
 
 
 
 
  منابع ابن حبان، الثقات، ج۸، هند: مطبعة مجلس دائرة المعارف العثمانیة بحیدرآباد، ۱۴۰۲ق. ابن النجار البغدادی، ذیل تاریخ بغداد، دراسة وتحقیق: مصطفی عبدالقادر یحیی، ج۴، بیروت: دارالکتب العلمیة، ۱۴۱۷-۱۹۹۷م. السیوطی، جلال الدین، تاریخ الخلفاء، بتحقیق محمد محیی الدین عبدالحمید، بیتا، بیجا. العاملی، السید جعفر مرتضی، الحیاة السیاسیة للامام الرضا(ع): دراسة و تحلیل، بیروت: المرکز الاسلامی للدراسات، ۱۴۳۰ه‍.ق. المفید، محمد بن محمد بن نعمان، الارشاد فی معرفة حجج الله علی العباد، قم: سعید بن جبیر، ۱۴۲۸ ق. دائرة المعارف تشیع، ج۱، تهران: بنیاد اسلامی، ۱۳۶۶. دخیل، علی محمد علی، ائمتنا: سیرة الائمة الاثنی عشر، الجزء الثانی، قم: مؤسسة دار الکتاب الاسلامی، ۱۴۲۹ه/۲۰۰۸م. عسقلانی، ابن حجر، تهذیب التهذیب، ج۷، بیروت: دار صادر. صدوق، عیون اخبار الرضا(ع)، ترجمه علی اکبر غفاری، ۲ جلد، تهران: نشر صدوق، ۱۳۷۳. الطبرسی، الفضل بن الحسن، اعلام الوری باعلام الهدی، الجزء الثانی، قم: مؤسسه آل البیت لاحیاء التراث، ۱۴۱۷ ه‍.ق. الطبرسی، ابی منصور احمد بن علی بن ابی طالب، الاحتجاج، تعلیقات و ملاحظات: السیدمحمدباقر الموسوی الخرسان، ج۲، مشهد: سعید، ۱۴۰۳ه‍.ق. فضل الله، محمدجواد، تحلیلی از زندگانی امام رضا(ع)، ترجمه محمدصادق عارف، مشهد: آستان قدس رضوی، بنیاد پژوهشهای اسلامی، ۱۳۷۷. حسینی، جعفر مرتضی، زندگی سیاسی هشتمین امام، ترجمه سید خلیل خلیلیان، تهران: دفتر نشر فرهنگ اسلامی، ۱۳۸۱. جعفریان، رسول، اطلس شیعه، تهران: سازمان جغرافیایی نیروهای مسلح، ۱۳۸۷. جعفریان، رسول، حیات فکری و سیاسی امامان شیعه (علیهم السلام)، قم: انصاریان، ۱۳۸۱. جعفریان، رسول، حیات فکری و سیاسی امامان شیعه، قم: انصاریان، ۱۳۷۶. الجوزی، یوسف بن قزاوغلی، تذکرة الخواص من الامة فی ذکر خصائص الائمة، قم، منشورات الشریف الرضی، بی‌تا. دهخدا، علی اکبر، لغت نامه دهخدا، ج۸، چاپ دوم از دوره جدید، تهران: دانشگاه تهران، ۱۳۷۷. القرشی، باقر شریف، حیاة الامام علی بن موسی الرضا: دراسة و تحلیل، الجزء الثانی، الناشر: مهر دلدار، ۱۴۲۹ه‍.ق./۲۰۰۸م. عرفان منش، جلیل، جغرافیای تاریخی هجرت امام رضا علیه‌السلام از مدینه تا مرو، مشهد: آستان قدس رضوی، بنیاد پژوهشهای اسلامی، ۱۳۷۴. العطاردی، مسند الامام الرضا، الجزء الاول، بیروت: دار الصفوة، ۱۴۱۳ه‍.، ۱۹۹۳م. قمی، شیخ عباس، منتهی الآمال، تحقیق: ناصر باقری بیدهندی، قم: دلیل، ۱۳۷۹. الکلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج۱، تصحیح و تعلییق: علی اکبر غفاری، چاپ پنجم، ۱۳۶۳ش. الکلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، مصحح محمد آخوندی، علی اکبر غفاری، تهران: دار الکتب الاسلامیه، بی‌تا، ج۱. مطهری، مرتضی، مجموعه آثار، ج۱۸، تهران: قم: صدرا، ۱۳۸۱. یعقوبی، احمد بن ابی یعقوب، تاریخ یعقوبی ج۲، ترجمه محمد ابراهیم آیتی، تهران: علمی و فرهنگی، ۱۳۷۸. یافعی، عبدالله بن اسعد، مرآة الجنان و عبرة الیقضان فی معرفة ما یعتبر من حوادث الزمان، ج۲، بیروت: دار الکتب العلمیة، ۱۴۱۷ه‍.ق. مطالعه بیشتر صدوق، عیون اخبار الرضا(ع)، ترجمه علی اکبر غفاری، تهران: نشر صدوق، ۱۳۷۳. فضل الله، محمدجواد، تحلیلی از زندگانی امام رضا(ع)، ترجمه محمدصادق عارف، مشهد: آستان قدس رضوی، بنیاد پژوهشهای اسلامی، ۱۳۷۷. حسینی، جعفر مرتضی، زندگی سیاسی هشتمین امام، ترجمه سید خلیل خلیلیان، تهران: دفتر نشر فرهنگ اسلامی، ۱۳۸۱. جعفریان، رسول، حیات فکری و سیاسی امامان شیعه (علیهم السلام)، قم: انصاریان، ۱۳۸۱.
نشانی: 
 
http://fa.wikishia.net/view/%D8%AD%D8%B1%D9%85_%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85_%D8%B1%D8%B6%D8%A7(%D8%B9)

حرم امام رضا(ع) / ویکی شیعه

حرم امام رضا(ع)

از ويکی شيعه
 
پرش به: ناوبری، جستجو
حرم امام رضا(ع)
حرم امام رضا.jpg
تصویری از حرم امام رضا(ع)
نام حرم امام رضا(ع)
کشور Flag of Iran.svg ایران
استان استان خراسان رضوی،
شهرستان مشهد
بخش مرکزی
اطلاعات اثر
سال‌های مرمت دوره دیلمیان، دوره سلجوقی، دوره خوارزمشاهیان، دوره تیموریان، دوره صفویه، دوره نادری، دوره قاجار و دوره پهلوی و عصر جمهوری اسلامی
کاربری کنونی زیارتی
دیرینگی دوره هارون عباسی، دوره دیلمیان
دورهٔ ساخت اثر دوره هارون عباسی و دوره سلجوقی، دوره دیلمیان،
مالک فعلی اثر آستان قدس رضوی
اطلاعات ثبتی
شمارهٔ ثبت ۱۴۰
تاریخ ثبت ملی ۱۵ دی ۱۳۱۰
اطلاعات بازدید
امکان بازدید دارد
وبگاه http://www.aqr.ir/Portal/Home/Default.aspx

حرم امام رضا(ع) به محدوده مدفن امام هشتم شیعیان و ساختمان‌های اطراف آن اطلاق می‌گردد این ساختما‌ن‌ها عبارتند از حرم، گنبد، گلدسته‌ها، صحن‌ها، ایوان‌ها، رواق‌ها و بست‌ها.

 

حرم

مشخصات

نقشه حرم امام رضا(ع).jpg 
 

بنایی است مستطیل شکل (نزدیک به مربع) به طول ۹۰/۱۰ و عرض ۴۰/۱۰ متر. ۴ صُفّه در ۴ طرف حرم واقع است که از آنها به داخل حرم رفت و آمد می‌شود و طول دهانه هریک ۳ متر است. بالای این صفه‌ها ۴ صفه کوچک قرار دارد. ازاره حرم تا ارتفاع ۲۰ سانتی متر از سنگ مرمر است و بالاترِ آن به ارتفاع ۹۲ سانتی متر از کاشی‌های ۴ و ۶ و ۸ پهلو و کوکبی شکل پوشیده شده که بر اغلب آنها آیات و احادیث، و بر برخی دیگر نقشهای اسلیمی برجسته دیده می‌شود. بر بالای این کاشی‌ها کتیبه‌ای برجسته بر روی کاشی‌های چینی نمای نفیس، حاوی آیاتی از سوره فتح دیده می‌شود و بر بالای آن، کتیبه دیگری از مرمر به عرض ۳۲ سانتی متر هست که قصیده‌ای از دبیرالملک فراهانی به خظ نستعلیق بر آن نوشته شده است.

حرم از کف تا انتهای زیر سقف ۸۰/۱۸ متر ارتفاع دارد. کتیبه‌ای به عرض ۸۰ سانتی متر در منتهی الیه ۴ دیوار حرم که زیر طاق گنبد واقع است، در ارتفاع ۸۵/۶ متر از کف حرم قرار دارد که سوره جمعه به خط ثلث علیرضا عباسی بر آن نوشته شده است.

محراب‌های حرم

در داخل حرم ۳ محراب وجود دارد:

  1. در دیوار جنوب شرقی حرم به عرض ۷۵/۱ و ارتفاع ۴۰/۲.
  2. در دیوار جنوب شرقی حرم به عرض ۱۵/۲ و ارتفاع ۶۰/۲.
  3. در بالاسر مبارک، زیر طاق و صفه‌ای که از آن به مسجد بالاسر می‌روند، به عرض ۲۵/۱ و ارتفاع ۹۰/۱ متر.

موقعیت ۴ صفه حرم از این قرار است:

  1. صفه شمالی، در پشت سر مبارک.
  2. صفه جنوبی، در پیش روی مبارک.
  3. صفه شرقی، در پایین پای مبارک.
  4. صفه غربی، در بالاسر مبارک.

در ایام عضدالملک میان صفه جنوبی و حرم دری از طلا نصب شده بود که به نام خود او معروف بوده و در ۱۳۵۳ش با در طلایی جدیدی تعویض گردیده است. درِ صفه شرقی نیز دارای نقوش و خطوطی برجسته است. متن آن از نقره و نقوش و خطوطش از طلاست.

 

بقعه و ضریح

 
 
نمای ضریح فولادی حرم امام رضا(ع)
 
 
ضریح سوم مطهر امام رضا(ع) این ضریح مربوط به عصر سلطنت فتحعلی شاه قاجار است.
 
 
چهارمین ضریح مطهر امام رضا(ع) معروف به ضریح شیر و شکر

تاریخچه

کهن‌ترین مأخذی که درباره بقعه و ضریح امام(ع) به نظر رسیده است، مربوط به روزگار خوارزمشاهیان است. در ادوار بعد، ابن بطوطه از ضریحی چوبی یاد می‌کند که سطح آن را با صفحات نقره پوشانده بوده‌اند. در روزگار شاه طهماسب اول بر آن صندوق، صفحاتی از طلا که آیاتی از قرآن مجید به خط علیرضا عباسی بر آن نقش شده بود، کوبیدند و این صندوق به همین سبب به «‌صندوق شاه عباسی‌» معروف شد که آن را در ۱۳۱۱ش به علت فرسودگی برداشتند و پس از تحویل صفحات زرین روی آن به موزه آستانه، صندوقی دیگر از سنگ مرمر به طول ۱۰/۲ و عرض ۰۶/۱ متر به جای آن نصب کردند.

وضعیت کنونی

بقعه رضوی اینک دارای ۲ ضریح است: 

  1. ضریح داخلی از فولاد جواهرنشان که در ایام نادری ساخته شد و شاهرخ افشار آن را در ۱۱۶۰ق/۱۷۴۷م وقف حرم کرد؛
  2. ضریح خارجی که در ۱۳۳۸ش از طلا و نقره ساخته و به جای ضریح فولادی فتحعلی شاه نصب شد.

ضریح دیگری نیز ساخته عصر شاه عباس یا شاه طهماسب از چوب و آهن و صفحات طلا و نقره در بخش درونی بقعه بوده که به علت فرسودگی، در همان ایامی که ضریح جدید نصب می‌شد، آن را برداشتند، و طلا و نقره آن را به خزانه آستان قدس تحویل دادند. طول ضریح جدید ۰۵/۴ و عرض آن ۰۶/۳ و ارتفاعش ۹۰/۳ متر است. ۲ ضلع درازترِ ضریح، هریک دارای ۴ دهانه، و ۲ ضلع کوتاه‌ترِ آن، هریک دارای ۳ دهانه است که مجموعاً ۱۴ دهانه می‌شود. در میان و بالای این دهانه‌ها جمعاً ۱۸ صفحه بیضی شکل محدب از طلا نصب شده که احادیثی به خط ثلث بر روی آنها نوشته شده است. بر بالا و اطراف ضریح، صفحاتی مضرّس از طلا نصب شده که نام ۱۴ معصوم بر روی آنها به خط ثلث نوشته شده ات. بالاتر از آن لبه و اطراف ضریح نیز جمعاً ۹۲ برگ از طلا جای دارد که بر روی هریک از آنها اسم جلاله «‌الله‌» نوشته شده است.

 

گنبد

 
 
گنبد حرم مطهر امام رضا(ع)، گلدسته‌ها و ایوان طلا

گنبد دارای ۲ پوشش است: پوشش نخستین، سقفی است که از زیر (داخل حرم) دیده می‌شود و مقرنس کاری است. پوشش دوم برفراز پوشش نخستین نهاده شده و از خارج با آجرهای طلا پوشانده شده است و در معرض دید مردم قرار دارد. این گنبد را نخستین بار شاه طهماسب اول طلاکاری کرد و سپس این طلاکاری توسط شاه عباس تجدید شد. ارتفاع حرم از کف آن تا انتهای زیر سقفِ مقعر (پوشش داخلی) ۸/۱۸ متر، و تا قله گنبد بر فراز پوشش خارجی ۲۰/۳۱ متر است. پیرامون خارجی گنبد ۱/۴۲ متر، ارتفاع سرِ طرق گنبد ۵/۳ متر و ارتفاع سطح طلاکاری شدة گنبد از آغاز تا قله آن ۴۰/۱۶ متر است. سطح خارجی گنبد که پوشیده از خشتهای مسی یا لایه‌ای از طلاست، دارای نقوش و خطوط و کتیبه‌های ممتاز است.

 

گلدسته‌ها

 
 
گنبد طلای حرم امام رضا(ع)

حرم دارای ۲ گلدسته است، یک نزدیک گنبد و بالای ایوان طلای نادری، در جنوب صحن عتیق؛ و دیگری در شمال صحن عتیق و بر بالای ایوان عباسی. گلدسته نزدیک گنبد از آثاری سوری بن معتز است. این گلدسته یک بار توسط شاه طهماسب اول و بار دیگر توسط نادرشاه تعمیر و طلاکاری شد. ارتفاع آن از کف صحن تا قله ۵۰/۴۰ متر و یرامون خارجی آن ۱۳ متر است. گلدسته دیگر به ارتفاع گلدستة پیشین توسط نادرشاه بنا و طلاکاری شده است.

 

صحن‌ها

آستان قدس دارای ۵ صحن است:

  1. صحن عتیق (انقلاب اسلامی)
  2. صحن جدید (آزادی)
  3. صحن موزه (امام)
  4. صحن جمهوری اسلامی
  5. صحن قدس

صحن عتیق (انقلاب)

 
 
نمایی از صحن عتیق (انقلاب فعلی)، تاریخ عکس: ۱۳۴۵

در شمال حرم واقع است. طول آن ۳۸/۱۰۴، و عرض آن ۵۲/۶۴ متر است. در پیرامون صحن تعدادی حجره در دو طبقه بنا شده است. ۴ ایوان، در ۴ سمت صحن، این حجره‌ها را از یکدیگر جدا می‌کند:

  1. ایوان جنوبی یا ایوان طلا، از بناهای امیرعلی شیر در قرن ۹ق/۱۵م است. چون سطح ایوان را نادرشاه طلاکاری کرده است، به ایوان نادری معروف است. طول ایوان ۷۰/۱۴ و عرض آن ۸۰/۷ و ارتفاع آن ۴/۲۱ متر است. ازاره ایوان به ارتفاع ۲ متر سنگ مرمر رنگارنگ است. روی ازاره احادیثی در فضیلت زیارت حرم به خط نستعلیق نوشته شده است. از ازاره تا سقف با خشتهای مطلّا زینت شده است. در این ایوان ۴ در طلایی وجود دارد. در ضلع شرقی به توحید خانه، و در ضلع غربی به کفشداری بزرگ باز می‌شود. درِ سوم در زاویه جنوب غربی است که به راهرو سقاخانه سابق و از آنجا به دارالسیاده راه دارد. چهارمین در، زاویه جنوب شرقی را به محلی که سابقاً قرآن خانه بود متصل می‌سازد. در ضلع جنوبی ایوان، طاقی مانند محراب وجود دارد که بر روی خشتهای مطلای آن قصیده‌ای به فارسی از «‌ندیم‌» به خط نستعلیق محمدعلی بن سلیمان رضوی نوشته شده که بیانگر طلاکاری و مرمّت ایوان به دستور نادرشاه است.
  2. ایوان شمالی یا ایوان عباسی. طول این ایوان ۸۰/۱۴ و عرض آن ۲۰/۸ و ارتفاع آن ۵۰/۲۲ متر است. این ایوان ساخته شاه عباس اول است و در روزگار شاه عباس دوم مرمت شده است. کف ایوان با سنگ خَلَج فرش شده و ازارة آن سنگ تیره است. از روی ازاره به سمت بالا تا سقف، کاشی کاری است و بیشتر آن معرَّق است. در پشت این ایوان، به سمت شمال، صفّه بزرگی هست مانند محراب که با کاشیهای معرق زینت داده شده است. ۴ غرقه فوقانی این ایوان نیز کاشی کاری است. در پیرامون صفه بزرگ، به خط ثلثِ محمدرضا امامی، در ۱۰۵۹ق/۱۶۴۹م، «‌بسمله و صلوات‌» نوشته شده است. در پیشانی این ایوان به خط ثلث زردرنگ، اثر محمدرضا امامی دارای همان تاریخ، نام شاه عباس دوم که امر به مرمت ایوان داده بود، آمده است.
  3. ایوان غربی. این ایوان و ایوان شرقی ساخته شاه عباس اول است. طول ایوان ۱۰/۲۴ و عرض آن ۹/۶ متر است. یک بار در ایام شاه عباس دوم و بار دیگر در روزگار ناصرالدین شاه مرمت شده است. کف ایوان از سنگ خلج و ازاره آن سنگ تیره است. از بالای ازاره تا سقف با کاشیهای معرق پوشانده شده است. در ۳ سوی داخلی ایوان، کتیبه‌ای به خط ثلث سفیدرنگ، شامل چند حدیث به خط علیرضا عباسی نصب شده است. در پیشانی آن هم به خط ثلث زردرنگ بر زمینه لاجوردی آیه الکرسی نوشته شده است.
  4. ایوان و سردر شرقی. بر بالای آن نقاره خانه واقع است. طول ایوان ۲۰/۱۸، عرض آن ۸۰/۷ و ارتفاع آن ۲۶ متر است. کف ایوان از سنگ خلج و ازاره‌اش از سنگ تیره است. از روی ازاره تا سقف کاشی کاری است. داخل ایوان بالای در ورودی حرم، غرفه‌ای است که داخل آن با کاشیهای معرق پوشیده شده و کتیبه‌ای به خط ثلث سفیدرنگ در آن هست که حدیثی از امام صادق(ع) بر آن نوشته شده است. پیرامون سردر خارجی ایوان به خط ثلث سفیدرنگ سوره «‌المُزَّمِّل » کتیبه شده و بر پیشانی آن آیة «‌نور‌» به خط زردرنگ نوشته شده است.

صحن جدید (آزادی)

 
 
نمای ایوان طلای ناصری، گلدسته طلا، سقاخانه و قسمتی از صحن جدید (آزادی فعلی) تاریخ عکس:۱۳۰۰ق

صحن جدید (آزادی)، در شرق حرم واقع است. طول این صحن ۵۰/۸۱ و عرض آن ۵۱ متر است. پیرامون صحن ۵۶ غرفه در پایین و همین تعداد غرفه در بالا ساخته شده است. در پشت بیشتر غرفه‌ها، اطاقهای کوچک و بزرگ واقع است. به تصریح کتیبه بالای سردرِ ایوان شرقی و کتیبة سردرِ ایوان جنوبی این صحن، بنای آن را در ایام فتحعلی شاه و کاشی کاری آن در روزگار محمدشاه انجام گرفته است. ازاره صحن به ارتفاع ۴۴/۱ متر از سنگ مرمر تیره، و بالای ازاره روی تمام دیوارها و پایه‌ها و سردرها، با کاشی رنگارنگ آرایش یافته است. در وسط صحن به جای سقاخانه‌ای که برچیده شده، حوضی بزرگ بنا گردیده است که سنگاب یکپارچه سقاخانه مزبور را میان آن می‌توان دید. در ۴ سوی صحن، ۴ ایوان بزرگ وجود دارد.

  1. ایوان و سردر طلای ناصری (غربی)، طول این ایوان ۳۰/۱۵، عرض آن ۲۵/۷ و ارتفاع آن ۱۰/۲۰ متر است. این ایوان به وسیله دری طلایی و یک راهروِ کوچک و یک در طلایی دیگر به دارالسّعاده و از آنجا به حرم مطهر می‌پیوندد. کف ایوان و ازاره آن تا ارتفاع ۲ متر از سنگ مرمر پوشیده شده است. ایوان دارای ۴ غرفه فوقانی است که بدنه آنها از خشت مطلّاست.
  2. ایوان شرقی، طول این ایوان ۸۰/۱۵، عرض آن ۱۰/۷ و ارتفاع آن ۱۰/۲۰ متر است. کف ایوان با سنگ خلج فرش شده و ازاره آن از سنگ مرمر تیره است. از روی ازاره تا زیر سقفِ مقرنس کاری شده، با کاشی زینت یافته است. پیرامون ایوان، کتیبه‌ای به خط سفیدرنگ بر کاشی لاجوردی است حاوی سوره‌های «‌القیامهوَالْعَصْر ». بر پیشانی ایوان به خط ثلث زردرنگ، تاریخ تزیین صحن و ایوان توسط محمدشاه در ۱۲۶۳ق/۱۸۴۷م نوشته شده است.
  3. ایوان جنوبی، طول این ایوان ۳۰/۱۸، عرض آن ۳۰/۷ و ارتفاع آن ۲۰ متر است. سابقاً پشت این ایوان آشپزخانة خدمه آستانه قرار داشت که آن را خراب کردند و به عمارت و صحن امام خمینی (موزه سابق) ضمیمه کردند. اکنون این ایوان از صحن جدید به صحن امام راه دارد. کف ایوان، سنگ خلج و ازاره آن سنگ مرمر تیره است. از روی ازاره به بالا تا زیر سقف، کاشی کاری است.
  4. ایوان شمالی، طول این ایوان ۲۰/۱۷، عرض آن ۱۹/۷ و ارتفاع آن ۲۰ متر است. کف ایوان سنگ خلج و ازاره آن سنگ مرمر تیره است. از بالای ازاره تا زیر سقف، مزین به مقرنس، با کاشی آرایش یافته است. این ایوان در داخل صحن بر پیشانی سردر، کتیبه‌ای دارد به خط ثلث زردرنگ بر کاشی لاجوردی که تاریخ تزیین و وقف آن توسط مُوتمِن المُلک در روزگار ناصرالدین شاه درج شده است. کتیبه گرداگرد ایوان به خط ثلث و به رنگ سفید بر زمینه لاجوردی، حاوی آیاتی از قرآن مجید است.

صحن امام خمینی

صحن امام خمینی در جنوب در جنوب صحن جدید و جنوب شرقی حرم مطهر، تعدادی دکان‌های کهنه و فرسوده و مدرسه نیمه ویرانی به نام مدرسه پایین پا یا مدرسه سعدالدین واقع بود. در ۱۳۱۶ش این بناها به اضافه چند خانه و بنای کهنه دیگر که آستانه خریداری کرد، برچیده شد و به جای آن صحنی دیگر و ساختمانهایی برای موزه و کتابخانه بنا گردید. این ساختمان ۸ سال به درازا کشید و در ۱۳۲۴ش افتتاح شد. در ۱۳۵۳ش این ساختمانها (موزه، و خزانه و کتابخانه) کاملاً برچیده شد و ۰۰۰‘۱ متر مربع زیربنای آن به محوطه صحن افزوده گشت و صحن موزه با وسعت ۰۰۰‘۱۰ مترمربع پدید آمد. همه صحن به ضخامت ۱۵ سانتیمتر بتون ریزی و سنگ فرش شده و آب نمای بزرگی به ابعاد ۱۰/۴۴×۴۰/۱۳ متر از سنگ مرمر در وسط آن احداث شده است. این صحن از سوی شمال، با سردری بلند و زیبا که از مقرنس‌های باارزش پوشیده شده است، به صحن نو می‌پیوندد. در سوی شرق صحن، ساختمان جدید و زیبای موزه، کتابخانه و خزانه که با معماری سنتی اسلامی بنا شده واقع است. از سوی غرب، با سردر بلند و زیبای دیگری به ایوان شرقی مسجد گوهرشاد می‌پیوندد. سراسر ضلع شمالی و غربی این صحن با طاقنماهای کاشی کاری دو طبقه تزیین شده است. ضلع جنوبی با نرده‌های فلزی و درهایی به خیابان مدوّر عریضی که همه بناهای آستان قدس را در برمی‌گیرد، می‌پیوندد.

صحن جمهوری اسلامی

 
 
نقشه حرم

بنای صحن جمهوری اسلامی در ۱۳۶۰ش، در زمینی به وسعت ۰۰۰‘۲۵ مترمربع، میان بست بالا و مسجد گوهرشاد، جایی که فضای باز و آب نما بود، آغاز شد. این صحن از طریق مدرسه بالاسر مبارک به رواق دارالسّیاده و از آنجا به حرم مطهر شده است.

صحن قدس

صحن قدس: فضای جلو صحن امام و مسجد گوهرشاد و ساختمان‌های فلکه خارجی و فلکه داخلی، روی هم صحن قدس را تشکیل می دهد.

 

رواق‌ها

در آستان قدس، ۱۵ رواق به شرح زیر وجود دارد:

  1. دارالحِفّاظ: این بنا در جنوب حرم واقع است و از بناهای گوهرشاد است. طول رواق ۱۸، عرض آن ۶۵/۸ و ارتفاع آن تا زیر سقف ۸/۱۲ و تا پشت سقف ۴۶/۱۴ متر است. دارالحفاظ دارای ۷ صفه است. ۴ صفه آن دارای درهایی است که به حرم مطهر، رواق اُپَکْ میرزا، دارالسیاده و راهرو کفشداری مسجد گوهرشاد باز می‌شوند. ازاره دور دارالحفاظ به ارتفاع ۷۰/۱ متر، سنگهای منبت کاری بسیار ظریف و زیباست. بالای ازاره بر روی سنگ اشعاری از قاآنی کتیبه شده است.
  2. دارُالسّیاده: این بنا در غرب مسجد بالاسر حرم واقع شده و از بناهای گوهرشاد است و از بزرگترین رواقهای حرم به شمار می‌رود. طول رواق ۸۶/۳۱ متر است و عرض آن که از ۳ بخش متفاوت تشکیل می‌شود دارای این ابعاد است: عرض بخش میانی که بزرگتر است ۳۰/۱۹ متر و عرض بخشهای طرفین ۷۶/۷ متر است. ارتفاع رواق از کف تا زیر طاق ۸۷/۲۰ متر است. از دارالسیاده چند در به ایوان شمالی مسجد گوهرشاد، راهرو معروف به سقاخانه، و از آنجا به ایوان طلای نادری و دارالحفاظ باز می‌شود. در اوایل روزگار صفویان که زلزله‌ای در مشهد رخ داد، دارالسیاده نیز مانند گنبد حرم دچار آسیب گشت، سپس به فرمان شاه طهماسب به مرمت آن پرداختند. بر بالای دری که میان دارالحفاظ و دارالسیاده است، اشعاری به خط نستعلیق نوشته شده که حاکی از ترمیم رواق و تاریخ آن است. ازاره دارالسیاده به ارتفاع ۸۰/۱ متر از کاشی معرّق است.
  3. دارُالسَّعاده: این بنا در شرق رواقهای آستان قدس، میان ایوان طلای صحن جدید و رواق حاتم خانی قرار دارد. طول رواق ۹۰/۱۴، عرض آن ۸۰/۱۳ و ارتفاع آن ۸۰/۱۴ متر است. این رواق از ساخته‌های اللهیارخان آصف الدوله قاجار است و توسط علی اصغرخان اتابک آیینه کاری شده است. ازاره رواق به ارتفاع ۴۰/۱ متر از سنگ مرمر است. بالای ازاره، بر روی سنگ مرمر به عرض ۴۰ سانتیمتر، قصیده‌ای از صبوری مشهدی به خط نستعلیق کتیبه شده است. از بالای کتیبه تا سقف، آیینه کاری است.
  4. دارُالصِّیافَه: رواقی است میان صحن جدید و رواق (گنبد) الله وردی خان. طول آن ۵/۱۵، عرض آن ۲۵/۹ و ارتفاع آن ۵/۱۵ متر است. کف این رواق از سنگ مرمر و ازاره آن به ارتفاع ۵۰/۱ متر از سنگ منبت است. بالای ازاره، کتیبه‌ای به عرض ۴۰ سانتیمتر دیده می‌شود که سوره «‌الانسان » و «‌آیه الکرسی‌» به خط ثلث بر آن نقش بسته است و بالاتر از کتیبه، آیینه کاری شده است.
  5. دارُالذِّکْر: محل سابق مدرسه علی نقی میرزا است که در ۱۳۴۲-۱۳۴۴ش نوسازی و مسقف شده و به دارالذکر موسوم گردیده است. طول رواق ۷۲/۱۵، عرض آن ۱۹/۱۲ و ارتفاع آن ۹ متر است. کف دارالذکر با مرمر سبزرنگ و ازاره‌اش تا ارتفاع ۵۰/۱ متر از مرمر سفید است. از بالای ازاره تا زیر سقف، آراسته به معرق و سقف آن گچ بری و مقرنس کاری است.
  6. دارُالسُّرُور: این رواق در جنوب دارالسعاده و شمال دارالذکر قرار دارد. رواق مزبور سابقاً آبدارخانه و بعداً دفتر امور داخلی آستان قدس بود که در ۱۳۳۴-۱۳۳۸ش به رواق بزرگی تبدیل شد و نامِ دارالسرور گرفت. طول رواق ۸۰/۲۴، عرض آن ۸۲/۴ و ارتفاع آن ۷۵/۴ متر است. کف این رواق و ازاره آن تا ارتفاع ۴۶/۱ متر از سنگ مرمر و از بالای ازاره تا زیر سقف آینه کاری است.
  7. دارُالعِزَّ: این رواق سابقاً کشیک خانه خادمان آستان قدس بود و در ۱۳۴۲-۱۳۴۴ش پس از تعمیر و تزیین به رواق تبدیل شد. طول رواق ۶/۱۱، عرض آن ۱۲/۳ و ارتفاع آن ۳۵/۴ متر است. کف دارالعزه و ازاره آن تا ارتفاع ۴۸/۱ متر سنگ مرمر است و از آنجا تا زیر سقف آراسته به کاشی و سراسر سقف آینه کاری است. این رواق از شمال به دارالسرور و از شرق با ۳ در به دارالذکر، و از غرب به دارالسّلام می‌پیوندد.
  8. دارُالسَّلام: این بنا در اصل ساختمانی دو طبقه و از بناهای گوهرشاد بود که تحویل خانه نام داشت و از آن به عنوان انبار فرش و آسایشگاه استفاده می‌شد. این محل در ۱۳۳۴-۱۳۳۸ش پس از تعمیر و تزیین، به رواق (گنبد) اپک میرزا متصل گردید و رواق دارالسلام پدید آمد. سپس در ۱۳۴۶ش آن را به راهرو کشیک خانه سابق پیوند دادند و رواقی بزرگتر به طول ۲۰، عرض ۱۰ و ارتفاع ۵/۹ متر پدید آوردند. دارالسلام دارای ۳ در است که به شبستان مسجد گوهرشاد و دارالحفاظ و دارالعز گشوده می‌شود.
  9. دارُالشُّکر: این بنا پیش از این قرآن خانه (کتابخانه اسبق) آستانه بود. سپس با پیوستن آن به بخشی از راهروِ مسجد بالاسر و بخشی از راهروی که از این مسجد به توحیدخانه می‌رفت، به یک رواق تبدیل شد. دارالشکر رواقی مربع شکل به طول هر ضلع ۵۰/۶ و ارتفاع ۵۰/۹ متر است. کف رواق و ازاره‌اش تا ارتفاع ۷۰/۱ متر از سنگ مرمر است. از ازاره به بالا، و نیز سراسر سقف آیینه کاری بود که اخیراً به جای آنها کاشی نصب کرده‌اند.
  10. دارُالفَیض: این بنا رواقی است متشکل از رواقهای مسجد ریاض و صفه شاه طهماسب که در ۱۳۴۷ش پس از تعمیر و تعریض به دارالفیض موسوم شد. طول رواق ۸۵/۱۵، عرض آن ۹۰/۵ و ارتفاع آن ۵۰/۹ متر است. کف رواق و ازاره آن به ارتفاع ۶۷/۱ متر از سنگ مرمر است. بالای ازاره کتیبه‌ای است از مرمر به عرض ۳۳ سانتیمتر که اشعاری از قاآنی به خط نستعلیق بر آن نوشته شده است. از روی کتیبه تا سقفِ مقرنس، با کاشیهای معرق زینت شده است.
  11. توحیدخانه: رواقی است در شمال حرم بین رواق پشت سر مبارک و صحن عتیق. طول رواق ۶۰/۸، عرض آن ۳۵/۷ و ارتفاع آن ۱۵ متر است. کف رواق و ازارة آن به ارتفاع ۶۰/۱ متر از سنگ مرمر است. بالای ازاره کتیبه‌ای است به عرض ۵۰ سانتیمتر که نام ۱۲ امام(ع) به خط ثلث بر آن نوشته شده است. از بالای کتیبه تا سقف آیینه کاری است. توحیدخانه از شرق، دری به سوی رواق الله وردی خان و از غرب دری دیگر به سوی ایوان طلای صحن جدید دارد.
  12. رواق (گنبد) حاتم خانی: این بنا ساخته حاتم بیک اُردوبادی از امیران صفوی است که در حدود ۱۰۱۰ق/۱۶۰۱م بنا شده است. این رواق در شرق حرم واقع است و از در طلایی پایی پای مبارک به حرم راه دارد. این بنا از شرق به وسیله صفة بزرگ و مرتفعی به دارالسعاده می‌پیوندد. در شمال آن نیز صفه‌ای است که به رواق الله وردی خان راه دارد و از جنوب به کشیک خانه متصل می‌شود. طول رواق ۵۰/۱۳، عرض آن ۳۰/۷ و ارتفاع آن ۶۰/۱۱ متر است. کف رواق و ازاره آن به ارتفاع ۵۰/۱ از سنگ خلج و منبت است. در بالای ازاره کتیبه‌ای است به عرض ۴۰ سانتیمتر از سنگ که بر ان قصیده‌ای حک شده است. از بالای کتیبه تا سقف، یا کاشیهای معرق پوشانده شده است. در ۱۳۴۶ش، از ضلع جنوبی این رواق، راهی دیگر به دارالسعاده گشوده‌اند.
  13. رواق (گنبد) الله وردی خان: این رواق ۸ ضلعی، ساخته الله وردی از امیران دولت صفوی است که در شرق توحیدخانه و شمال شرقی گنبد حاتم خانی واقع است. ارتفاع کف رواق تا سقف گنبد ۱۹/۱۶ متر است. کف رواق و ازاره آن به ارتفاع ۹۰/۱ متر از سنگ مرمر پوشانده شده و از بالای ازاره تا سقف و خود سقف با کاشی معرق آرایش یافته است. در ۸ پهلوی این رواق، ۸ صفه و بر بالای هریک از آنها صفه‌ای کوچکتر واقع است. صفه‌های پایین به صحن عتیق، توحیدخانه، رواق حاتم خانی و دارالسعاده می‌پیوندند.
  14. رواق دارالولایه: این رواق با زیربنایی برابر با ۲۳۰۵ مـ ۲، همچون بناهای دیگری که ساختمان آن در سالهای اخیر آغاز شده، هم اکنون (۱۳۶۷ش) در حال احداث است و از غرب به صحن جمهوری اسلامی و از شرق توسط رواقهای دیگر به حرم مطهر خواهد پیوست.
  15. مسجد بالاسر مبارک: این مسجد متصل به حرم است و میان آن و دارالسعاده قرار دارد. بانی مسجد، ابوالحسن عراقی (د ۴۲۹ق/۱۰۳۸م)، دبیر غزنویان بوده است. کف مسجد با ازاره آن به ارتفاع ۹۰/۰ متر از سنگ مرمر است. از بالای ازاره تا ارتفاع ۷۰/۱ متری با کاشیهای معرق ۶ و ۸ ضلعی، تزیین گردیده است. روی دیوارها و سقف مسجد در عهد ناصری آیینه کاری شده یود که در ۱۳۴۴ش آن را با کاشی معرق آراستند. بر دیوارهای اطراف مسجد کتیبه‌ای است به خط ثلث که آیاتی از قرآن مجید بر آن نوشته شده است. در محرابی که در کنار صفه متصل به حرم و در شرق مسجد واقع است نیز چند کتیبه هست که آیات و احادیثی بر آن نوشته شده است.

 

بست‌ها

بست‌ها: بست بنایی است در خارج از صحن مقدس که آغاز حریم ابنیه آستان قدس به شمار می‌رود. این بنا پیش از این، دیواری آجری و ساده و دارای ۳ دهانه متساوی برای رفت وآمد زائران بود که اغلب زنجیری به عنوان علامت بست (مأمن) برای پناهندگان به آستانه بر آن می‌آویختند. اکنون ۳ بست یکی در شرق و دیگری در غرب و سوّمی در شمال صحن عتیق وجود دارد.

  1. بست بالا: قسمتی از بالاخیابان، از محل تقاطع فلکه تا ایوان غربی صحن عتیق را بست علیا یا بست بالاخیابان می‌گویند. در روزگار احمدشاه توسط سیدجواد ظَهیرُالاسلام (د ۱۳۴۴ش)، نایب التولیه وقت به جای دیوار آجری و سادة غرب بست، بنایی وسیعتر ساخته شد. در ۱۳۴۱ش آن را برچیدند و در ۱۳۴۲-۱۳۴۴ش بنای بزرگی به جای آن ساختند. طول این بنا ۳۰ و عرض آن ۲۵/۱ و ارتفاعش ۷۰/۸ متر بود که ۵ گذرگاه داشت. در نوسازی حرم و توسعه فضای اطراف آن در ۱۳۵۳ش، تغییراتی در ساختمان این بست داده شد، و سپس آن را به کلی برچیدند. در دوران جمهوری اسلامی ایران، بست مزبور با ظاهری جدید تجدید بنا شد و اکنون برجای است.
  2. بست پایین: قسمتی از پایین خیابان، از محل تقاطع فلکه تا ایوان و سردر شرقی صحن را بست سفلی یا بست پایین خیابان می‌گفتند. سمت شرق این بست مانند بست بالا بنای کهنه‌ای داشت که برچیده شد و در ۱۳۴۲-۱۳۴۴ش بنای جدیدی مانند بست بالا به جای آن ساخته شد. در ساختمان این بنا نیز در ۱۳۵۳ش تغییراتی داده شد، اما چندی بعد آن را برچیدند. سپس همراه با بست بالا تجدید بنا شد و اکنون قابل مشاهده است.
  3. بست طبرسی: این بست در شمال صحن عتیق، حدفاصل میان خیابان طبرسی و ایوان عباسی واقع است. این بست پس از پیروزی انقلاب اسلامی، در کنار دانشگاه علوم اسلامی رضوی بنا شد.
  4. بست قبله: اخیراً طرح ایجاد یک بت در حد فاصل صحن جمهوری اسلامی ریخته شده و کارهای مقدماتی آن انجام یافته است. چون این بست رو به قبله خواهد بود، به این نام موسوم شده است.

 

جستارهای وابسته

پانویس

 

منابع

  • آستان قدس رضوی، دیروز و امروز، تهران، سحاب، ۱۳۵۶ش، صص۲۸، ۲۹، ۳۲، ۳۳، ۳۸، ۱۵۰، ۱۵۱.
  • آستان قدس رضوی، انقلاب اسلامی و آستان قدس رضوی، تهران، ۱۳۶۴ش، صص۳۹، ۴۵، ۴۸، ۵۰، ۵۴-۵۹، ۶۵، ۲۲۹، ۲۴۲، ۲۴۳.
  • ابن اثیر، عزالدین، الکامل، بیروت، دارصادر، ۱۴۰۲ق/۹/۴۰۱.
  • ابن بطوطه، محمدبن عبدالله، سفرنامه، ترجمة محمدعلی موحد، تهران، علمی و فرهنگی، ۱۳۶۱ش، ۱/۴۴۱.
  • ابن حوقل، ابوالقاسم محمد، صوره الارض، ترجمة جعفر شعار، تهران، بنیاد فرهنگ ایران، ۱۳۴۵ش، ص۱۶۹.
  • ابن خلکان، احمدبن محمد، وفیات الاعیان، بیروت، دارصادر، ۱۹۷۰م، ۳/۲۷۰.
  • ابن طِقْطَقی، محمدبن علی، تاریخ فخری، ترجمة محمدوحید گلپایگانی، تهران، بنگاه ترجمه و نشر کتاب، ۱۳۶۰ش، ص۳۰۱.
  • ابوالفداء، اسماعیل، تقویم البلدان، به کوشش رنوو دوسلان، پاریس، ۱۸۴۰م، ص۱۵۰.
  • ادیب هروی، محمدحسن، حدیقه الرضویه، مشهد، ۱۳۲۶ش، صص۱۷۰-۲۳۲.
  • اربلی، ابوالحسن علی، کشف الغمه، بیروت، دارالکتب الاسلامی، ۱۴۰۱ق، ص۷۱.
  • استرآبادی، میرزامهدی خان، جهانگشای نادری، به کوشش عبدالله انوار، تهران، انجمن آثار ملی، ۱۳۴۱ش، ص۳۶۰.
  • اسکندربیگ ترکمان، عالم آرای عباسی، تهران، امیرکبیر، ۱۳۵۰ش، ۲/۸۲۷، ۸۵۴، ۸۷۱.
  • اصطخری، ابواسحق ابراهیم، مسالک و ممالک، به کوشش ایرج افشار، تهران، بنگاه ترجمه و نشر کتاب، ۱۳۴۷ش، ص۲۰۵.
  • اعتضادپور، علی، «‌ابنیه آستان قدس »، نامه آستان قدس، دوره ۶ شمـ ۲ و ۳ (بهمن، ۱۳۴۴ش)، ص۲۲۵.
  • اعتمادالسلطنه، محمدحسن خان، مطلع الشمس، تهران، ۱۳۰۱ق/۲/۸‘۵۰، ۵۱‘۱۵۵‘۲۳۸؛
  • بارتولد، و و، تذکره جغرافیای تاریخی ایران، ترجمه حمزه سردادور، تهران، توس، ۱۳۵۸ش، ص۱۳۳.
  • بیهقی، ابوالفضل، تاریخ، به کوشش قاسم غنی و علی اکبر فیاض، تهران، دنیای کتاب، ۱۳۶۳ش، ص۴۱۳.
  • پوپ، آرتور آپهام، «‌حرم مطهر امام رضا در مشهد »، ترجمة محمدعلی صبوری، نامة آستان قدس، دورة ۸ شمـ ۱ (اسفند ۱۳۴۷ش).
  • خراسانی، محمدهاشم، منتخب التواریخ، تهران، علمی، ۱۳۵۲ش.
  • خواندمیر، غیاث الدین، حبیب السیر، تهران، خیام، ۱۳۶۲ش، ۲/۸۲، ۴/۱۳۹، ۳۱۹، ۳۳۳، ۵۰۸؛
  • خوانساری، محمدباقر، روضات الجنات، بیروت، ۱۳۹۰ق، ۶/۲۷۳.
  • رضوان، محمدحسن، «‌ساختمان جدید بستهای آستان قدس »، نامة آستان قدس، دورة ۶، شمـ ۱۹ (آذر ۱۳۴۳ش)، صص۹۷-۹۹.
  • سعیدی، غلامرضا، تحقیقات تاریخی خراسان »، نامة آستان قدس، دوره ۶، شمـ ۱۷، نوروز ۱۳۴۳، صص۵۲، ۵۳.
  • شوشتری قاضی نورالله، مجالس المؤمنین، تهران، اسلامیه، ۱۳۷۵ق، ص۱۱۵.
  • طبرسی، فضل بن حسن، اعلام الوری، بیروت، دارالمعرفه، ۱۳۹۹ق، ص۳۰۳.
  • قزوینی، زکریابن محمد، آثارالبلاد، بیروت، دارصادر، صص۳۹۲-۴۰۱.
  • کربلایی تبریزی، حافظ حسین، روضات الجنات، به کوشش جعفرسلطان قرایی، تهران، بنگاه ترجمه و نشر کتاب، ۱۳۴۴ش.
  • مروی، محمدکاظم، عالم آرای نادری، به کوشش محمدامین ریاحی، تهران، زوار، ۱۳۶۴ش، ۱/۲۰۱.
  • مستوفی، حمدالله، نزهه القلوب، به اهتمام گای لسترنج، تهران، دنیای کتاب، ۱۳۶۲ش، ص۱۵۱.
  • مسعودی، علی بن حسین، مروج الذهب، بیروت، دارالاندلس.
  • مفید، ابوعبداله محمد، الارشاد، ترجمة محمدباقر ساعدی خراسانی، تهران، اسلامیه، ۱۳۵۱ش، صص۶۱۳، ۶۱۴.
  • مقدسی، محمدبن احمد، احسن التقاسیم، ترجمة علینقی منزوی، تهران، شرکت مؤلفان و مترجمان ایران، ۱۳۶۱ش، ۲/۵۱۵.
  • مقدسی، مطهربن طاهر، البد، والتاریخ، به کوشش کلمان هوار، پاریس ۱۹۱۶م، ۵/۱۱۰‘۱۱۱.
  • مؤتمن، علی، راهنما یا تاریخ آستان قدس رضوی، تهران، آستان قدس، ۱۳۴۸.
  • مولوی، عبدالمجید، «‌نظری به حریم پاک امام »، نامة آستان قدس، دوره ۶، شمـ ۲۰ (نوروز ۱۳۴۴ش)، ص۱۱۳.
  • میرخواند، محمدبن خاوندشاه، روضه الصفا، تهران، خیام و دیگران، ۱۳۳۹ش، ۵/۴۹۸، ۸/۳۱۲.
  • ناصرالدین شاه قاجار، سفرنامه خراسان، به کوشش محمدحسن خان اعتمادالسلطنه، تهران، سنگی، ۱۳۰۶ق، صص۱۴۰-۱۴۱.
  • یاقوت حموی، ابوعبدالله، معجم البلدان، به کوشش فردیناندووستنفلد، لایپزیگ، ۱۸۶۶-۱۸۷۰م؛ ۳/۱۵۳-۱۵۶.
  • یعقوبی، ابن واضح، البلدان، ترجمة محمدابراهیم آیتی، تهران، بنگاه ترجمه و نشر کتاب، ۱۳۴۷ش، ص۵۳.

 

 

پیوند به بیرون

 

از: سایت ویکی شیعه

http://fa.wikishia.net/view/%D8%AD%D8%B1%D9%85_%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85_%D8%B1%D8%B6%D8%A7(%D8%B9)