محتوای نامه امام رضا(ع) به عبدالعظیم حسنی

محتوای نامه امام رضا(ع) به عبدالعظیم حسنی چه بود؟
خبرگزاری مهر ـ گروه دین و اندیشه: امام رضا(ع) در نامه ای به حضرت عبدالعظیم حسنی(ع) می نویسند: دوستان ما نباید فرصتهای گرانبهای زندگی و وقت ارزشمند خود را به دشمنی با یکدیگر تلف کنند.
با عنایت به مشکلاتی که امام رضا(ع) در ارتباط حضوری با شیعیان در زمان حیات خود و زندگی در خراسان آن روز داشتند، توصیه ها و مسائل مد نظر را از طریق مکاتبه و توسط نمایندگان خود در بلاد مختلف به اطلاع مردم می رساندند. یکی از اسناد موجود، نامه ایشان به حضرت عبدالعظیم حسنی(ع) است که در آن زمان در ری زندگی می کردند.
 
شیخ مفید در کتاب خویش، پیام جامع، آموزنده و جالبی را از امام رضا(ع) آورده است که آن بزرگوار آن پیام را، به وسیله حضرت سیدالکریم عبدالعظیم حسنی(ع) به شیعیان و دوستداران اهل بیت(ع) فرستاده اند. 
 
متن پیام آن بزرگوار این است: 
بسم الله الرحمن الرحیم 
یا عبدالعظیم!
أبلغْ عنّی أولیائی السلامَ وقل لهم: أن لا یجعلوا للشیطان على أنفسهم سبیلاً، ومُرْهم بالصدق فی الحدیث وأداء الأمانة، ومُرْهم بالسکوت وترک الجدال فیما لا یَعْنیهم، وإقبالِ بعضهم على بعض والمُزاوَرة، فإنّ ذلک قربة إلیّ. ولا یشغلوا أنفسهم بتمزیق بعضهم بعضاً، فإنّی آلیتُ على نفسی أنّه مَن فعل ذلک وأسخط ولیّاً من أولیائی دعوتُ الله لِیعذّبه فی الدنیا أشدّ العذاب، وکان فی الآخرة من الخاسرین. وعرِّفْهم أنّ الله قد غفر لمحسنهم، وتجاوز عن مسیئهم، إلاّ مَن أشرک به أو آذى ولیّاً من أولیائی أو أضمر له سوءً، فإنّ الله لا یغفر له حتّى یرجع عنه، فإنْ رجع وإلاّ نُزع رُوح الإیمان عن قلبه، وخرج عن ولایتی، ولم یکن له نصیب فی ولایتنا، وأعوذ بالله من ذلک.
 
بنام خداوند بخشنده بخشایشگر

ای عبدالعظیم! سلام گرم مرا به دوستدارانم برسان و به آنان بگو: در دلهای خویش برای شیطان راهی نگشایند و آنان را به راستگویی در گفتار و ادای امانت و سکوت پرمعنا و ترک درگیری و جدال در کارهای بیهوده و بی فایده فراخوان و به صله رحم و رفت و آمد با یکدیگر و رابطه گرم و دوستانه با هم دعوت کن، چرا که این کار باعث تقرب به خدا و من و دیگر اولیاء اوست. دوستان ما نباید فرصتهای گرانبهای زندگی و وقت ارزشمند خود را به دشمنی با یکدیگر تلف کنند. من با خود عهد کرده ام که هر کس مرتکب اینگونه امور شود یا به یکی از دوستانم و رهروانم خشم کند و به او آسیب رساند از خدا بخواهم که او را به سخت ترین کیفر دنیوی مجازات کند و در آخرت نیز اینگونه افراد از زیانکاران خواهند بود.

به دوستان ما توجه ده که خدا نیکوکرداران آنان را مورد بخشایش خویش قرار داده و بدکاران آنان را جز ، آنهایی که بدو شرک ورزند و یا یکی از دوستان ما را برنجانند و یا در دل نسبت به آنان کینه بپرورند، همه را مورد عفو قرار خواهد داد اما از آن سه گروه نخواهد گذشت و آنان را مورد بخشایش خویش قرار نخواهد داد. جز اینکه از نیت خود بازگردند و اگر از این اندیشه و عمل زشت خویش بازگردند، مورد آمرزش خواهند بود اما اگر همچنان باقی باشند، خداوند روح ایمان را برای همیشه از دل آنان خارج ساخته و از ولایت ما نیز بیرون خواهد برد و از دوستی ما اهل بیت(ع) نیز بی بهره خواهند بود و من از این لغزشها به خدا پناه می برم.»
 
 
حجت الاسلام قرائتی در سخنرانی در شرح این نامه گفتند: پیام امام رضا(ع)، پیام خیلی مهمی است. انگار این شفای دردهای امروز جامعه‌ ماست. امام توصیه می کند که مردم راه شیطان را در خودشان باز نکنند.
 
امام رضا(ع) به عبدالعظیم حسنی فرمود: به شیعه‌ها بگو دیدن همدیگر بروند. «فَإِنَّ ذَلِکَ قُرْبَةٌ إِلَی‏» اگر می‌خواهید به من نزدیک شوید، دیدن همدیگر بروید. «وَ لَا یَشْغَلُوا أَنْفُسَهُمْ بِتَمْزِیقِ بَعْضِهِمْ بَعْضا» «تَمزیق»، «کُلَّ مُمَزَّق‏» (سبأ/7) در قرآن است. «تمزیق» یعنی تخریب. «وَ لَا یَشْغَلُوا أَنْفُسَهُمْ بِتَمْزِیقِ بَعْضِهِمْ بَعْضا» همدیگر را خراب نکنید. «وَ لَا یَشْغَلُوا» مشغول نکنید «تَمْزِیقِ بَعْضِهِمْ بَعْضا» او این را خراب می‌کند.
 
امام رضا(ع) فرمود: من نفرین می‌کنم به کسی که آبروی شیعیان را بریزد. تعهد کردم. که کسی که آبروی مؤمنی را بریزد،  «دَعَوْتُ اللَّهَ» دعا می‌کنم، که چه؟ «لِیُعَذِّبَهُ فِی الدُّنْیَا أَشَدَّ الْعَذَاب‏» در دنیا به زندگی نکبتی گرفتار شود «وَ کَانَ فِی الْآخِرَةِ مِنَ الْخَاسِرِین‏» خیلی امام رضا دلش درد می‌آید. امام رضا(ع) به عبدالعظیم حسنی(ع) فرمود: به شیعیان من بگو آبروی همدیگر را نریزید. من امام رضا(ع) نفرین کردم به کسی که آبروی کسی را بدون دلیل بریزد. اگر حتی تازه دلیل داری، شما حق نداری آبرویش را بریزی. باید به قوه‌ قضاییه بگویی: بابا این پرونده! برد و خورد و هرچه دلیل داری از مسیرش اقدام کنید.
 
امام رضا فرمود: من تعهد کردم نفرین می‌کنم به کسی که آبروی شیعه را بریزد.«وَ عَرِّفْهُمْ أَنَّ اللَّهَ قَدْ غَفَرَ لِمُحْسِنِهِمْ وَ تَجَاوَزَ عَنْ مُسِیئِهِمْ إِلَّا مَنْ أَشْرَک بِه‏» خداوند خوب‌ها را می‌بخشد، از بدهای شیعیان بد هم می‌بخشد، مگر کسی که یا مشرک باشد، «أَوْ آذَى وَلِیّاً مِنْ أَوْلِیَائِی‏» الله اکبر! امام رضا فرمود: خدا همه‌ شیعیان را می‌بخشد جز دو رقم شیعه! شیعه‌ای که مشرک شود. شیعه‌ای که مؤمنی را اذیت کند. «آذَى وَلِیّاً مِنْ أَوْلِیَائِی‏»
 
امام رضا فرمود: خدا شیعه را می‌بخشد جز دو گروه! شیعه‌ای که مشرک شود، «أَشْرَکَ بِه‏»، «أَوْ آذَى وَلِیّاً مِنْ أَوْلِیَائِی‏»، «أَوْ أَضْمَرَ لَهُ سُوءا» یا در دلش بدخواه باشد. اصلاً دلش بخواهد فلانی خراب شود. یعنی در دلش بدخواه باشد. «فَإِنَّ اللَّهَ لَا یَغْفِرُ لَهُ حَتَّى یَرْجِع‏» خدا یک چنین آدمی را نمی‌بخشد، جز اینکه از اذیت کردن برگردد. «وَ إِلَّا نُزِعَ رُوحُ الْإِیمَانِ عَنْ قَلْبِهِ» کسی که مؤمنی را اذیت کند، مؤمنی را تخریب کند «نُزِعَ رُوحُ الْإِیمَانِ عَنْ قَلْبِهِ» خداوند روح ایمان را از قلبش می‌گیرد. کار به آیت‌الله و فوق دیپلم و لیسانس و دکتر ندارد.
 
امام رضا پیغام داد، آبروی همدیگر را نریزید. آبروی همدیگر را بریزید، نفرینتان می‌کنند. از ولایت خدا دور هستید. در همین دنیا عذاب شدید می‌شوید. در آخرت نصیبی ندارید. آبرو ریختن خیلی خطر دارد. این نکته‌ای است که امام رضا فرمود از طریق عبدالعظیم حسنی.

امام رضا شناسي  (استاد محترم خانم زهره بروجردي)   / جلسه سوم                                        


 
امام رضا شناسي  (استاد محترم خانم زهره بروجردي)                                                                
 
 

در كلاس محضر علي بن موسي الرضا (ع) هستيم در جلسه سابق حروف الفباء را از زبان حضرت آموزش ديديم و آموختيم حروف با آموزش حضرت جايگاه ديگري دارد .

در اين جلسه روايتي1  عرض مي‌كنم: فردي به نام همدان بن سليمان از حضرت علي بن موسي رضا(ع) سوال كردم، معناي اين آيه چيست را «فَمَنْ يُرِدِ اللَّهُ أَنْ يَهْدِيَهُ يَشْرَحْ صَدْرَهُ لِلْإِسْلامِ وَ مَنْ يُرِدْ أَنْ يُضِلَّهُ يَجْعَلْ صَدْرَهُ ضَيِّقاً حَرَجاً كَأَنَّما يَصَّعَّدُ فِي السَّماء... »2

(آن كس را كه خدا بخواهد هدايت كند، سينه‏اش را براى(پذيرش) اسلام، گشاده مى سازد؛ و آن كس را كه بخاطر اعمال خلافش بخواهد گمراه سازد، سينه‏اش را آن چنان تنگ مى‏كند...)

حضرت جواب مي‌دهند : « مَنْ يُرِدِ اللَّهُ أَنْ يَهْدِيَهُ بِإِيمَانِهِ فِي الدُّنْيَا إِلَى جَنَّتِهِ وَ دَارِ كَرَامَتِهِ فِي الْآخِرَةِ يَشْرَحْ صَدْرَهُ لِلتَّسْلِيمِ لِلَّهِ وَ الثِّقَةِ بِهِ وَ السُّكُونِ إِلَى مَا وَعَدَهُ مِنْ ثَوَابِهِ حَتَّى يَطْمَئِنَّ إِلَيْه» 

(اگر خداي سبحان بخواهد كسي را در همين دنيا به سوي بهشتش راهنمايي كند و در آخرت به سوي دار الكرامة راهنمايي كند سينه او را باز مي‌كند براي تسليم شدن در مقابل خدا و اعتماد به خدا و مطمئن شدن به وعده‌هاي الهي )

و اگر خداوند اراده گمراهي كسي را بكند  او را از ديدار بهشت محروم مي‌سازد در دنيا او را گرفتار شك مي‌كند شكي كه به كفر منجر شود چنين فردي در اعتقادات حقه خويش مضطرب مي‌شود، در همين ابتدا مقدمتاً خدا را شكر مي‌كنيم از پذيرش اعتقادات حقه‌اي كه به ما عطا كرده است كه اگر آيه يا روايتي را مي‌شنويم نه تنها آن را مي‌پذيريم بلكه اعتقاد قلبي داريم كه حق همين است. وعده خدا قطعي است و هر يك از ما از طريق همين وعده‌ها به آرامش دست مي‌يابيم آرامشي كه در پي وعده‌هاي خدا فرا مي‌رسد همان بهشتي است كه خداوند فرد شكاك در اعتقاديات را از آن محروم ساخته است حضرت حق ما را در همين عالم ماده به بهشت راهنمايي مي‌كند .

بحث اين جلسه مباحث توحيدي است كه از لسان مطهر حضرت علي بن موسي الرضا به ما رسيده است كه گاهي به شكل تفسير آيات و گاه به عنوان سوال و جواب آمده است.

جلد 1 عيون الاخبار الرضا ص 229 به مجموعه‌اي از آيات توحيدي اشاره دارد كه مثلاً «وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ ناضِرَةٌ»3  (آرى) در آن روز صورتهايى شاداب و مسرور است،

در قيامت گروهي چهره‌هاشان خوشحال و خندان است، علت اين خوشحالي چيست؟ قرآن مي‌گويد «الي ربها ناضره» چون به خود خدا نگاه مي‌كنند (لازم به توضيح است گروهي با استناد به همين آيات قائل به جسمانيت خداوند سبحان شده‌اند) اباصلت از ياران خاص حضرت علي بن موسي الرضا(ع) در باره چنين آياتي سوال مي‌كند (البته لازم به ذكر است كه روايتي نيز با همين مضمون از حضرت علي بن موسي الرضا به ما رسيده است) اباصلت از آيه و رواياتي با اين مضمون است سوال مي‌كند و مي‌گويد چگونه مومنان در قيامت به خدا نگاه مي‌كنند و در بهشت او را زيارت مي‌كنند.

حضرت مي‌فرمايند: خداي سبحان پيامبرش محمد(ص) را بر تمام مخلوقين حتي بر فرشتگان برتري داد و اطاعت از او را به منزله اطاعت از خودش قرار داد فرمود: « مَنْ يُطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ أَطاعَ اللَّهَ ...»4 (كسى كه از پيامبر اطاعت كند، خدا را اطاعت كرده؛...)

در قرآن آمده است « إِنَّ الَّذينَ يُبايِعُونَكَ إِنَّما يُبايِعُونَ اللَّهَ ...»5 (كسانى كه با تو بيعت مى‏كنند(در حقيقت) تنها با خدا بيعت مى‏نمايند....)

كساني كه با  پيامبر بيعت كردند با خدا بيعت كرده‌اند حضرت علي بن موسي الرضا در ادامه مي‌فرمايند كه پيامبر فرموده است هر كس در حيات و ممات من ، مرا زيارت كند خدا را زيارت كرده است پس زيارت خدا در بهشت يا نگاه كردن خدا در قيامت به معناي ملاقات كامل با پيامبراست اباصلت ادامه مي‌دهد از حضرت سوال كردم يابن رسول الله معني اين روايت چيست؟ «ان ثواب لا اله الا الله النظر الي وجه الله » ثواب لا اله الا الله نگاه به صورت خداست، حضرت فرمودند: اباصلت اگر كسي براي خدا صورتي قائل شود كافر است، وجه خدا حجت‌هاي خدا هستند كه مردم با توجه به آن حجت‌ها توجه به خدا مي‌يابند بعد حضرت آيه‌اي از قران را تلاوت كرده و فرمودند:

« كُلُّ مَنْ عَلَيْها فانٍ »6 (همه كسانى كه روى آن‏[ زمين‏] هستند فانى مى‏شوند)

« وَ يَبْقى‏ وَجْهُ رَبِّكَ ذُو الْجَلالِ وَ الْإِكْرامِ »7 (و تنها ذات ذو الجلال و گرامى پروردگارت باقى مى‏ماند)

و آيه ديگري مي‌گويد:

«... كُلُّ شَيْ‏ءٍ هالِكٌ إِلاَّ وَجْهَهُ ...»8 (...همه چيز جز ذات(پاك) او فانى مى‏شود ...)

لازم به توضيح است كه ذكر خالصانه لا اله الا الله در اين عالم در حاليكه حقيقتا فرد خود را از غير خدا منقطع ببيند و عالم را به غير از خدا فاني بداند در اين حال ثواب ديدار وجه الله به او عطا مي‌شود.

در قسمت قبل عرض كرديم وجه الله وجود مقدس پيامبر است و به تبع نبوت ، ولايت نيز شامل اين وجه الله مي‌شود، اگر ما يك  لا اله الا الله خالصانه بگوييم گويا توفيق تشرف نصيبمان شده است با ذكر لااله الا الله موانع برطرف مي‌شود و ديدار خدا ميسر مي‌گردد، اگر براي هر يك از ما از ديدار معشوق خبري نيست يعني ما هنوز قدم اول را هم برنداشتيم كه قدم اول همان ذكر لااله الا الله است.

بعد امام رضا (ع) همان روايت صفحه 229 را ادامه مي‌دهند و مي‌فرمايند : پيامبر فرمودند : « مَنْ أَبْغَضَ أَهْلَ بَيْتِي وَ عِتْرَتِي لَمْ يَرَنِي وَ لَمْ أَرَهُ يَوْمَ الْقِيَامَة »

اگر كسي دشمن بدارد اهل بيت مرا روز قيامت نه او مرا مي‌بيند نه من او را مي‌بينم در حقيقت چنين فردي روز قيامت از رحمت خداوند سبحان محروم شده است و خدا توجهي به او ندارد توجه الهي متوجه محب اهل بيت است ، امام رضا (ع) در ادامه روايت مي‌فرمايند: پيامبر فرمودند: « إِنَّ فِيكُمْ مَنْ لَا يَرَانِي بَعْدَ أَنْ يُفَارِقَنِي» (در ميان شما كسى هست كه بعد از آنكه از من مفارقت كند مرا نبيند)

حضرت مي‌فرمايد : اباصلت خدا جا و مكان ندارد با چشم و عقل ديده نمي‌شود، جدايي از من يعني جدايي از خدا .

اولين درس توحيدي كه در محضر امام رضا(ع) تلمذ كرديم  آن است كه توحيد بدون نبوت و ولايت  امكان پذير نيست لا اله الا الله نمي تواند جداي از محمد رسول الله و علي ولي الله باشد و در حقيقت توحيد واقعي آن است كه ارتباط ما را با پيامبر و عترتش افزون كند والا توحيد نيست.

روايت ديگري در عيون اخبار الرضا آمده است (ص350 ج 1) فردي از علي بن موسي الرضا مي‌پرسد توحيد در ذهن داشته است خداوند هيچ‌گاه فراموش كار نيست چرا در قرآن به خداوند نسبت نسيان داده شده است .

«... نَسُوا اللَّهَ فَنَسِيَهُم ... »9 ( خدا را فراموش كردند، و خدا(نيز) آنها را فراموش كرد)

حضرت فرمودند: خدا نه سهوي دارد و نه چيزي را فراموش مي‌كند بعد ايشان از خود قرآن كمك مي‌گيرند و مي‌گويند: « وَ ما كانَ رَبُّكَ نَسِيًّا »10 و پروردگارت هرگز فراموشكار نبوده(و نيست)!

خداي تو هيچ‌گاه فراموش كار نبوده است آن شخص مي‌پرسد پس معني آيه « نَسُوا اللَّهَ فَنَسِيَهُم» چيست؟ چرا در اين جا نسبت فراموشي به خداي سبحان داده‌اند حضرت مي‌فرمايند معني اين آيه را با آيه « وَ لا تَكُونُوا كَالَّذينَ نَسُوا اللَّهَ فَأَنْساهُمْ أَنْفُسَهُمْ أُولئِكَ هُمُ الْفاسِقُونَ »11  جواب مي‌دهند:

(و همچون كسانى نباشيد كه خدا را فراموش كردند و خدا نيز آنها را به«خود فراموشى» گرفتار كرد، آنها فاسقاند.)

استنباط جواب حضرت اين است كه خدا فراموشي، خود فراموشي مي‌آورد در واقع معناي آيه اين است مجازات خدا فراموشي خود فراموشي است .

ايشان در ادامه آيه 51 سوره اعراف را مي‌خوانند براي اثبات اين مطلبشان «.... فَالْيَوْمَ نَنْساهُمْ كَما نَسُوا لِقاءَ يَوْمِهِمْ هذا...»(... امروز ما آنها را فراموش مى‏كنيم، همان گونه كه لقاى چنين روزى را فراموش كردند ....)

از اين آيه چنين استنباط مي‌شود كه خدا مي‌گويد ما در قيامت گروهي را به فراموشي مي‌سپاريم همان گروهي كه ملاقات با ما را فراموش كرده بودند

حضرت مي‌فرمايند: فراموشي خدا نسبت به بنده رهايي نسبت به اوست يعني خداوند سبحان بنده را به حال خويش وامي‌گذارد و او را بدون تكليف در بندگي رها مي‌كند، حضرت حق رحمت خاص خود را به سوي چنين بنده‌اي نازل نمي‌كند. دومين آموزشي در محضر علي بن موسي الرضا اين است كه نسيان و سهو در ذات اقدس الهي راهي ندارد، اگر كسي گمان كند خدا او را از ياد برده گمان غلطي است زيرا  در اعتقادات توحيدي ما سخن اين است «و ما كان ربك نسيا » و براي خداي شما فراموشي نيست فراموشي از جانب بنده است بنده ميان خود و خدا حجابها و پرده‌هايي از غفلت و ناداني كشيده است و خدا را در پي اين پرده‌ها به فراموشي سپرده است .

عقوبت فراموشي بنده نسبت به خداي سبحان آن است كه خداوند از توجه نسبت به او رو گردان است خود فراموشي چتر ومانع خداشناسي است .

در عيون صفحه 258 آمده است:

فردي است به نام فتح بن يزيد جرجاني خدمت حضرت مشرف مي‌شود و مي‌گويد معناي عبارت خداوند لطيف و خبير و سميع و بصير و واحد و صمد و لم يلد ولم يولد ولم يكن له كفوا احد است، چيست؟ سوال چنين است اگر خداي سبحان متصف به چنين صفاتي است، بنده نيز از اين صفات بي‌بهره نيست سائل مي‌گويد: خدا سميع است ما هم سميع‌ايم ، خدا بصير است ما نيز بصيريم او غني است ماهم قدرت بر غني بودن را داريم سائل از حضرت درخواست مي‌كند تا لطيف و خبير بودن خدا را براي او توصيف كند.

حضرت مي‌فرمايند : (اللطيف للخلق اللطيف و العلمه بشيء لطيف) اگر لطيف بودن خدا را اراده كرده‌اي ببين در ميان مخلوقاتش به چه ميزان، لطيف خلق كرده است چقدر ظريف خلق كرده است اگر علم او را طلب مي‌كني ببين علم او چگونه لطيف و نازك درميان اشياء جاي گرفته است

حضرت در ادامه مي‌گويد : اي فتح، آيا تو اثر صنع خدا را نمي‌بيني! نمي‌بيني كه خلقت گياهان چقدر ظريف است خلقت حيوانات از چه ظرافتي برخوردار است بين پشه حيواني است كه چشم به سختي آن را مي‌بيند اما در خلقت آن مانند ساير حيوانات نر و ماده هست و همين حيوان به گونه‌اي براي فرزندانش غذا مي‌برد كه حيوانات بزرگتر اين كار را مي‌كنند . همان حيواناتي كه در دل دشتها حركت مي‌كنند همان حيواناتي كه كاملترين تكلم را با هم نوعان خود دارند و بعد مي‌فرمايند : رنگ آميزي‌ها را ديده‌اي كه به لطيف بودن خدا پي ببري، مخلوقات از لطافتي برخوردارند كه با لمس قابل ادراك نيستند حالا خدا لطيف است و خبير است يعني اين بندگان را با اين دقت آفريده و با همين دقت به نيازهايشان رسيدگي مي‌كند «ما ربك نسيا » خدا نياز بنده را فراموش نمي‌كند همه نياز بندگان را در طول زندگي او تهيه مي‌كند .

سخن اين نيست  كه برآورده كردن نيازهاي انسان مربوط به ابتداي خلقت است يعني خدا وقتي بنده را آفريد و انواع نيازهاي او را تدارك ديد و امر خلقت را پايان داد بلكه خالقيت حضرت حق آن به آن و لحظه به لحظه استمرار دارد يعني همين الان خلقت نو و حديث براي بنده ايجاد مي‌كند .

آيه « أَ فَعَيينا بِالْخَلْقِ الْأَوَّلِ بَلْ هُمْ في‏ لَبْسٍ مِنْ خَلْقٍ جَديدٍ » 12

(آيا ما از آفرينش نخستين عاجز مانديم(كه قادر بر آفرينش رستاخيز نباشيم)؟! ولى آنها(با اين همه دلايل روشن) باز در آفرينش جديد ترديد دارند!)

خدا مي‌گويد: آيا ما عاجز بوديم از خلقت اوليه بلكه ما دائم در حال خلق جديد هستيم مردم در اشتباهند و نمي‌دانند كه ما آن به آن آنها را خلق مي‌كنيم .

با توضيحاتي كه گذشت خداي سبحان اهل نسيان نيست آن به آن در حال ايجاد و خلق است و آنكه مادام خلق مي‌كند نسياني بر او عارض نمي‌شود .

__________________________
  1- عيون الاخبار الرضا جلد 1 ص 264
  2- سوره مباركه انعام آيه 125
  3- سوره مباركه قيامت آيه 22
  4- سوره مباركه نساء آيه 80
  5-  سوره مباركه فتح آيه 10
  6- سوره مباركه الرحمن آيه 26
  7- سوره مباركه الرحمن آيه 27
  8- سوره مباركه قصص آيه 88
  9- سوره مباركه توبه آيه 67
  10- سوره مباركه مريم آيه 64
  11- سوره مباركه حشر آيه 19
  12- سوره مباركه ق آيه

از امام رئوف

کتابشناسی احمد بن موسی علیه السلام ( معرفی کتاب )


نظر به اهمیت شیراز و بارگاه مقدس شاهچراغ (ع) که بنا به فرموده مقام معظم رهبری سومین حرم اهل بیت (ع) در کشور است، تهیه منابع مختلف در مورد حضرت احمدبن موسی شاهچراغ (ع) از ویژگی خاصی برخوردار است.

از آنجا که کتابشناسی و فهرست منابع از ابزار مهم تحقیق و پژوهش شناخته می شود و بسیاری از محققین در پژوهشهای خود از آن استفاده می نمایند٬ از این رو تهیه و گردآوری آن مستلزم دقت و کوشش بسیار می باشد٬ از طرفی پراکندگی جغرافیایی کتابخانه‌ها و مراکز اطلاع رسانی و فقدان منابع تحقیقاتی همواره از مشکلات و معضلات اساسی پژوهشگران می باشد.
کتاب شناسی یا کتابنامه معادل واژه انگلیسی bibliography و به معنی تشریح ، تفسیر و توصیف و بررسی آثار است .
کتاب شناسی در واقع صورت یا سیاهه ای منظم از آثار یک نویسنده و یا یک موضوع خاص است که دارای یک ویژگی مشترک است مانند زبان ، شکل ، زمان انتشار و جز آن ...
جمع آوری آثار و منابع مختلف در حوزه دین و شناخت ائمه معصومین و بزرگان دینی از دیرباز مورد توجه دین پژوهان و محققان اسلامی بوده و ضرورت شناخت این آثارو معرفی آنها از اهمیت زیادی برخوردار است. نظر به اهمیت شیراز و بارگاه مقدس شاهچراغ (ع) که بنا به فرموده مقام معظم رهبری سومین حرم اهل بیت (ع) در کشور است، تهیه کلیه آثار و منابع مختلف در مورد حضرت احمدبن موسی شاهچراغ (ع) ازویژگی خاصی برخوردار است. لذا در اینجا به شرح مختصری از نحوه گردآوری منابع و آثار مرتبط با احمدبن موسی (ع)پرداخته میشود.
در ابتدا لیست کاملی از کتابخانه ها و مراکز اطلاع رسانی مهم کشور با استفاده از بانک اطلاعات کتابخانه های ایران از طریق سایتIsil.nlai.ir تهیه شد.
پایگاه Lib.ir پایگاه اطلاع رسانی دیگری بود که مورد توجه قرار گرفت. همچنین فهرستگان نسخ خطی آقا بزرگ و نرم افزار رسا در کتابخانه ملی جمهوری اسلامی ایران، سایتهای روزنامه های داخلی و خبرگزاریها، اسناد و مدارک و فهرست فیلم و عکس، پایگاه مقالات و نشریات داخلی از قبیل Sid و Magiran نیز مورد بررسی قرارگرفتند.

این کتابشناسی توصیفی بصورت الفبایی بیش از 500 کتاب فارسی و عربی و لاتین، مقاله‌ی علمی و ترویجی و سند و نسخه خطی و غیره را در برگرفته  است.

فهرست مطالب کتاب بدین قرار است:

  • سخن نخست
  • مقدمه
  • شرح حال حضرت شاهچراغ (ع)
  • کتب
  • مقالات
  • روزنامه‌ها
  • فیلم و آرشیو
  • اسناد
  • نسخ خطی
  • فهرست برخی منابع و مأخذ مرتبط با احمد بن موسی (ع)

کتابشناسی احمد بن موسی شاهچراغ (ع)  به کوشش فربد کامگار و علی احسانی مقدم در 168 صفحه تهیه شده است و به بررسی کلیه آثار منتشر شده درباره احمدبن موسی شاهچراغ (ع) می پردازد.

این کتاب به سفارش بنیاد فارس شناسی توسط انتشارات آثار ماندگار در شیراز در سال جاری منتشر شده است.

منبع: کتابخانه مجلس

امام رضا شناسي  (استاد محترم خانم زهره بروجردي)   / جلسه دوم                                        


امام رضا شناسي  (استاد محترم خانم زهره بروجردي)                                                        
 
 

در اين جلسه مابقي معاني حروف از نظر امام رضا(ع) پيگري مي‌شود.

حضرت در ادامه مي‌فرمايند: « د ذ فَالدَّالُ دِينُ اللَّهِ وَ الذَّالُ مِنْ ذِي الْجَلَالِ»

دال منظور دين حق است، دين الله حق است و آنچه فرد را به رستگاري مي‌رساند دين الله است.

و ذال حكايت از ذي الجلال بودن خداي سبحان مي‌كند.

اجازه بدهيد قبل از عبور از حرف ذال عرض كنم، ما از حرف جيم به جمال و جلال خدا پي‌برديم اما با فاصله‌‌اي كوتاه خداوند سبحان مجدداً جلال خود را تكرار مي‌كند و آن را به رخ بنده مي‌كشد در حقيقت جلال حضرت حق همراه هر حرف تكرار مي‌شود.

«فَالرَّاءُ مِنَ الرَّءُوف» راء جلوه‌گاه رحمت و رافت حضرت حق است .

وجود مقدس علي بن موسي الرضا جلوه‌ي رافت كامله‌ي خداوند سبحان هستند هر كس كه به رأفت رئوفي چون سلطان بي نياز علي بن موسي الرضا متوسل شود، نا اميد باز نمي‌گردد.

« وَ الزَّاءُ زَلَازِلُ الْقِيَامَةِ » ياد آور زلزله‌هاي روز قيامت است « إِذا زُلْزِلَتِ الْأَرْضُ زِلْزالَها »1  « هنگامى كه زمين شديداً به لرزه درآيد، » تفاسير در توضيح اين آيه گفته‌اند براي اهل خير حقايق نهفته و نيت‌هايي پوشيده، آشكار مي‌شود و براي اهل شر نيت‌هاي شر نمايان مي‌گردد.

« فَالسِّينُ سَنَاءُ اللَّهِ» اين سناء هم به معني نور است هم به معناي علو است سين نور خداست كه در كل عالم تابيده و موجوديّت همه افراد به واسطه همان نور جلوه‌گر شده است.

« وَ الشِّينُ شَاءَ اللَّهُ مَا شَاءَ وَ أَرَادَ مَا أَرَاد»

هر چه خدا اراده كند موجوديت پيدا مي‌كند (شاء از ماده شيء است ) شين مشيت و اراده خداست كه هر چه اراده كند موجوديّت مي‌يابد.

« وَ ما تَشاؤُنَ إِلاَّ أَنْ يَشاءَ اللَّهُ...» «چيزي براي من نيست مگر آن چيزي كه خدا بخواهد.»

« فَالصَّادُ مِنْ صَادِقِ الْوَعْدِ فِي حَمْلِ النَّاسِ عَلَى الصِّرَاطِ وَ حَبْسِ الظَّالِمِينَ عِنْدَ الْمِرْصَادِ»

صاد يعني اگر خداوند وعده‌اي بدهد محقق مي‌شود، وعده‌ي حضرت حق چيست؟

وعده اين است كه مردم در قيامت بر صراط حركت مي‌كنند و گروهي در قيامت در عقبه‌ي مرصاد زنداني مي‌شوند در وعده‌ي خداوند سبحان هيچ تخلفي نيست. .

« وَ الضَّادُ ضَلَّ مَنْ خَالَفَ مُحَمَّداً مُحَمَّد(ص)» ضاد حكايت از گمراهي كساني مي‌كند كه مخالف پيامبر و آل پيامبرند.

« فَالطَّاءُ طُوبَى لِلْمُؤْمِنِينَ وَ حُسْنُ مَآب»

طاء يعني طوبي مخصوص مومنين است طوبي :

1-  طوبي نام درختي است در بهشت روايات از آن به عنوان درختي كه اصل ان در خانه‌ي پيامبر و فرع آن در قامت است.

2-  همچنين كتب از لغت طوبي به معناي خوش عاقبتي ياد كرده‌اند.

3- و همچنين طوبي به عنوان عيش طيب براي مؤمنين ذكر شده است.

«وَ الظَّاءُ ظَنُّ الْمُؤْمِنِينَ بِاللَّهِ خَيْراً وَ ظَنُّ الْكَافِرِينَ سُوءاً »

ظاء حكايت از خير ظن مومن نسبت به خداست، مي‌گويند مومن باور دارد هرگاه خدايش را بخواند او را اجابت مي‌كند مي‌گويد: «ادعوه فأجيبني» اين ظن خير است اما كفار باور ندارند خدا توجهي نسبت به آنها دارد. سوء ظن نسبت به خداي سبحان دارند.

« فَالْعَيْنُ مِنَ الْعِلْمِ الله» عين حكايت از علم خداي سبحان مي‌كند.

«الْغَيْنُ مِنَ الْغِنَى » و غين حكايت از بي‌نيازي خداوند نسبت به بندگانش است « و الله هو الغني الحميد »

«فَالْفَاءُ فَوْجٌ مِنْ أَفْوَاجِ النَّارِ » فاء فوج فوج آتش است.

 «الْقَافُ قُرْآنٌ عَلَى اللَّهِ جَمْعُهُ و قرآنُهُ » اشاره به قرآن دارد اينكه حفظ و نگه‌داري آن بر عهده‌ي خداي سبحان است.

قرآن مي‌گويد «إِنَّ عَلَيْنا جَمْعَهُ وَ قُرْآنَهُ »2  « ما هم قرآن را جمع مي‌كنيم و هم مي‌خوانيم.»

پيامبر(ص) بودند كه وحي نازل شده از سوي خداوند سبحان در ذهن مطهر ايشان باقي نماند و يا محو شود از اين رو در بازگويي قرآن براي ديگران سرعت عمل به خرج مي‌دادند قاف حكايت از قرائت قرآن و جمع‌آوري آن مي‌كند كه به اذن حق انجام مي‌شود در حقيقت قاري خود خداي سبحان‌اند.

« فَالْكَافُ مِنَ الْكَافِي» يعني خدا براي بنده كفايت مي‌كند«أَ لَيْسَ اللَّهُ بِكافٍ عَبْدَهُ »3  اگر كسي به خدا اعتماد كند به تكيه‌ي ديگري نياز ندارد.

«وَ اللَّامُ لَغْوُ الْكَافِرِينَ فِي افْتِرَائِهِمْ عَلَى اللَّهِ الْكَذِبَ»

منظور از لام لغو تهمت‌هاي ناروايي است كه كفار به خدا بستند كفار معتقد بودند خدا شريك دارد و يگانه نيست در همين جا عرض مي‌كنيم گاهي ما نا‌خواسته بر خداوند سبحان تهمت‌هايي را روا مي‌داريم مثلاً مي‌گوئيم براي انجام فلان كار خير خدا توفيق نداده است در حاليكه خيرات هميشه در حال صدور از خداوند سبحان است اين ما هستيم كه مناع الخيریم. اين سخن در واقع تهمت به خداي سبحان است خدائي كه دائماً در حال خير رساني است به او تهمت لغو و بي اساس مي‌زنيم.

«فَالْمِيمُ مُلْكُ اللَّهِ يَوْمَ لَا مَالِكَ غَيْرُهُ »

ميم به معناي سلطنت خداي سبحان است روزي كه مالكي به غير خدا وجود ندارد آيه‌ي قرآن داريم « لِمَنِ الْمُلْكُ الْيَوْمَ» « حكومت امروز براى كيست؟» بعد خداوند خود پاسخ مي‌دهد « لِلَّهِ الْواحِدِ الْقَهَّارِ »4  خداي سبحان مي‌گويد: « لِمَنِ الْمُلْكُ الْيَوْمَ» خداي سبحان سؤال مي‌كند سلطنت امروز مال چه كسي است؟»  « ثُمَّ يُنْطِقُ أَرْوَاحَ أَنْبِيَائِهِ وَ رُسُلِهِ وَ حُجَجِهِ فَيَقُولُونَ لِلَّهِ الْواحِدِ الْقَهَّارِ » و بعد از پاسخ حضرت حق روح الانبياء و رُسول‌ به نطق در مي‌آيندكه براي خداوند يگانه قهار است.

« فَالْمِيمُ مُلْكُ اللَّهِ يَوْمَ لَا مَالِكَ غَيْرُهُ »پس میم نمایشگاه سلطنت خداست و این سلطنت در ما روزی کاملاً ظهور می‌کند که هیچ سلطنتی به چشم نیاید.

« وَ النُّونُ نَوَالُ اللَّهِ لِلْمُؤْمِنِينَ وَ نَكَالُهُ بِالْكَافِرِينَ »

نوال (نیل، نائله)= عطیه نکال = عقوبت

نون اگر از نيل به معناي عطيه باشد حكايت از هديه‌هاي مداوم و مستمر حضرت حق مي‌كند.

« فَالْوَاوُ وَيْلٌ لِمَنْ عَصَى اللَّهَ » وای بر کسی که معصیت خدا را کرده.

« وَ الْهَاءُ هَانَ عَلَى اللَّهِ مَنْ عَصَاهُ » کسی که معصیت خدا را کند نزد او ذلیل و خوار است.

« وَ الْيَاءُ يَدُ اللَّهِ فَوْقَ خَلْقِهِ بَاسِطَةً بِالرِّزْقِ سُبْحانَهُ وَ تَعالى‏ عَمَّا يُشْرِكُونَ » قدرت خدا ما فوق همه‌ی قدرت هاست در حالیکه خدا دستش را با رزق باز کرده است و خداوند پاک و منزه است از آنچه مشرکین درباره‌ی او می‌پندارند.

بعد حضرت می‌فرمایند خدا این قرآن را با 28 حرف عربی آورده ولی کسی نتوانست یک آیه‌ی کوتاه مثل این را بیاورد. فرمودند: « إِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى أَنْزَلَ هَذَا الْقُرْآنَ بِهَذِهِ الْحُرُوفِ الَّتِي يَتَدَاوَلُهَا جَمِيعُ الْعَرَبِ »

خداوند قرآن را با همین حروفی نزول کرد که متداول در همه‌ی عرب است.

«ثُمَّ قَالَ قُلْ لَئِنِ اجْتَمَعَتِ الْإِنْسُ وَ الْجِنُّ عَلى‏ أَنْ يَأْتُوا بِمِثْلِ هذَا الْقُرْآنِ لا يَأْتُونَ بِمِثْلِهِ وَ لَوْ كانَ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ ظَهِيرا»

قرآن می‌گوید: پیامبر به اینها بگو اگر جن و انس حمایت کنند از هم که عین قرآن را بیاورند، نمی‌تواند در حالیکه قرآن همان 28 حرفی بوده که در عرب متداول بوده است.

                                                                                                    ان شاء الله كه تحت عنايات خاص صاحب الزمان باشيم.
______________________
1. سوره‌ي مباركه‌ي زلزلة    آيه‌ي 1
2. سوره‌ي مباركه‌ي قيامت آيه‌ي 17
3. سوره‌ي مباركه‌ي زمر آيه‌ي 36
4. سوره‌ي مباركه‌غافر آيه‌ي

«بایسته‌های جامعه منتظر مهدوی در کلام اندیشه رضوی» تالیف شد

مهران ابراهیمی نویسنده در گفت‌وگو با خبرنگار کتاب و ادبیات خبرگزاری فارس اظهار داشت: «بایسته‌های جامعه منتظر مهدوی در کلام اندیشه رضوی» در 4 بعد معرفتی، سیاسی، اجتماعی و همچنین فرهنگی و اقتصادی نوشته شده است.

وی با بیان اینکه هر فصل از این مجموعه دارای زیرشاخه‌های متعددی است، توضیح داد: از 62 منبع اصلی حدیثی شیعه و اهل تسنن تا قرن پنجم که درباره احادیث امام رضا(ع)‌هستند در این پژوهش استفاده شده است.

ابراهیمی که تاکنون رتبه اول المپیاد بین‌المللی قرآن و حدیث و مسابقات مفاهیم قرآن سازمان اوقاف را کسب کرده است مقالات «کنکاشی به زندگی امام رضا(ع)»، «کار و همت مضاعف در اندیشه معصومین» و ... را نوشته است.

منبع: فارس

 

 يادروز ورود  حضرت معصومه به قم  

 

به گزارش خبرگزاری فارس از قم، امروز هوا متفاوت‌تر از روزهای قبل است حتی از شهرهای دیگر هم متفاوت‌تر... هوا بوی خوشی با خود دارد... شب قبل خبری از پیک رسید ... خبری که چشمان اهالی را تا به صبح باز و منتظر نگاه داشت...

پس از آنکه مأمون عباسی در سال 200 هجری امام رضا(ع) را به خراسان دعوت کرد، حضرت معصومه(س) به همراه عده‌ای ‌از برادران و بستگان، پس از یک سال به انگیزه دیدار برادر وارد ایران شد.

پس از ولایتعهدی امام رضا(ع) بنی هاشم که مدت‌ها زیر شکنجه و فشار حکام جور بودند با شنیدن این خبر به عنوان دیدار حضرت رضا(ع) از مدینه به خراسان رهسپار شدند. این گروه در حدود 400 نفر بودند که در رأس آن‌ها حضرت معصومه(س) بود.

وقتی حضرت معصومه(س) و همراهان به شهر ساوه رسیدند، مأموران حکومت عباسی با آن‌ها درگیر شدند و عده‌ای از آن‌ها را به شهادت رساندند.

حضرت معصومه در همانجا بیمار شدند. بانو از همراهیان سئوال کرد از اینجا تا قم چقدر فاصله است؟ به ایشان عرض شد: ده فرسخ. حضرت فرمود: مرا از اینجا به قم منتقل کنید.

بزرگان قوم آل سعد اشعری به اتفاق به جانب ساوه روان شده بودند تا مسافری عزیز را به جانب شهری که پناهگاه شیعیان بود بیاورند.... مسافری خسته، نستوه و محزون؛ کسی که بی شباهت به زینب کبری(س) نیست. 

صبح و هنگامه طلوع خورشید... از دور دست کاروانی به چشم می‌خورد.... چشم‌های نخوابیده تا صبح و در انتظار، بازتر می‌شود... آیا این همان خبر است؟.... کاروان نزدیکتر می‌شود....

مردم هلهلهکنان به سویش می‌شتابند تا او را در خانه خود جای دهند... این افتخار نصیب چه کسی می‌شود؟

مهمانداری از دخت پیشوای هفتم و اخت ولی خدا قسمت کسی نیست جز موسی بن خزرج..... خوشا به حالش.... 

عمه سادات سلام علیک  

امروز بیش از هزار و 233 سال از ورود پربرکت حضرت معصومه(س) به قم می‌گذرد و مردم قم همچون سال 201 هجری برای پاسداشت این روز به استقبال رفته‌اند... امروز حتی مراجع تقلید و علما که در مسجد اعظم درس دارند، به احترام آن حضرت دروس خود را تعطیل کردند.

مردم ولایتمدار و قدردان قمی از ساعت 8 صبح در میدان معصومیه با شاخه‌های گل تجمع کرده بودند تا خاطرات 23 جمادی‌الثانی سال 201 هجری را مرور کنند... خاطراتی که تنها اقوالی است از تاریخ نویسان.

آنها به رسم پاسداشت همراه با شترهای جهازدار مسیر میدان معصومیه تا حرم حضرت معصومه(س) را که به باغ بابلان شهرت داشته است، طی کردند.

حرم را زنان مملو از جمعیت کرده بودند و شترها بیرون حرم ایستاده بودند. بوی اسفند و عطر گلاب فضای حرم را پر کرده بود و مقابل صحن آینه دسته‌های گل روی هم چیده شده بود.

«صل علی سیدنا محمد،حضرت معصومه(س) به قم خوش آمد»....«آمده خواهر امام هشتم، معصومه سایه‌سار مردم قم»...

یکی از مداحان اهل بیت(ع) به مدیحه سرایی و خوشامدگویی پرداخت و مردم نیز در خواندن ابیات وی را همراهی می‌کردند.

در این مراسم تولیت آستان مقدس حضرت معصومه(س) و دست اندرکاران حرم نیز حضور داشتند.

دیدن حال و هوای مردم دکلمه مرحوم آغاسی را در ذهن تداعی می‌کرد.... 

مرغ دلم راهی قم می‌شود

در حرم امن تو گم می‌شود

عمه سادات سلام علیک

روح عبادات سلام علیک

کوثر نوری به کویر قمی

آب حیات دل این مردمی

عمه سادات بگو کیستی

فاطمه یا زینب ثانیستی

از سفر کرب و بلا آمدی

یا که به دیدار رضا آمدی

کاش شبی مست حضورم کنی

باخبر از وقت ظهورم کنی

خاک قم از قدوم تو مصفا شده است / الهام رحیمی

معصومه جان(س) خاک قم از قدوم تو مصفا شده است
قم - خبرگزاری مهر: معصومه جان! کیست که نداند قم شرف از وجود تو دارد و این خاک از قدوم توست که این چنین مصفا شده است.

به گزارش خبرنگار مهر، 23 ربیع الاول سال 201 هجری، نور الطاف خداوندی بر پهنه تفتیده خاک قم گسترده و دختری از اهل بیت آفتاب مهمان این شهر شد که امروز نه تنها در مدینه قم بلکه در دل اهل آن حرم دارد.

بنت موسی بن جعفر(ع) همچون نگینی در میان انگشتری؛ شهر قم را زینت و ارزشی بس ناگفتنی بخشیده است.

از یمن حضور فاطمه معصومه (س) است که قم کانون قرآن و عترت است و این گوهر وجود اوست که همچون چراغی سال های سال مکتب عصمت و ولایت را در این شهر راهبری کرده است.

آری، وقتی باران کرامت او بر وسعت کویر قم چکید، دریایی از جود شکل گرفت که تا امروز هر طالبی را اسیر و نمک گیر سخاوت بارگاه کبریایی اش کرده است.

خسته راهی نیست که در پناه او آرام نگیرد و دل خسته ای نمی توان پیدا کرد که در حریمش پرواز کند و جلد این آستان نشود.

اینجا زائران با اشک دیده وضو می گیرند و جان ها را شستشو می دهند.

براستی کدام بغض است که چون با برق گنبدش برخورد کند، نفس گیر نشود و حلقه وار از چشمان ملتمس سرازیر نگردد.

حیا و نجابتت، جلال و وقارت، محبت و مهربانی ات، جود و کرامتت و ... براستی کدام خصلت تو بانو مرا این چنین زمین گیر خاک قم کرده است که یارای کوچ به هیچ سرزمینی جز اینجا را ندارم و چه خوب گفته است آن که سرود؛ "قم قلب مهربان زمین است".

حریم امن تو کافی است تا هر پریشان حالی را برای یک عمر مقیم وسعت نگاه و دست به دامن پرمهرت نگه دارد.

بانو قدم زدن در صحن و سرا و دست به دعا شدن در ایوان طلایت را با هیچ چیز نمی‌توان معاوضه کرد.

عجیب نیست که هر صبح و شام ملائک برای طواف تو رو سوی قم می کنند و گشایش دری از درهای بهشت را به سوی قم و بارگاه تو نوید داده اند.

..........................
الهام رحیمی

مهر

 

ای آفتاب حُجب و حیا إشفعی لنا / یوسف رحیمی (شعر)

چشم دلم به سمت حرم باز می‌شود

با یک سلام صبح من آغاز می‌شود

 پر می‌کشد دلم به هوای طواف تو

وقتی که لحظه لحظه پرواز می‌شود 

قفل دلم شکسته کنار در حرم

از مرقدت دری به جنان باز می‌شود 

فهمیده ام ز حکمت ایوان آینه

اینجا دل شکسته سبب ساز می‌شود 

کو چشم روشنی که ببیند در این حرم

هر روز چند مرتبه اعجاز می‌شود

 اعجاز توست اینکه دلم یاکریم توست

قلب تپنده حرم قم، حریم توست 

اینجا بهشت دختر موسی بن جعفر است

از نفحه شهود و تجلی معطر است 

برپا شده است مکتب قرآن و اهل بیت(ع)

دارالعلومِ مریم آل پیمبر(ص) است 

اینجا کلید علم و فقاهت ارادت است

خاک در حریم تو علامه پرور است 

چشم امید عالِم و عاشق به سوی توست

اینجا چقدر چشمه جوشان کوثر است 

تنها پناهگاه دلم صحن آینه است

وقتی دلم از آه زمانه مکدر است 

هر شب کنار مرقد تو یک مدینه دل

دنبال قبر مخفی زهرای اطهر(س) است 

صحن تو غرق بوی گل یاس می شود

اینجا حضور فاطمه(س) احساس می‌شود 

با آنکه هست هر دو جهان مال فاطمه(س)

اینجا دمیده کوکب اقبال فاطمه(س) 

بی اختیار پای ضریحت رسیده است

هر زائری که آمده دنبال فاطمه(س) 

دارد تمام مرقد تو بوی آسمان

اینجاست سایه سار پر و بال فاطمه(س) 

فرمود آشیانه امن الهی است

صحن و سرای تو، حرم آل فاطمه(س) 

خورشید آل فاطمه(س) از راه می‌رسد

هر سال ما اگر که شود سال فاطمه(س) 

ای عمه امام زمان! کاش در حرم

یک صبح جمعه لایق دیدار می‌شدم 

خاتون ملک ارض و سما إشفعی لنا

محبوبه حبیب خدا إشفعی لنا

 آرامش و قرار دل ثامن الحجج(ع)

ای زینب امام رضا(ع) إشفعی لنا 

عصمت دخیل بسته به پرهای چادرت

ای آفتاب حُجب و حیا إشفعی لنا 

در هر سحر به سوی ضریح اجابتت

می‌آورم دو دست دعا إشفعی لنا 

روی سیاه و بار گناهان ما کجا

لطف و کرامت تو کجا إشفعی لنا 

مهر و ولایتت شده حبل المتین ما

در صبحگاه روز جزا إشفعی لنا 

یوم الحساب تو همه امید شیعه‌ای

تنها نه شیعه اهل جهان را شفیعه‌ای 

با حبّ تو کسی که دلش را محک زده

طعنه به پارسایی حور و ملک زده 

سرشار از زلالی نور یقین شود

در مرقد منور تو قلب شک‌زده 

از چشمه‌های فیض تو سیراب می‌شود

هر کس دلش ز قحطی ایمان ترک زده 

تنها نه چشم آدمیان بر عطای توست

بر گنبد تو دست توسل فلک زده 

شب‌های جمعه طوف حرم می‌کنم ولی

گویا کسی به زخم دل من نمک زده 

دارد ضریح اطهر تو بوی کربلا

قلبم برای دیدن شش گوشه لک زده 

امشب گره گشاست دم یا رضا رضا

در دست توست تذکره ی کربلای ما 

============

شعر: یوسف رحیمی

فارس

امام رضا شناسي  (استاد محترم خانم زهره بروجردي)   / جلسه اول                                        


امام رضا شناسي  (استاد محترم خانم زهره بروجردي)                                                      
 
 

قبل از هر چیز خدای سبحان را سپاس گذاریم که توفیق ورود به کلاس شناخت علی بن موسی الرضا را نصیب ما فرمود.

عنوان کلاس در محضر علی بن موسی الرضا است، زیرا همه ما جیره خوار بیت رضوی هستیم. از این رو وظیفه‌ی خود دانستیم تا کلاسي در شناخت و معرفت علی بن موسی الرضا برگزار كنيم، شاید که ثامن الحجج برگ سبز ما را بپذیرند.

در همین ابتدای کلاس عرض می‌کنیم که ما وجود مقدس حضرت علی بن موسی الرضا را به عنوان عالم آل محمد(ص) می‌شناسیم زیرا حضرت در عصری زندگی می‌کردند که مأمون حاکم آن زمان بود و حاكمي در ظاهر عالم دوست همین عامل باعث شد تا ویژگی عالم بودن امام رضا(ع) تا حدودی به نمایش گذاشته شود، در آن زمان سفره علم بسیار گسترده شد مأمون به بهانه‌های مختلف جلسات علمی خاصی را تشکیل می‌داد او حتی از فرصت‌های کوتاه دیدار حضرت بهره می‌جست و سؤالات علمی مطرح می‌کرد.

مأمون به نحوی حُسن استفاده را از همراهی با حضرت می‌جست و در همين همراهي‌ها تفاسير بعضی از آیات مبهم را از حضرت سوال می‌کرد و او جلسات گوناگونی تشکیل می‌داد و علما را از ملیّت‌ها و اقلیم‌های مختلف دعوت می‌کرد.

همچنین مذاهب مختلف را در مقابل حضرت قرار می‌داد تا از زبان مطهر امام رضا(ع) کلمات نورانی دریافت شود.

با این مقدمه ما در این کلاس چند مبحث را به لطف حضرت حق دنبال می کنیم.

1. تفاسیر بعضی از آیات خاص که از زبان مطهّر حضرت مطرح شده به خصوص مباحث کلامی، مثلاً مباحث کلامی جبر و تفویض.

2. بررسی بعضی از خطبه‎های اعتقادی حضرت، مثلاً حضرت خطبه‌ی توحیدیه‌ای دارند که خطبه‌ی مفصلی است در حقیقت این خطبه‌ی الله شناسی است یک سلسله از مسائل مطرح شده و از زبان مطهّر حضرت مسائل اعتقادی است بالاخص در رابطه با مسئله‌ی توحید کلماتی بسیار حکیمانه مطرح كرده‌اند.

3. در این جلسات سلسله مباحث امام شناسی مطرح می‌شود این مبحث از آن روست که مأمون ظاهراً پیرو مذهب شیعه بود به همین جهت حضرت علي بن موسي برای معرفی حضرات معصومین از موقعيت‌هاي مناسب بهره مي‌جست زیرا اذن معرفی از ناحیه‌ی حکومت برای حضرت صادر شده بود.

4. سلسله‌ای از احتجاجات حضرت از آن زمان به دست ما رسیده که این احتجاجات مختلف از زبان مطهر علی بن موسی در مقابل علمای مختلف مطرح شده که اینها در نوع خود بي نظیرند.

5. سلسله‌ای از اخلاقیات از لسان ايشان مطرح شده كه وجود این اخلاقیات از زبان مطهّر حضرت عرضه شده است ما همچنین سعي در بررسي مباحث اخلاقي داريم تا شاید شیرینی این مباحث از زبان حضرت به اذن ایشان تأثیر خاصی را در زندگی ما ايجاد كند.

 از مباحث تاریخی عصر حضرت چشم می‌پوشیم تا بیش از هر چیز به سیره‌ی عملی امام در اخلاقیات و اعتقاديات بپردازیم همچنین سیره‌ی عملی ایشان را در ارتباطات مختلف با دیگران به لطف حضرت حق بررسی کنیم.

براي حُسن مطلع روایتی از عیون اخبار علی بن موسی الرضا(ع) مطرح می‌کنیم:

روایتی از علی بن حسین فضال نقل می‌کند در مورد الفبا یعنی درباره‌ی 28 حرف عربی، ایشان از قول حضرت نقل می‌کنند که حضرت فرمودند:

« إِنَّ أَوَّلَ مَا خَلَقَ اللَّهُ تَعَالَى لِيُعَرِّفَ بِهِ خَلْقَهُ الْكِتَابَةَ الْحُرُوفُ الْمُعْجَمُ »

اولین چیزی که خدای سبحان آفرید تا خلق او نوشتن را یاد بگیرند حروف الفباست پس حروف الفبا مخلوق خداوند است. یعنی خداي سبحان بر روی تک تک کلمات خود خداوند نظر داشته اند.

حضرت در ابتدا یک حکم ظاهری مطرح می‌کنند که در پشت پرده‌ی هر حکم ظاهری احکام باطنی فراوانی نهفته است مي‌فرمایند: اگر بر سر کسی ضربه‌ای وارد شود و به واسطه‌ی این ضربه فرد نتواند بعضی از این حروف را مطرح کند مثلاً از تلفظ «شین» و «میم» ناتوان گردد ضارب باید به میزان ناتوانایی فرد به او دیه بدهد با این توضیح باید بگوئیم 28 حرف الفبا قیمتی دارد که کسی بر اثر ضربه‌ای از تلفظ آنها ناتوان شود ضارب باید به او دیه بدهد.

هر حرفی از حروف الفبا یک بیست و هشتم دیه انسان است و اگر بر اثر سانحه‌ای فرد تلفظ کلیه‌ی حروف را از دست بدهد ضارب باید به میزان کل حروف دیه دهد.

این ظاهر موضوع است اما پشت پرده‌ی این کلام را در ادامه‌ی روایات باید جستجو کنيم.

در ابتدا خود حروف را بررسی می‌کنیم. یعنی در کنار سفره‌ی معرفتی حضرت با محتوی حروف آشنا می‌شویم قبل از شروع کلی بحث می‌گوئیم اگر کسی به دیدگاه معرفتی دیگران آسیب وارد کند در عالم معنا به چه میزان به آنها بدهکار است به طور مثال اگر دیه مادی افراد در زمان ما 40 ملیون تومان باشد باید بگوئیم دیه شخصیت کشی افراد در عالم معنا به چه ميزاني است؟

پرداخت دیه جهت نقص اعتقادی از توان ضارب خارج است.

وقتي آسیب به مخرج یک حرف بر ضارب دیه واجب می‌کند ضربه‌های اعتقادی و اخلاقی با ضارب آگاه و غافل چه می‌کند.

به موضوع كلاس بر مي‌گرديم گفتیم از كتاب عيون الاخبار امام رضا(ع) روایتی از حضرت نقل شده است که می گوید: « حَدَّثَنِي أَبِي عَنْ أَبِيهِ عَنْ جَدِّهِ عَنْ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ ع » روايت ظاهراً از علي بن موسي الرضا است اما حقيقتاً از وجود مقدس علي بن ابي طالب نقل شده است، وجود مقدس امير المومنين(ع) منبع و مصدر توزيع علم در عالم‌اند، گويا تا زمان علي بن موسي الرضا(ع) جامعه آماده‌ي شنيدن اين روايت نبوده است. روايت ميان حضرات معصومين از يكي به ديگري منتقل شده است. حضرت اميرالمومنين(ع) در توضيح حروف مي‌فرمايند: « الْأَلِفُ آلَاءُ اللَّهِ وَ الْبَاءُ بَهْجَةُ اللَّهِ »

الف: به نعمت‌هاي پيوسته خداوند سبحان می‌گویند ميان آلاء و نعمات فرق است.آلاء به نعمات پشت سر هم گفته می شود نعماتی که انقطاعي ندارد با توجه به حرف باید گفت خداي سبحان اولين حرفي که به بنده آموزش می‌دهد نشان از نعمت‌های لاینفک او دارد تا به بنده بیاموزد در عالم نعمت‌ها پيوسته اند و انقطاعي در آنها نيست و اگر انقطاعي صورت می‌گیرد از ناحيه‌ي خود  شماست.

باء به معناي بهجتِ حضرت حق است. خوشي و بهجت خداوند سبحان چه زماني جلوه‌گري مي‌كند زماني كه من و شما استفاده‌ي كافي از آلاء را داشته باشيم و آنها را تصديق كنيم نه تكذيب. «فَبِأَيِّ آلاءِ رَبِّكُما تُكَذِّبانِ »1  « پس كدامين نعمتهاى پروردگارتان را تكذيب مى‏كنيد(شما اى گروه جنّ و انس)؟!» با همان رضايت  کامل حضرت حق است.

حضرت در رابطه با حرف «ت» مي‌فرمايند: « التَّاءُ تَمَامُ الْأَمْرِ » حضرت «ت» را وجود مقدس قائم آل محمد ذكر كرده‌اند با ذكر اين معني مي‌توان چنين گفت كه اگر كسي نعمات و آلاء خويش را در راه رضاي حضرت حق به بهترين شكل به کار گیرد تحت بهجت الهي قرار می‌گيرد و خداوند سبحان نويد « تَمَامُ الْأَمْرِ » را به او مي‌دهد.

يعني چنين فردي در سايه‌ي پر بركت وجود مقدس امام زمان(ع) جاي مي‌گيرد.

حضرت در توضيح حرف «ت» دو نکته را همزمان متذکر شده‌اند

الف: افراد اگر در رضايت حق گام بر مي‌دارند در سايه‌ي ولايت تامه صاحب الزمان قرار مي‌گيرند.

ب: همچنین متذکر شده‌اند تكميل امر نبوت با وجود مقدس قائم آل محمد(عج) كامل مي‌شود.

« وَ الثَّاءُ ثَوَابُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَى أَعْمَالِهِمُ الصَّالِحَةِ»

پاداشي كه به مؤمنين داده مي‌شود جهت اعمال صالحشان است.

«فَالْجِيمُ جَمَالُ اللَّهِ وَ جَلَالُهُ» جيم نمايش جمال و جلال خداوند سبحان در عالم است.

«وَ الْحَاءُ حِلْمُ اللَّهِ عَنِ الْمُذْنِبِينَ»

ح حلم خدا بر مذنبين بيان مي‌كند خداوند سبحان نسبت به مذنبين حليم است و به آنها مهلت جبران خواهد داد.

« وَ الْخَاءُ خُمُولُ ذِكْرِ أَهْلِ الْمَعَاصِي عِنْدَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَل »

خمول = بي‌نشاني ، خ يعني اهل معصيت نزد خدا بي‌نام و نشان‌اند بي نام و نشان بودن به معناي بي توجهي حضرت حق نسبت به آنهاست. هر ذاكر مؤمني در دعاي شب‌هاي ماه رمضان از خداوند سبحان درخواست مي‌كند «اَعْلِ ذكري» خدايا اسم من را در آن بالا ذكر كن زيرا به ميزاني كه افراد اهل معصيت باشند نزد خداي سبحان نامي ندارند و اگر كسي اهل طاعت حق باشد به اذن خداوند اجازه مي‌يابد تا از حضرت حق درخواست كند كه نام او را در ميان اهل آسمان ذكر كند اين بي نام و نشاني براي معصيت كار خود لطف حضرت حق است زيرا سوء پيشينه‌اي نزد حضرت حق ندارد كه شرمنده‌ي بازگشت خويش باشد هر كس بر انجام معصيت تعمدي ندارد و از بازگشت به سوي حضرت حق اباعي نداشته باشد تحت پوشش این لطف حضرت قرار مي‌گيرد.

به دليل طولاني بودن بحث ادامه معاني حروف را به جلسه بعد واگذار مي‌كنيم.
___________
1. سوره‌ي الرحمن آيه‌ي 13

از : امام رئوف


 

نمایشگاه دستاورد‌های کارگروه کودک و نوجوان «جشنواره رضوی»

نمایشگاه دستاورد‌های کارگروه کودک و نوجوان «جشنواره رضوی» برگزار می‌شود

خبرگزاری فارس: نمایشگاهی از دستاورد‌های سه ساله فعالیت‌ جشنواره‌های کودک و نوجوان «جشنواره‌ بین‌المللی امام رضا (علیه‌السلام)» در کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان برپا می‌شود.

خبرگزاری فارس: نمایشگاه دستاورد‌های کارگروه کودک و نوجوان «جشنواره رضوی» برگزار می‌شود



به گزارش خبرگزاری فارس، ورود کانون به جشنواره‌های رضوی از سه سال پیش با برگزاری دو جشنواره قصه‌گویی در مازندران و نشریه‌نگاری در فارس در چهارچوب هشتمین دوره‌ این رویداد فرهنگی آغاز شد و در دوره‌های نهم و دهم نیز 6 جشنواره دیگر علاوه بر این دو رویداد به آن اضافه شد.

از سال گذشته نیز این فعالیت‌ها به صورت رسمی در قالب کارگروه کودک و نوجوان جشنواره ابعاد گسترده‌تری به خود گرفت.

قرار است در نمایشگاهی که همزمان با فرارسیدن سی و چهارمین سالگرد پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی در مرکز آفرینش‌های فرهنگی، هنری کانون تهران برگزار می‌شود مجموعه‌ای از برترین آثار و فعالیت‌های این 8 جشنواره در معرض دید بازدیدکنندگان قرار بگیرد.

بر این اساس کانون استان فارس  در این نمایشگاه، با300 اثر برگزیده جشنواره نشریه‌نگاری رضوی، استان تهران و قم هرکدام با دویست اثر از میان برترین‌های جشنواره پژوهش‌های رضوی نوجوانان و یک تصویر از یک حدیث رضوی حضور خواهند داشت.

500 اثر از آثار رسیده به دبیرخانه جشنواره کتاب‌سازی رضوی کانون سیستان و بلوچستان و 100 اثر از جشنواره نام‌ها و نشانه‌‌های رضوی استان آذربایجان‌غربی در این نمایشگاه برای علاقه‌مندان به نمایش گذاشته می‌شود.

گفتنی است دست‌آورد‌های جشنواره‌های قصه‌گویی مازندران، کتاب‌خوانی الکترونیکی خوزستان و نمایش‌نامه‌خوانی رضوی خراسان رضوی نیز به صورت الکترونیکی برخط (آن‌لاین) و لوح فشرده در معرض دید علاقه‌مندان قرار می‌گیرد.

این نمایشگاه با حضور نمایند‌گانی از استان‌های برگزار کننده جشنواره‌های رضوی از 14 تا 19 بهمن در مرکز آفرینش‌های فرهنگی _ ‌هنری کانون واقع در خیابان حجاب تهران برگزار می‌شود.

Alretha Folders \ Spotlights on the life of Imam  





 Folders \ Spotlights on the life of Imam Alretha 

Spotlights on the life of Imam Alretha  His birthday AS: 
Ali bin Musa Alretha (AS) was born in Almandine, on Thursday, 11th Thi Alqe'da, 148H (1).

 His nickname: 
Abu Alhasan: he was titled with that name by his father Imam Musa Alkathem (AS).

 His epithets 
Al-Retha, Al-Saber: the patient, Al-Wafi: the faithful, Al-Sadiq: the truthful, Al-Fathel: the virtuous, Al-Zaki: the chaste, Al-Wali: the custodian, but the most famous one is Al-Retha (2).
Imam Aljawad (AS) explained the meaning of (Al-Retha) to a group of his companions, saying: "Verily Allah, the Blessed and Most High, named him Al-Retha`, for he was the pleasure of Allah, the Exalted, the Great, in His heaven, of His Messenger, and of the Imams, the blessings of Allah be upon them, after him."

Al-Bizanti asked him: "Weren't all your past forefathers, peace be on them, the pleasure of Allah (Retha Le-Allah), the Exalted, the Great, of His Messenger, and of the Imams after him?"

"Yes," replied Imam Al-Jawad(AS).
"Why has only your father been named al-Retha?" Al-Bizanti asked.
"Because both his opposing enemies and obedient supporters were pleased with him, while this did not happen to any of his fathers, so only he was called Al-Retha... "(3).

 His solemnity 
Imam Al-Retha has the solemnity of the prophets, and the dignity of the Guardians, whom Allah enlightened them. He was known amongst the society members of his era, of that when he was sitting with people, or while travelling around, no one could raise up his voice in his appearance for his great solemnity.
Narrators said: "Whenever he (AS) went to Almamon, the chamberlains and the servants hurried to raise the curtain for him. When they heard that Almamon wanted to pledge allegiance to him, they said to each other that if he (the Imam Reza(AS) came, they would not honor or magnify him as they would do. The Imam(AS) came as usual, and his solemnity moved them, so they honored him as they would do. Then they blamed one another and swore (by Allah) that if he returned they would not honor him. When the Imam, peace be on him, came on the following day, they stood for him and greeted him, but they did not raise the curtain for him, so a wind came and raised it for him. When he wanted to leave, the wind also raised the curtain for him. As a result they said to each other: 'Surely this man is of great importance, and Allah takes care of him, so return to your serving him." (4)
Abdullah bin Mutreq narrated that one day he entered on Almamon while Ali bin Musa Al-Retha (AS) was there. Almamon said to him: What are you saying about AhlulBayt? Abdullah said: What could I say about a piece of mud which was knead with the water of the message (prophecy), and watered with the revelation, it would only perfumes the musk of guidance, and the Anbar (a luxurious perfume) of pious.
Then Almamon ordered a chest containing pearls, and he stuffed his mouth with pearls, to prevent him from repeating it front of people. (5)

 His characteristics and behavior  
Imam Al-Retha (AS) Had his own way of guidance, and life style, which was a copy of the guidance of the Messenger of Allah (SAWA). His behavior was exactly the same as his fathers whose were known for self-denial, and left everything which has no connection with rightfulness. There were many occasions when he (AS) denounced Almamon who was the autocratic Abbasid Khalifa of his time, for his behaviors which did not match with the laws of the religion, and ordered him to fear Allah the Almighty. This made Almamon too fed up with him, and he decided to kill him (AS).
One of his noble morals was his kindness towards slaves. He (AS) was always nice to them and supported them. Abdullah bin Alsalt narrated: "I was with Imam AL-Retha(AS)during his journey to Khurasan. One day he called for food and gathered his black and non-black retainers around it. Hence I asked him: 'May I be your ransom, could you please isolate food for these (retainers)? As a result, he blamed me for this and said: 'The Lord, the Blessed and Exalted, is One, the mother is one, and reward will be according to deeds." (6)
The most lovable thing to Imam Al-Retha(AS) was releasing slaves and freeing them from slavery. The narrators have said: "He (Imam Al-Retha(AS) released one thousand slaves." (7)
His generosity towards his guests: One day Imam Al-Retha (AS) hosted a guest, and he spoke to him at night. When the lamp state changed, the guest hurried to set it right, but the Imam went ahead of him and he himself set it right and said to his guest: "We are the people who do not employ their guests." (8)

 His Martyrdom 
Almamon was suffocating the freedom of the Imam (AS) tightly, and ordered to monitor him severely. Hence the Imam (AS) fed up with this painful life, and started to supplicate The Almighty Allah to release him from life, and get him closer to Him. He (AS) said: "O Allah if my relief of my situation is by death, then hasten my death at this moment. (9)" Rapidly, Allah answered his supplication! Once the night started, he called after Herthema bin A'ion, when he arrived he (AS) told him: "O Herthama, this is the time of my departure to Allah, the Exalted, and of my joining with my grandfather and my fore-fathers, peace be on them; the fixed term has come; this tyrannical one (Almamon) has decided to kill me with squeezed grapes and pomegranates. He will have needles prodded into the grapes at the place of their storks; he will put some poison on the hand of one of his retainers and order him to knead pomegranates with it, that they may be stained with poison. He will summon me on the next day, bring the grapes and pomegranates near to me, and ask me to eat them. I will eat them, so the decision is valid and the decree is present." (10)
In the next day everything Imam Al-Retha (AS) said happened, he was poisoned by Al-Mamon. At the end of the night the Imam (AS) was reading verses from the noble Quran, and the last verse he read was: (Then after sorrow He sent down security upon you, a calm coming upon a party of you, and (there was) another party whom their own souls had rendered anxious; they entertained about Allah thoughts of ignorance quite unjustly, saying: We have no hand in the affair. Say: Surely the affair is wholly (in the hands) of Allah. They conceal within their souls what they would not reveal to you. They say: Had we any hand in the affair, we would not have been slain here. Say: Had you remained in your houses, those for whom slaughter was ordained would certainly have gone forth to the places where they would be slain, and that Allah might test what was in your breasts and that He might purge what was in your hearts; and Allah knows what is in the breasts.) (11) then his soul went to it's creator. Surely we are Allah's and to Him we shall surely return.

 The virtue of visiting him (Ziyarat) 
To visit Imam Al-Retha (AS) in the sacred Mashhad has its own specialty. A specialty which the tradition of Imam Aljawad (AS) stated, and was narrated by a group of Imami Shiite narrators in their Isnads, which are related to the Imam (AS). Thus it was narrated by Theqat Al Islam Sheikh Alkulaini, ibn Qulawaih, and Sheikh Alsadoq (RA), said: Ali bin Mehzebar, said: I said to Abu Ja'far (Aljawad) (AS): May I be your sacrifice, which is better, visiting Al-Retha (AS) is, or visiting Abu Abdullah Alhussain bin Ali (AS)?
He (AS) said: Visiting my father is better, it is so because Abu Abdullah (AS) is being visited by all people, but my father no one visit him except the chosen and sincere once of our Shiite. (12)
Imam Abu Alhasan Musa bin Ja'far Al Kathim (AS) said, “Allah will record seventy accepted Hajjs for one who performs the Ziyarat of the grave of my son.” I asked, “Seventy Hajjs?” Imam (AS) replied, “Yes and even seven hundred Hajjs.” I asked, “Seven hundred Hajjs?!” Imam (AS)replied, “Yes, and even seventy thousand Hajjs.” I asked, “Seventy thousand Hajjs?!” Imam (AS)replied, “Yes and going to Hajj is not always accepted, but one who performs his Ziyarat and spends the night besides him is like one who visits Allah on His Throne.” I asked, “Like one who visits Allah on His Throne?!” Imam (AS)replied, “Yes, on Judgment Day, there will be four people from the past nations and four people from the last nation on the Throne of Allah. The four from the past are Nuh, Ibrahim, Musa and Isa (AS)and the four people from the last are Muhammad, Ali, Hasan and Hussain– Allah’s blessings be on them all. Then a barrier will be extended and only those who have gone to the Ziyarat of the graves of the Imams (AS)will sit with us. Indeed, the highest in rank and closest to us who will be honored will be those who have performed the Ziyarat of my son, Ali. (13)

 References: 
1. 'Elal Alshraie' by Alsadoq: V1, Page 237, Published by Almaktaba Alhaidareia
2. Nor Alabsar: Page 178
3. Behar AlAnwr: v12, Page 2
4. Alethaf behob Alashraf: Page 58
5. A'ian Alshi'a: V4, Page: 112
6. Albehar: V12, Page 18
7. Alethaf behob Alashraf: Page 58
8. Wasael Alshi'a: V2, Page 659, P. Dar Ehia Alturath AlArabi
9. Oion Akhbar alretha by Alsadoq: V2, Page 247
10. Quran 3: 154
11. Alkafi: V4, Page 584, P dar Alkotob Alislameiah. Kamel Alzeiarat by Ibn Qulawaih: Page 510, P Moasasat nashr Alfaqaha. Oion Akhbar Alretha (AS) by Alsadoq: V1, Page 292, P Moasasat Ala'lami. Montaha Almatlab by Almah Alheli: V2, Page 894, P Hajreiah.
12. Alkafi by Alkulaini: V4, Page 584, P dar Alkutob Alislameiah. Oion Akhbar Al-Retha AS by Alsadoq: V1, Page 291. Altahtheb by Altusi: V6, Page 85, P Dar Alkutob Alislameia

Main Menu





Affiliates







www.ImamHussain-lib.com

فایل های رساله ذهبیه به تصحیح علامه شریف قرشی


الرسالة الذهبية

قرشي‌، باقر شريف‌

نوع: کتاب
پدیدآور: قرشي‌، باقر شريف‌1926- م.,Qarashi, Baqir Sharif
عنوان و شرح مسئولیت: الرسالة الذهبية [منبع الكترونيكي] / باقر شريف قريشي
ناشر: موسسه تحقيقات و نشر معارف اهل البيت(ع)
توصیف ظاهری: 1 متن الكترونيكي: بايگاني HTML؛ داده هاي الكترونيكي (15 بايگاني: 99.5KB )
یادداشت: كتابنامه: ص.15
موضوع: پزشكي‌ اسلامي
بهداشت
الرسالة الذهبية

   فهرست محتوای دیجیتالی  
   
محتواي ديجيتالي مشاهده
   فهرست مطالب  
   

نرم افزار موبایل رساله الذهبیه (طب الرضا ویژه تلفن همراه)


نرم افزار موبایل رساله الذهبیه (طب الرضا ویژه تلفن همراه)

 44816051833312974319 نرم افزار موبایل رساله الذهبیه (طب الرضا ویژه تلفن همراه)

بسم الله الرحمن الرحیم

نرم افزار موبایل رساله الذهبیه توسط پایگاه اینترنتی روح الامین تهیه شده است این نرم افزار شامل متن کامل کتاب ارزشمند الرساله الذهبیه تالیف حضرت علی ابن موسی الرضا علیه السلام و همچنین پژوهشی کوتاه پیرامون این کتاب می باشد.

این نرم افزار مناسب کلیه تلفن های همراه با هر نوع سیستم عاملی می باشد از جمله : (اچ تی سی-بلک بری-آیفون-نوکیا-سونی اریکسون-سامسونگ-ال جی و …) با قابلیت پشتیبانی از تاچ اسکرین(لمسی) !!!

از امکانات بی نظیر این برنامه میتوان به قابلیت خود ارسالی(ارسال خود نرم افزار بدون داشتن سورس) ، قابلیت ثبت نرم افزار در سیستم پیامک جهت اعلام نسخه های بعدی،وضوح تصویر زیاد،امکان چرخش صفحه نمایش اشاره کرد.

 

برای کسب اطلاعات بیشتر و دانلود به ادامه مطلب بروید …

13838314002873917680 نرم افزار موبایل رساله الذهبیه (طب الرضا ویژه تلفن همراه)
ابتدا فایل مناسب با تلفن همراه خود را دانلود کنید و حالت فشرده خارج ساخته و به تلفن همراه خود منتقل و آنرا نصب کنید.در موقع اجرا با ارسال اس ام اس به شماره سایت موافقت نمایید تا در خبر نامه سایت عضو شوید.

 

دانلود نرم افزار :

download نرم افزار موبایل رساله الذهبیه (طب الرضا ویژه تلفن همراه) دانلود نرم افزار با پسوند JAR    جاوا و …

download نرم افزار موبایل رساله الذهبیه (طب الرضا ویژه تلفن همراه) دانلود نرم افزار با پسوند APK    اندروید و …

download نرم افزار موبایل رساله الذهبیه (طب الرضا ویژه تلفن همراه) دانلود نرم افزار با پسوند JAD    

 

 

 

 نرم افزار موبایل رساله الذهبیه (طب الرضا ویژه تلفن همراه)
لیست گوشی های تست شده :

 نوع گوشی مدل گوشی
 نوکیا۲۳۲۳ – ۲۳۳۰ – ۲۶۸۰ – ۲۶۹۰ – ۲۷۰۰ – ۲۷۱۰ – ۲۷۲۰ – ۲۷۳۰ – ۳۱۰۹ – ۳۱۱۰ – ۳۱۲۰classic – ۳۲۳۰ – ۳۲۵۰ – ۳۵۰۰ – ۵۱۳۰ – ۵۲۰۰ – ۵۲۲۰ – ۵۲۲۸ – ۵۲۳۰ – ۵۲۳۳ – ۵۲۳۵ – ۵۲۵۰ – ۵۳۱۰ – ۵۳۲۰ – ۵۳۳۰ – ۵۵۰۰ – ۵۵۳۰ – ۵۶۱۰ – ۵۶۳۰ – ۵۷۰۰ – ۵۷۳۰ – ۵۸۰۰ – ۶۰۸۵ – ۶۰۸۶ – ۶۱۱۰Navigator – ۶۱۱۱ – ۶۱۲۰ – ۶۱۲۵ – ۶۱۵۱ – ۶۲۱۰Navigator – ۶۲۲۰ – ۶۲۳۰ – ۶۲۳۳ – ۶۲۶۰ – ۶۳۰۰ – ۶۳۰۳iclassic – ۶۵۰۰ – ۶۵۵۵ – ۶۶۰۰ – ۶۶۰۰i – ۶۶۳۰ – ۶۶۷۰ – ۶۶۸۰ – ۶۶۸۱ – ۶۷۰۰ – ۶۷۱۰ – ۶۷۲۰ – ۶۷۳۰ – ۶۷۶۰ – ۷۰۲۰ – ۷۲۳۰ – ۷۶۱۰ – ۷۷۱۰ – C1 – C2 – C3 – C5 – C6 – C7 – E5 – E50 – E51 – E52 – E55 – E6 – E60 – E61i – E62 – E63 – E65 – E66 – E7 – E71 – E72 – E75 – E90 – F5 – F51 – F52 – F65 – F66 – F71 – F72 – F75 – F90 – N70 – N71 – N72 – N73 – N76 – N77 – N78 – N79 – N8 – N80 – N81 – N82 – N85 – N86 – N90 – N91 – N92 – N93 – N93i – N95 – N95_8GB – N96 – N97 – X2 – X3 – X5 – X6 – X7
 سونی اریکسونC510 – C702 – C901 – C902 – C903 – C905 – E15i – F100i – F100i – F305 – G502 – G700 – G705 – G900 – J105i – J108i – J10i – J10i2 – J20i – K300i – K310i – K320i – K330 – K510i – K530i – K550i – K600i – K610i – K660i – K700 – K700i – K750i – K770i – K790i – K800i – K810i – K850i – LT15i – M1i – M600i – P1i – P990i – S312 – S500i – S700i – T280i – T303 – T650i – T700 – T707 – T707a – T715 – U100i – U10i – U1i1 – U20i – U5i1 – U8i3 – V630i – V640i – W100i – W150i – W20R – W200a – W200i – W205 – W20i – W300i – W350i – W380i – W395 – W508 – W508a – W550i – W580c – W580i – W595 – W595a – W595c – W600i – W610i – W660i – W700i – W705 – W705a – W705u – W710i – W715 – W760i – W800 – W800i – W810i – W830a – W830i – W850i – W880i – W890i – W900i – W902 – W910i – W950i – W960i – W980 – W995 – W995a – X10 – X10i – X2 – X8 – Z310i – Z520i – Z530i – Z550i – Z555i – Z610i – Z710i – Z750i – Z770i – Z780i
 سامسونگ۵۱۰ – ۹۱۰ – ۳۶۵۳ – B3210 – B3410W – B5310 – B6520 – B7300 – B7320 – B7330 – B7722 – B7722i – C3200 – C3530 – E2652W – F480I – G810 – i450 – I8000 – i900 – I9000 – I9003 – I9100 – M3710 – M8800 – M8910 – o4 – P1000 – P960 – S3353 – S3370E – S3550 – S3650 – S3653 – S3653W – S3850 – S5230 – S5230W – S5233A – S5233S – S5233W – S5253 – S5333 – S5350 – S5500 – S5510 – S5550 – S5560 – S5560i – S5570 – S5620 – S5660 – S5830 – S7070 – S7220 – S7230E – S7233E – S7350 – S7350i – S8000 – S8003 – S8300 – S8300T – S8500 – S8530 – U600 – U900
HTCHD mini T5555 – HD2 T8585 – Touch 3G T3232 – Touch Diamond P3700 – Touch HD T8282 – Touch Pro T7272 – Touch Pro2 T7373 – Touch Viva T2223 – Touch2 T3320 – Touch2 T3333 – ace – buzz – marvel – pyramid – vision – vivo – libra_bravo
 LG(LG-A133) – (LG-C105) – (LG-GC900) – (LG-GD330) – (LG-GD350) – (LG-GD510) – (LG-GD880) – (LG-GD900) – (LG-GM360) – (LG-GS290) – (LG-GU230) – (LG-GW300) – (LG-GW305) – (LG-GX200) – (LG-GX300) – (LG-GX500) – (LG-KC910) – (LG-KE990) – (LG-KF350) – (LG-KF750) – (LG-KF990) – (LG-KM555) – (LG-KM900) – (LG-KP500) – (LG-KS360) – (LG-KS660) – (LG-KU990) – (LG-S310) – (LG-T300) – (LG-T310) – (LG/GC900) – (LG/KC910) – (LG/KF755) – (LG/KU950) – (LG/KU990) – (LG/KU990i) – (LG/U990)

11285718106734218872 نرم افزار موبایل رساله الذهبیه (طب الرضا ویژه تلفن همراه)


رساله ذهبیه (طب الرضا )

 

رساله ذهبیه (طب الرضا )



در اوایل قرن سوم هجری، هنگام خلافت بنی عباس که در تاریخ اسلام به قرن طلایی معروف است مأمون یکی از خلفای عباسی در خراسان عهده دار خلافت شد و حضرت رضا علیه السلام از آل محمد صلی الله علیه و آله وسلم را به ولایتعهدی برگزید ایشان ضمن انجام امور مسلمانان، طبق دستور خلیفه، انجمنی از بزرگان علم در نیشابور تشکیل دادند . هدف مأمون این بود که می خواست برای پی بردن به حقایق علمی، رغبت علما را به بحث و جدل زیاد کند و ضمناً به واسطه جمع کردن دانشمندان مشهور آن زمان نام خود را هم در اطراف و اکناف جهان معروف کند.

در یکی از مجالس علمی  ، که مأمون دستور داده بود ، علمای بزرگ آن زمان را از نقاط مختلف دعوت کردند تا با حضور آنان در دریای علوم و معارف آن زمان شناور شود و غوامض آن علوم  آشکار و حقایق آنها  کشف شود .

حاضرین در این مجلس عبارت بودند از:

۱-    مأمون خلیفه عباسی

۲-    حضرت امام رضا علیه السلام ولیعهد خلیفه

۳-    یوحنا فرزند مالویه طبیب معروف آن زمان

۴-    جبرئیل فرزند بختیشوع پزشک نصرانی

۵-    صالح فرزند سلهمه هندی فیلسوف و عده دیگری از صاحبان علوم فلسفه نظری و کلام

بحث و گفتگو آغاز شد از آنجا که خداوند این جسد آدمی را چگونه و با چه حکمتی ترکیب داده و چه عناصر متضادی از طبایع چهارگانه « سودا- صفرا- بلغم و خون» در آن جسد قرار داده، و همچنین درباره نفع و ضرر غذاها برای بدن انسان . در این میان حضرت امام رضا علیه السلام ساکت بودند و سخنی نمی گفتند .مأمون روبه حضرت گفت: ای ابوالحسن! نظر شما درباره مسائلی که در این جلسه مطرح شده چیست؟ حضرت پاسخ دادند: نزد من درباره علم طب و ابدان، چیزهایی هست که من شخصا آنها را تجربه کرده ام و درستی آنها را به وسیله آزمایش به مرور زمان دریافته ام. ضمناً به اطلاعاتی که گذشتگان ما در این باره داشته اند آگاهم چون دانستن همه اینها برای هر انسانی لازم است . من این مسائل را با معلومات خود برای تو جمع آوری می کنم تا هنگام نیاز از آنها استفاده کنی. پس از خاتمه آن جلسه، مأمون ناچار به مسافرت به شهر بلخ شد و از شهر بلخ نامه ای درباره مسائل پزشکی نوشت و از حضرت خواست که به وعده خود وفا کند. حضرت هم نامه ای  در پاسخ مأمون نوشت که در آن موارد در خواست مأمون تشریح شده است .

متن رساله ی ذهبیه

بسم الله الرحمن الرحیم

نامه ای دیگر (رساله ذهبیه) أبومحمد هارون بن موسی تلعکبری(رض ) از محمد بن همام بن سهیل(رض ) از حسن بن محمد بن جمهور روایت کرده است که گفت: پدرم که از آشنایان أبو الحسن علی بن موسی الرضا(ع) و از خواصّ و ملازم خدمت آن حضرت بود و در سفر آن جناب از مدینه به خراسان که به شهادت ایشان در طوس در سن چهل و نه سالگی انجامید، آن بزرگوار را همراهی می کرد برایم گفت: مأمون در نیشابور بود و سرورم أبوالحسن الرضا(ع) و جمعی از فلاسفه و پزشکان مانند یوحنّا بن ماسویه و جبرائیل بن بختیشوع و صالح بن بهلمه هندی و عده ای دیگر از عالمان و صاحب نظران در انجمن مأمون حضور داشتند. در آن مجلس از طبّ و آنچه باعث سلامت و تقویت بدن است سخن به میان آمد، مأمون و حضّار غرق در صحبت شدند و از این دانش و این که چگونه خداوند تعالی این بدن را ترکیب کرده و چهار طبع متضادّ را در آن تلفیق کرده، و از سود و زیانهای غذاها و بیماریهای ناشی از آن سخن گفتند، و أبوالحسن(ع) همچنان ساکت بود و در این باره سخنی نمی گفت ، مأمون به ایشان عرض کرد: یا أباالحسن! نظر شما درباره این موضوعی که از اوّل امروز ما را به خود مشغول ساخته است، چیست؟ چون موضوع برای من مهم است و این مطالب را باید دانست، و شناخت غذاهای مفید و مضرّ، و تدبیر بدن امری ضروری است . ابوالحسن(ع) به او فرمود: من در این خصوص تجربیاتی دارم و امتحان و گذشت زمان درستی این تجربیاتم را برای من روشن ساخته است ، به علاوه از گذشتگان هم اطلاعاتی بدست آورده ام ، و اینها چیزهایی است که انسان باید بداند و در ندانستنش معذور نیست ، من این تجربیات و اطلاعات خود را با مطالب دیگری نزدیک به آنها که شناخت و دانستنشان لازم است برای امیرالمؤمنین یکجا بیان خواهم کرد. راوی گوید: مأمون برای رفتن به بلخ عجله داشت، از این رو جلوتر از ابوالحسن(ع) راهی بلخ شد و از آن جا به حضرت نوشت که به وعده وفا کند و آنچه را در این زمینه از دیگران شنیده و خود تجربه کرده است در خصوص خوراکیها و نوشیدنیها و داروها و فصد (رگ زنی ) و حجامت و مسواک زدن و حمّام و نوره و استفاده از این چیزها برایش بنویسد. ابوالحسن(ع) نامه ای به او نوشت که رونوشت آن این است:


ادامه نوشته

کلماتی کوتاه و پرمحتوا از امام رضا(ع)


کلماتی کوتاه و پرمحتوا از امام رضا(ع)





امام رضا(ع) فرمودند: هر که مرا در دیار غربت زیارت کند، روز قیامت من در سه جا به داد او می‌رسم و از هراس‌ها و سختی‌های آنها نجاتش می‌دهم ...

عصر شیعه ـ کلمات گوهربار اهل‌بیت (ع) بالاترین پشتوانه فرهنگ بالنده انقلاب اسلامى است که توصیه‌های فراوانی به فراگیری و به کارگیری آنها در زندگی روزمره شده است.

 

در اینجا چند کلام کوتاه و پرمحتوا از امام رضا (ع) ارائه می‌شود.


پاداش کسی که حضرت رضا (ع) را زیارت کند


1- از امام رضا (ع) روایت است که مردى خراسانى به ایشان گفت: یَا بْنَ رَسُولِ اللّهِ رَاَیْتُ رَسُولَ اَللّه صلّی الله علیه و آله فـىِ الْمَنامِ کَاَنَّه یَقُوُل لى کَیْفَ اَنْتُـمْ اِذا دُفِنَ فى اَرْضِـکُمْ بِضْـعَتى وَ اسْتُـحْفِـظْتُمْ وَدیعتَـى وَ غیبَ فِـى ثَـراکُمْ نَجْـمى. فَقالَ الرِّضـا علیه ‏السلام : اَنـَا الْمَـدْفُونُ فى اَرْضِـکُمْ وَ اَنَا بِضْعَـةٌ مِنْ نَبّیِکُمْ وَ اَنـَا الْـوَدیعَةُ وَ النَّجْمُ اَلا فَمَنْ زارَنى وَ هُـوَ یَعْرِفُ ما اَوْجَبَ اللّهُ تَبـارَکَ وَ تَعالى مِنْ حَـقّى وَ طاعَتى فَاَنـَا وَ آبائى شُفَعاؤُهُ یَوْمَ القیامَةِ وَ مَنْ کُنّا شُفَعائَهُ یَوْمَ الْقیامَةِ نَجا وَ لَوْ کانَ عَلَیْهِ مِثلَ وِزْرِ الثَّقَلَیْنِ اَلْجِـنُّ وَ الاِْنْسُ...؛


اى پسر رسول خدا! من رسول اکرم (ص) را در خواب دیدم، گویا به من مى‏فرمودند: چگونه خواهید بود وقتى که در زمین شما پاره‏اى از تن من در سرزمین شما دفن شود و امانت من به شما سپرده شود و در زمین شما ستاره من پنهان شود؟


امام رضا (ع) فرمودند: منم که در زمین شما دفن خواهم شد و منم پاره تن پیامبر شما و منم امانت و منم آن ستاره. آگاه باشید هر که مرا زیارت کند و آنچه را خداى متعال از حق من و اطاعت من واجب کرده بشناسد من و پدرانم روز قیامت شفیع او خواهیم بود و کسى که ما شفیع او باشیم نجات پیدا خواهد کرد. گرچه بر او همانند گناهان جن و انس باشد. «امالى شیخ صدوق، ص 64»


2- وَاعلَم أنَّ العَمَلَ الدَّائِمَ القَلیلَ عَلَی الیقینِ وَ البَصیرَةِ أفضَلُ عندالله مِنَ العَمَلِ الکَثیر عَلی غیر یقینٍ وَ الجَهدِ؛ پ


بدان که عمل دائم کم با یقین و بصیرت نزد خدا بهتر است از عمل زیاد و سخت بدون یقین. «بحار الانوار، ج 75، ص 348»


3- مَن لَقِیَ فَقیرا مُسلِما فَسَلَّمَ عَلَیهِ خِلافَ سَلامِهِ عَلَى الأغنیاءِ لَقِی اَللّه َ یَومَ القِیامَةِ و هُوَ عَلَیهِ غَضبانٌ؛


هر کس مسلمان فقیرى را دیدار کند و برخلاف سلامى که به ثروتمندان مى‌کند، به او سلام کند، روز قیامت در حالى به دیدار خدا مى‌رود که بر او خشگمین است. «عیون أخبار الرضا علیه السلام، ج 2، ص 52»


مواقعی که حضرت رضا (ع) به فریاد زائر خود می‌رسد


4- من زارنی علی بعد داری اتیته یوم القیامه فی ثلاث مواطن حتی اخلصه من اهوالها؛ اذا نظایرت الکتب یمینا و شمالا و عندالصراط و عندالمیزان؛

 

هر که مرا در دیار غربت زیارت کند، روز قیامت من در سه جا به داد او می‌رسم و از هراس‌ها و سختی‌های آنها نجاتش می‌دهم؛ در وقتی که نامه‌های اعمال از راست و چپ پراکنده شوند و در هنگام گذشتن از صراط و در موقع سنجیدن اعمال (میزان) «عیون اخبار الرضا، ج2، ص 255»

 

5- و قد اکرهت و اضطررت کما اضطر یوسف و دانیال علیهما السلام اذقبل کل واحد منهما الولایة من طاغیة زمانه، اللهم لا عهد الاعهدک و لا ولایة الا من قبلک فوفقنى لاقامة دینک و احیاء سنة نبیک... .؛


امام رضا (ع) در مورد پذیرش ولایتعهدی فرمودند: من (به این کار) واداشته شدم و ناچار گشتم، چنان که یوسف و دانیال (علیهما السلام) مجبور شدند؛ چه هر یک از آن دو، ولایت را از خودکامه زمان خویش پذیرفتند. خدایا پیمانى نیست مگر پیمان تو و ولایتى نیست مگر از سوى تو، پس مرا در برپا داشتن دینت و زنده کردن سنت پیامبرت توفیق رسان. «عیون اخبار الرضا، ج 1، ص 19»


تقسیم‌بندی ساعات روزانه به چهار بخش


6- إجتَهِدوا أن یَکونَ زَمانُکُم أربَعَ ساعاتٍ: ساعَةً مِنهُ لِمُناجاةِ اللّه ِ و ساعَةً لِأمر المَعاشِ و ساعةً لِمُعاشَرَةِ الإخوانِ و الثِّقاتِ و الَّذینَ یُعَرِّفُونَ عُیُوبَکُم و یَخلِصونَ لَکُم فِی الباطِنِ و ساعَةً تَخلُونَ فِیها لِلَذّاتِکُم و بِهذِهِ السّاعَةِ تَقدِروُن عَلَى الثَّلاثِ ساعاتٍ؛


بکوشید که زمانتان را به چهار بخش تقسیم کنید؛ زمانى براى مناجات با خدا؛ زمانى براى تأمین معاش؛ زمانى براى معاشرت با برادران و معتمدانى که عیب‌هایتان را به شما مى‌شناسانند و در دل شما را دوست دارند و ساعتى براى کسب لذت‌هاى حلال. با بخش چهارم توانایى انجام دادن سه بخش دیگر را به دست مى‌آورید. «فقه الرضا علیه السلام، ص 337»


چه کسی در گناهان بزرگ از خدا نمی‌ترسد؟


7- اِنَّمَا النّاسُ رَجُلانِ: مُسْتَریحٌ بِالْمَوْتِ وَ مُسْتَراحٌ مِنهُ بِهِ؛

مردم دو دسته‌اند؛ یکى آن‌که با مرگ، آسوده مى‌شود، دیگرى آنکه مردم با مرگش از دست او آسوده مى‌شوند. «مسند الامام الرضا علیه السلام، ج 1، ص 263»


8- اَلصَّغائِرُ مِنَ الذُّنُوبِ طُـرُقٌ اِلَى الْکَبائِرِ ومَنْ لَمْ یَخَفِ اللّه َ فِى الْقَلیلِ، لَمْ یَخَفْهُ فِى الْکَثیرِ؛


گناهان کوچک، راهى به سوى گناهان کبیره است. هر کس که در گناهان کوچک از خدا نترسد، در مورد گناهان بزرگ و بسیار هم از او نمى‌ترسد. «مسند الامام الرضا علیه السلام، ج 1، ص 290»


9-  اِذا کَذِبَ الوُلاةُ حُبِسَ الْمَطَرُ، وَ اِذا جارَ السُّلْطانُ هانَتِ الدَّوْلَةُ، وَاِذا حُبِسَتِ الزَّکاةُ ماتَتِ الْمَواشى؛


هرگاه زمام‌داران دروغ بگویند، خشکسالى مى‌شود. هرگاه حاکم ستم کند، حکومت سست مى‌شود و هرگاه زکات نپردازند، چهارپایان مى‌میرند. «امالى، شیخ مفید، ص 310»


چیزی که برای دین یک مسلمان از گرگ در گله زیان‌بارتر است

 

10- ماذِئْبانِ ضارِیانِ فى غَنَمِ قَوْمٍ قَدْ تَفَرَّقَ رُعاؤُها بِاَضَرَّ فى دینِ الْمُسلِمِ مِنَ الرِّئاسَةِ؛


دو گرگ درنده در گله بى چوپان، به اندازه ریاست‌طلبى در دین یک مسلمان زیان‌بار نیست. «اصول کافى، ج 2، ص 297»


11- اِصْحَبِ السُّلْطانَ بِالْحَذَرِ، وَ الصَّدیقَ بِالتَّواضُعِ، وَ الْعَدُوَّ بِالْحَذَرِ، وَ الْعامَّةَ بِالْبِشْرِ؛


با حاکم، با احتیاط همنشینى کن، با دوست همراه با تواضع، با دشمن همراه با هوشیارى و پرهیز و با عموم مردم با خوشرویى. «بحار الانوار، ج 75، ص 355»


12- اِجْعَلُوا لِأَنْفُسِکُمْ حَظّا مِنَ الدُّنْیا، بِاِعْطائِها ماتَشْتَهى مِنَ الْحَلالِ وَ مالَمْ یَنَلِ المُرُوَّةَ وَلاسَرَفَ فیهِ، وَاسْتَعینوُا بِذلِکَ عَلى اُمُورِالدّینِ؛

 

براى خودتان بهره‌اى از دنیا قرار دهید، به اینکه خواسته‌هاى دل را از حلال به آن بدهید، تا حدى که مروت را از بین نبرد و اسراف در آن نباشد و بدین وسیله، بر کارهاى دین، کمک بجویید. «فقه الرضا علیه السلام، ص 337»


13- شُرْبُ الْماءِ الْبارِدِ عَقیبَ الشَّىْ ءِ الحارِّ وَ عَقیبَ الحَلاوَةِ یَذْهَبُ بِالاَْسْنانِ... وَ مَنْ اَرادَ اَلاّ یَفْسُدَ اَسْنانُهُ فَلا یَأکُلْ حُلْوا اِلاّ بَعْدَ کَسْرَةِ خُبزٍ؛


خوردن آب سرد بعد از چیزهاى گرم و شیرینى، دندان‌ها را از بین مى‌برد. هر کس مى‌خواهد دندان‌هایش فاسد نشود، شیرینى نَخورد، مگر پس از خوردن لقمه‌اى نان. «بحارالأنوار، ج 62، ص 321، ح 325»


درجات تواضع


14- اَلتَّواضُعُ دَرَجاتٌ: مِنْها أَنْ یَعْرِفَ الْمَرْءُ قَدْرَ نَفْسِهِ فَیُنْزِلَها مَنْزِلَتَها بِقَلْبٍ سَلیمٍ، لایُحِبُّ أَنْ یَأْتىَ إِلى أَحَدٍ إِلاّ مِثْلَ مایُؤْتى إِلَیْهِ، إِنْ رَأى سَیِّئَةً دَرَأَها بِالْحَسَنَةِ، کاظِمُ الْغَیْظِ عافٍ عَنِ النّاسِ، وَاللّه ُ یُحِبُّ الْمُحْسِنینَ؛

 

تواضع درجاتى دارد؛ یکى از آنها این است که انسان اندازه خود را بشناسد و با طیب خاطر خود را در آن جایگاه قرار دهد، دوست داشته باشد با مردم همان‌گونه رفتار کند که انتظار دارد با او رفتار کنند، اگر بدى دید آن را با خوبى جواب دهد، خشم خود را فرو خورد و از مردم درگذرد و خداوند نیکوکاران را دوست دارد. «کافى، ج 2، ص 124، ح 13»


15- انّ اجرَ القَرض ثمانیةَ عَشَرَ ضِعفاً من اجرِ الصّدقه لانّ القرضَ یصلُ الی مَنْ لا یَضع نفسَهُ للصَّدَقَه لأخذِ الصّدقه؛


پاداش قرض دادن هیجده برابر اجر صدقه است؛ زیرا قرض به کسی می‌رسد که خود را برای گرفتن صدقه، ضایع (و کوچک) نمی‌کند. «بحار الانوار، ج 103، ص 14»

نمایه سازی اسناد تشکیلات اداری آستان قدس


نمایه سازی 235 هزار برگ سند تاریخی مکتوب و تصویری از اسناد تشکیلات اداری آستان قدس رضوی در راستای ارائه خدمات پژوهشی در مدیریت امور اسناد و مطبو عات آستان قدس رضوی صورت گرفته است.

در راستای ارائه خدمات پژوهشی تعداد 235 هزار برگ سند تاریخی مکتوب و تصویری از اسناد تشکیلات اداری آستان قدس رضوی در دوره صفویه و قاجاریه در مدیریت امور اسناد و مطبو عات آستان قدس رضوی نمایه سازی شد.
مدیرامور اسناد و مطبوعات این سازمان از نمایه سازی 220 هزار برگ از اسناد تشکیلات اداری آستان قدس رضوی از عصر صفویه تا قاجار و همچنین 15هزارعکس تاریخی و قدیمی خبرداد.

دکتر ابوالفضل حسن آبادی اظهار داشت: مراکزاسنادی و آرشیوی کشور به عنوان متولیان اصلی نگهداری و سازماندهی اسناد موظف هستند با اطلاع رسانی مناسب امکان دسترس پذیری به اطلاعات اسناد تاریخی را به طرق مختلف برای پژوهشگران ومحققان فراهم نمایند ونمایه سازی ازمهم ترین شیوه های معرفی اطلاعات اسناد ارزشمند نفیس تاریخی درحال حاضر محسوب می شود.

وی گفت: در پروژه «نمایه سازی» ، برای موضوعات مختلف دراسناد تاریخی یک Key word (کلید واژه) اختصاص داده می شود و سپس تمامی مدارک و اطلاعات مربوط به آن موضوع تحت همان عنوان یا اصطلاح طبقه بندی می شود .

وی با اعلام این که مرکز اسناد آستان قدس رضوی تاکنون 220 هزار برگ اسناد مربوط به تشکیلات اداری خود از عصرصفویه تا دوره قاجار را نمایه سازی کرده است افزود: این اسناد نفیس اطلاعات منحصر به فردی در مورد تشکیلات اداری آستان قدس رضوی در دوره های گذشته را به محققان ارائه می کند و از آنجا که به لحاظ نوع نوشتار رایج در آن زمان و استفاده از سیاق نوشتاری و عددی عملا برای بسیاری از پژوهشگران ناخوانا و غیر قابل استفاده بود، خوانا کردن و نمایه سازی آنها در اولویت اصلی آستان قدس رضوی قرارگرفت.

وی گفت: دراین راستا تاکنون علاوه برنمایه سازی220 هزار برگ اسناد مکتوب مربوط به تشکیلات اداری آستان قدس از صفویه تا قاجار ، حدود 15 هزارقطعه عکس قدیمی و تاریخی از دوره قاجار تاکنون با موضوعات اماکن متبرکه حرم رضوی دردوره قاجار، ساخت و تعویض ضریح حرم امام رضا(ع)، کاشی کاریهای صحن های حرم مطهر، مسجد گوهرشاد، رواق های حرم رضوی، علما و روحانیون، رجال وشخصیت ها، خیابان ها و اماکن مختلف شهر مشهد، کتابخانه آستان قدس، ساخت وسازهای اطراف حرم مطهر درطرح توسعه حریم حرم و...نمایه سازی شده است.

سازمان کتابخانه ها، موزه ها و مرکز اسناد آستان قدس رضوی

«روی ریل روشنایی» در قم روی صحنه می‌رود

محمدرضا شاهمردی امروز در گفت‌وگو با خبرنگار فارس در قم با اشاره به نمایش «روی ریل روشنایی» اظهار کرد: این نمایش ویژه ایام رحلت حضرت معصومه(س) تولید شده و نویسندگی و کارگردانی این نمایش را خودم عهده‌دار هستم.

وی خاطرنشان کرد: محمد فتوحی، سید میثم عابدینی، امیرعباس خوش‌نژاد، مهناز رودساز و... در این نمایش نقش‌آفرینی می‌کنند.

مدیر مؤسسه تئاتر طراوت استان قم عنوان داشت: بهاره شمس دستیار کارگردان، حمیدرضا هادی مدیر تولید، عباس نصرتی‌نیا دستیار تولید و زهره کمیجانی منشی صحنه این نمایش هستند.

وی با بیان اینکه نمایش روی ریل روشنایی دارای داستانی امروزی است گفت: داستان این نمایش از جایی شروع می‌شود که جمعی در قطار هستند و به مسافرت می‌روند و با گذشت زمان متوجه می‌شوند که قصد مسافرت نداشتند و بلیط برای جایی تهیه نکرده بودند و سپس متوجه اتفاقی عجیب می‌شوند و ...

شاهمردی عنوان داشت: این نمایش با اشاره به حدیثی از امام صادق(ع) که فرمود «حرم خدا در کعبه، حرم پیامبر اکرم(ص) در مدینه، حرم امیر مؤمنان(ع) در نجف و حرم ما اهل بیت(ع) در قم  است» به جایگاه و عظمت بارگاه ملکوتی حضرت معصومه(س) می‌پردازد.

وی ادامه داد: توسل به ائمه معصومین و خاندان عصمت و طهارت برای حل شدن هر مشکلی یکی دیگر از مهم‌ترین پیام‌های این نمایش است.

مدیر مؤسسه تئاتر طراوت استان قم یادآور شد: نمایش روی ریل روشنایی در صورت کسب مجوز از اداره‌کل فرهنگ و ارشاد اسلامی در پلاتوی ماه فرهنگسرای جوان از ابتدای اسفند اجرا می‌شود.

نمایش‌های «آه مریم»، «یک شب گمشده»، «به نام حسین(ع)» و «والا پیامبر محمد(ص)» از دیگر فعالیت‌های این کارگردان و نویسنده است.


بررسی تألیفات و نگارش های امام رضا علیه السلام


بررسی تألیفات و نگارش های امام رضا علیه السلام




این نوشتار بر آن است تا در حد توان و به طور فشرده، نمودار روشنی از تجلیات فکری و بخشش های معنوی را که امام رضا علیه السلام در زمینه های گوناگون معرفت در دسترس انسان ها قرار داده؛ بیان کند.
برخی از مورخان و تذکره نویسان، از حضرت رضا علیه السلام به جز احادیث و اخباری که از آن حضرت نقل کرده اند، تألیفاتی را نیز ذکر کرده اند، هر چند صحت انتساب آنها به امام نیازمند ادله کافی است که برخی از آثار نامبرده فاقد آن است. ولی شماری از جزوات و رساله ها، که با دلایل و قراین قوی تری به آن حضرت منتسب می باشد، در این جا معرفی می شوند.

 

ادامه نوشته

کتاب طب‌الرضا پنجره‌ای به طب سنتی


 


مهاجرت امام‌رضا‌ (ع) از مدینه به طوس، با وجود همه مظلومیت، اما برکات فراوانی داشت. هرچند این امام در غربت ماند، اما تأثیراتی که این مهاجرت بر ایران داشت، بسیار است. امام وقتی به سوی طوس می‌آمد، در نیشابور در مجلس مأموران با جماعتی از فلاسفه و پزشکانی چون یوحنا بن ماسویه و جبرئیل بن یخشوع و ابن بهله هندی و دیگر کسان گرد آمدند. سخن از طب به میان آمد. وقتی مأمون در‌این‌باره از امام پرسش کرد، حضرت فرمود: «برای من به مرور زمان تجربیاتی بوجود آمده که آن را برای امیر می‌نویسم.»

حضرت ثامن‌الحج نظرات خود را به صورت نوشتار در یک کتاب به مأمون ارائه کرد. چون این کتاب بسیار جلب توجه مأمون و دانشمندان آن عصر شد، مأمون دستور داد آن را با آب طلا بنویسند و به همین دلیل به «الرساله‌الذهبیه» معروف شد.

از نخستین کسانی که در پزشکی کتاب نوشته، امام علی بن موسی الرضا‌ (ع) است. علمای شیعه، افزون بر طب الصادق و طب الرضا‌ (ع)، از آثار زکریای رازی و حکمای دیگر نیز استفاده می‌کردند.

از وقتی که استعمارگران پای خود را در کشورهای اسلامی گذاشتند (پس از جنگ جهانی و متلاشی شدن حکومت عثمانی‌ها) دانشکده‌های پزشکی کشورهای اسلامی پیرو درس‌ها و برنامه‌های درمانی آنان شد و حتی قوانین پزشکی ما قانون کشورهای استعمارگر شد.

در نتیجه آن طب اسلامی جزو خرافات قرار گرفت و حجامت که جایگاه خاصی در طب اسلامی (الرساله‌الذهبیه) و کتاب قانون داشت، به دستور آنان جزو خرافات غیر‌قابل‌قبول قرار گرفت. در صورتی که در فرمایشات پیامبر گرامی اسلام در حدیث معراج نیز بر حجامت تأکید شده است. پس از آن متأسفانه طب اسلامی را جزو منسوخ شده‌ها به حساب آوردند و مروج طب اسلامی را به تعزیرات و زندان محکوم می‌کردند.


 

ادامه نوشته

کتاب الرحمة از منابع عیون اخبار الرضا علیه السلام



کتاب الرحمة از منابع عیون اخبار الرضا علیه السلام

محمود ملکی تراکمه


کتاب الرحمة از سعد بن عبد الله اشعری (م 299/301) است. ( رجال‏ النجاشي ص 177؛ فهرست ‏ا لطوسي ص 215 ) این کتاب از منابع مورد اعتماد شیخ صدوق در کتاب من لا یحضره الفقیه است چنانچه در مقدمه ذکر کرده است.( کتاب من لا یحضره الفقیه ج 1 ص 3- 4) نیز شیخ صدوق این کتاب را بر شیخ خود ابن الولید قرائت کرده است. و برخی احادیث آن را در عیون اخبار الرضا علیه السلام آورده است. سند شیخ طوسی هم این کتاب را باسند خود از شیخ صدوق چنین آورده است: أخبرنا بجميع كتبه و رواياته عدة من أصحابنا عن محمد بن علي بن الحسين (بن بابويه) عن أبيه و محمد بن الحسن عن سعد بن عبد الله عن رجاله‏ (فهرست‏الطوسي ص 215) این سند همان سندی است که خود شیخ در عیون اخبار الرضا علیه السلام به سعد بن عبدالله  ذکر کرده است. شیخ در مشیخه کتاب من لا یحضره الفقیه هم سندش را همین گونه آورده است. نکته جالب این روایت این است که با اینکه ابن الولید مسمعی را قبول ندارد اما در این روایت اشکالی نکرده است و این نشان می دهد که نگاه صرفاً سند محورانه که امروز بر ارزیابی احادیث سیطره دارد در گذشته بدین گونه وجود نداشته است. سند و متن حدیث این گونه است:

45- حَدَّثَنَا أَبِي وَ مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ بْنِ أَحْمَدَ بْنِ الْوَلِيدِ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ قَالا حَدَّثَنَا سَعْدُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ قَالَ حَدَّثَنِي مُحَمَّدُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ الْمِسْمَعِيُّ قَالَ حَدَّثَنِي أَحْمَدُ بْنُ الْحَسَنِ الْمِيثَمِيُ‏  أَنَّهُ سُئِلَ الرِّضَا ع يَوْماً وَ قَدِ اجْتَمَعَ عِنْدَهُ قَوْمٌ مِنْ أَصْحَابِهِ وَ قَدْ كَانُوا يَتَنَازَعُونَ فِي الْحَدِيثَيْنِ الْمُخْتَلِفَيْنِ عَنْ رَسُولِ اللَّهِ ص فِي الشَّيْ‏ءِ الْوَاحِدِ فَقَالَ ع إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ حَرَّمَ حَرَاماً وَ أَحَلَّ حَلَالًا وَ فَرَضَ فَرَائِضَ فَمَا جَاءَ فِي تَحْلِيلِ مَا حَرَّمَ اللَّهُ أَوْ تَحْرِيمِ مَا أَحَلَّ اللَّهُ أَوْ دَفْعِ فَرِيضَةٍ فِي كِتَابِ اللَّهِ رَسْمُهَا بَيِّنٌ قَائِمٌ بِلَا نَاسِخٍ نَسَخَ ذَلِكَ فَذَلِكَ مِمَّا لَا يَسَعُ الْأَخْذُ بِهِ لِأَنَّ رَسُولَ اللَّهِ ص لَمْ يَكُنْ لِيُحَرِّمَ مَا أَحَلَّ اللَّهُ وَ لَا لِيُحَلِّلَ مَا حَرَّمَ اللَّهُ وَ لَا لِيُغَيِّرَ فَرَائِضَ اللَّهِ وَ أَحْكَامَهُ كَانَ فِي ذَلِكَ كُلِّهِ مُتَّبِعاً مُسَلِّماً مُؤَدِّياً عَنِ اللَّهِ وَ ذَلِكَ قَوْلُ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَ‏ إِنْ أَتَّبِعُ إِلَّا ما يُوحى‏ إِلَيَ‏  فَكَانَ ع مُتَّبِعاً لِلَّهِ مُؤَدِّياً عَنِ اللَّهِ مَا أَمَرَهُ بِهِ مِنْ تَبْلِيغِ الرِّسَالَةِ قُلْتُ فَإِنَّهُ يَرِدُ عَنْكُمُ الْحَدِيثُ فِي الشَّيْ‏ءِ عَنْ رَسُولِ اللَّهِ ص مِمَّا لَيْسَ فِي الْكِتَابِ وَ هُوَ فِي السُّنَّةِ ثُمَّ يَرِدُ خِلَافُهُ‏  فَقَالَ وَ كَذَلِكَ قَدْ نَهَى رَسُولُ اللَّهِ ص عَنْ أَشْيَاءَ نَهْيَ حَرَامٍ فَوَافَقَ فِي ذَلِكَ نَهْيُهُ نَهْيَ اللَّهِ تَعَالَى وَ أَمَرَ بِأَشْيَاءَ فَصَارَ ذَلِكَ الْأَمْرُ وَاجِباً لَازِماً كَعِدْلِ‏  فَرَائِضِ اللَّهِ تَعَالَى وَ وَافَقَ فِي ذَلِكَ أَمْرُهُ أَمْرَ اللَّهِ تَعَالَى فَمَا جَاءَ فِي النَّهْيِ عَنْ رَسُولِ اللَّهِ ص نَهْيَ حَرَامٍ ثُمَّ جَاءَ خِلَافُهُ‏ لَمْ يَسَعِ اسْتِعْمَالُ ذَلِكَ وَ كَذَلِكَ فِيمَا أَمَرَ بِهِ لِأَنَّا لَا نُرَخِّصُ فِيمَا لَمْ يُرَخِّصْ فِيهِ رَسُولُ اللَّهِ ص وَ لَا نَأْمُرُ بِخِلَافِ مَا أَمَرَ رَسُولُ اللَّهِ ص إِلَّا لِعِلَّةِ خَوْفِ ضَرُورَةٍ فَأَمَّا أَنْ نَسْتَحِلَّ مَا حَرَّمَ رَسُولُ اللَّهِ ص أَوْ نُحَرِّمَ مَا اسْتَحَلَّ رَسُولُ اللَّهِ ص فَلَا يَكُونُ ذَلِكَ أَبَداً لِأَنَّا تَابِعُونَ لِرَسُولِ اللَّهِ ص مُسَلِّمُونَ لَهُ كَمَا كَانَ رَسُولُ اللَّهِ ص تَابِعاً لِأَمْرِ رَبِّهِ عَزَّ وَ جَلَّ مُسَلِّماً لَهُ وَ قَالَ عَزَّ وَ جَلَ‏ ما آتاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَ ما نَهاكُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا «1» وَ إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ ص نَهَى عَنْ أَشْيَاءَ لَيْسَ نَهْيَ حَرَامٍ بَلْ إِعَافَةٍ وَ كَرَاهَةٍ وَ أَمَرَ بِأَشْيَاءَ لَيْسَ أَمْرَ فَرْضٍ وَ لَا وَاجِبٍ بَلْ أَمْرَ فَضْلٍ وَ رُجْحَانٍ فِي الدِّينِ ثُمَّ رَخَّصَ فِي ذَلِكَ لِلْمَعْلُولِ وَ غَيْرِ الْمَعْلُولِ فَمَا كَانَ عَنْ رَسُولِ اللَّهِ ص نَهْيَ إِعَافَةٍ أَوْ أَمْرَ فَضْلٍ فَذَلِكَ الَّذِي يَسَعُ اسْتِعْمَالُ الرُّخَصِ فِيهِ إِذَا وَرَدَ عَلَيْكُمْ عَنَّا فِيهِ الْخَبَرَانِ بِاتِّفَاقٍ يَرْوِيهِ مَنْ يَرْوِيهِ فِي النَّهْيِ وَ لَا يُنْكِرُهُ وَ كَانَ الْخَبَرَانِ صَحِيحَيْنِ مَعْرُوفَيْنِ بِاتِّفَاقِ النَّاقِلَةِ فِيهِمَا يَجِبُ الْأَخْذُ بِأَحَدِهِمَا أَوْ بِهِمَا جَمِيعاً أَوْ بِأَيِّهِمَا شِئْتَ وَ أَحْبَبْتَ مُوَسَّعٌ ذَلِكَ لَكَ مِنْ بَابِ التَّسْلِيمِ لِرَسُولِ اللَّهِ ص وَ الرَّدِّ إِلَيْهِ وَ إِلَيْنَا وَ كَانَ تَارِكُ ذَلِكَ مِنْ بَابِ الْعِنَادِ وَ الْإِنْكَارِ وَ تَرْكِ التَّسْلِيمِ لِرَسُولِ اللَّهِ ص مُشْرِكاً بِاللَّهِ الْعَظِيمِ فَمَا وَرَدَ عَلَيْكُمْ مِنْ خَبَرَيْنِ مُخْتَلِفَيْنِ فَاعْرِضُوهُمَا عَلَى كِتَابِ اللَّهِ فَمَا كَانَ فِي كِتَابِ اللَّهِ مَوْجُوداً حَلَالًا أَوْ حَرَاماً فَاتَّبِعُوا مَا وَافَقَ الْكِتَابَ وَ مَا لَمْ يَكُنْ فِي الْكِتَابِ فَاعْرِضُوهُ عَلَى سُنَنِ النَّبِيِّ ص فَمَا كَانَ فِي السُّنَّةِ مَوْجُوداً مَنْهِيّاً عَنْهُ نَهْيَ حَرَامٍ أَوْ مَأْمُوراً بِهِ عَنْ رَسُولِ اللَّهِ ص أَمْرَ إِلْزَامٍ فَاتَّبِعُوا مَا وَافَقَ نَهْيَ رَسُولِ اللَّهِ ص وَ أَمْرَهُ وَ مَا كَانَ فِي السُّنَّةِ نَهْيَ إِعَافَةٍ أَوْ كَرَاهَةٍ ثُمَّ كَانَ الْخَبَرُ الْآخَرُ خِلَافَهُ فَذَلِكَ رُخْصَةٌ فِيمَا عَافَهُ رَسُولُ اللَّهِ ص وَ كَرِهَهُ وَ لَمْ يُحَرِّمْهُ فَذَلِكَ الَّذِي يَسَعُ الْأَخْذُ بِهِمَا جَمِيعاً أَوْ بِأَيِّهِمَا شِئْتَ وَسِعَكَ الِاخْتِيَارُ مِنْ بَابِ التَّسْلِيمِ وَ الِاتِّبَاعِ وَ الرَّدِّ إِلَى رَسُولِ اللَّهِ ص وَ مَا لَمْ تَجِدُوهُ فِي شَيْ‏ءٍ مِنْ هَذِهِ الْوُجُوهِ فَرُدُّوا إِلَيْنَا عِلْمَهُ فَنَحْنُ أَوْلَى بِذَلِكَ وَ لَا تَقُولُوا فِيهِ بِآرَائِكُمْ وَ عَلَيْكُمْ بِالْكَفِّ وَ التَّثَبُّتِ وَ الْوُقُوفِ وَ أَنْتُمْ طَالِبُونَ بَاحِثُونَ حَتَّى يَأْتِيَكُمُ الْبَيَانُ مِنْ عِنْدِنَا.

قال مصنف هذا الكتاب رضي الله عنه كان شيخنا محمد بن الحسن بن أحمد بن الوليد رضي الله عنه سيّئ الرأي في محمد بن عبد الله المسمعي راوي هذا الحديث و إنما أخرجت‏ هذا الخبر في هذا الكتاب لأنه كان في كتاب الرحمة و قد قرأته عليه فلم ينكره و رواه لي‏ (عيون أخبار الرضا عليه السلام، ج‏2، ص 20- ص 22)


نفی مبانی فلسفی و عرفانی در آموزه‌های توحیدی امام رضا(ع) / مهدی نصیری



نفی مبانی فلسفی و عرفانی در آموزه‌های توحیدی امام رضا(ع





در سالروز شهادت دهمین حجت معصوم الهی و هشتمین خلیفه الهی پس از رسول اکرم ـ صلی الله علیه و آله ـ حضرت علی بن موسی الرضا ـ علیه آلاف التحیة و الثنا ـ بر مظلومیت آن حضرت که به زهر جفا و کین مامون عباسی مسموم شد و غریبانه به شهادت رسید، به حق می‌گرییم اما جا دارد در این ایام، مظلومیت و غربت جگرسوز تر آن امام معصوم و دیگر امامان را یه یاد آوریم که عبارت است از کوتاه کردن دست امت از دریافت معارف زلال و وحیانی این حجج معصوم الهی و حاملان علم مصبوب با دسیسه های اموی و عباسی.

بنی امیه و بنی عباس با ایجاد جریان‌های فکری و فرهنگی بدلی و با ضرب سکه‌های تقلبی حکمت و عقلانیت از طریق راه‌اندازی نهضت ترجمه متون فلسفی و عرفانی یونانی و در یک کلام با ایجاد بیت‌الحکمه یونانی در برابر بیت‌العترة نبوی، راه را بر نشر عقلانیت واقعی و حکمت حقیقی سد کردند.

این که امروز حتی در عالم تشیع اندیشه‌های ارسطو و افلاطون و افلوطین رسوخ کرده و معارف عقلانی و برهانی و حِکمی اهل بیت علیهم السلام را در عرصه توحید و دیگر اصول اعتقادی به محاق برده است، نتیجه همان دسیسه اموی و عباسی است. بنابراین جای دارد در چنین ایامی علاوه بر گریستن بر مظلومیت و ستمی که بر ابدان شریف امامانمان رفته است، بر غربت و جفایی که بر معارف و تعالیم زلال و الهی آنان تحمیل شده نیز بگرییم و در حد وسع  در صدد احیا و ترویج این معارف برآییم.

در این مقال و مجال کوتاه بر آنیم اشاره ای به آن بخش از تعالیم امام رضا علیه السلام داشته باشیم که ناظر به رد اندیشه و مبنایی فلسفی و عرفانی است و بیانگر مسیر جدای مدرسه اهل بیت علیهم السلام از مدرسه فلسفه و عرفان یونانی در مساله مهم و اساسی توحید و معرفت الله است. بدیهی است تفصیل این مطالب را باید به مجالی دیگر موکول نمود.


ادامه نوشته

بهاریه رضویه   / مدح امام رضا از خلیل ساوجی

بهاریه رضویه  

مدح امام رضا از خلیل ساوجی

( سده سیز دهم هجری قمری)

 

 نقل از کتاب مدینة الادب ج 2 ص 794

 

پیکی خواهم سخن سرا و سخن دان

تا ببرد این سخن ز من برِ جانان

کای بت نامهربان نگارِ ستمکار

تا کی داری روا مرا غم هجران؟

هجر تو نیران بود، چگونه پسندی

اینکه بسوزی خلیل خویش به نیران؟

مرحمتی کن بیا که خلق دگربار

نیران بینند بر خلیل، گلستان

ای به کمان تو خسته خاطر مجموع

و ای به کمند تو بسته پای دل و جان

دانی رنجور عشق را ندهد سود

غیر وصال تو هیچ دارو و درمان

وه که به پایان رسید عمر و ندارد

همچو جفای تو شام هجر تو پایان

دور ز خاک درِ تو ریزدم از چشم

آبی سوزنده تر ز آتش سوزان

چشمی دارم و لیک دور از نور

جسمی دارم و لیک دور ازو جان

چشمی دارم ستاره بار ز حسرت

جسمی دارم هلال وار ز حرمان

دور ز جان زنده مانده ام عجبی نیست

گرچه شگفت است این حدیث به دوران

ما را دارد امید وصل تو زنده

ورنه نبودی بجا کنونم ستخوان

دانم هر رنج راست راحتی از پی

وز پس هر شام تیره صبحی رخشان

ورنه به هجرم کدام تاب و تحمل؟

ورنه به صبرم کدام طاقت و امکان؟

دانی بر من چه می کند غم هجرت؟

آنچه کند نور مه به جامۀ کتّان

دانی بر من چه می رسد ز فراقت؟

آنچه به شبنم رسد ز مهر درخشان

دور ز جانت که دور از تو به جانم

همچو که جان مشکل از غمت برم آسان

بی تو مرا موی بر بدن شده دشنه

بی تو مرا پوست بر بدن شده زندان

بی تو ز آه درون نشسته در آتش

بی تو ز آب دو دیده غرقه به طوفان

خندان خندان تو را دو لعل گهربار

گریان گریان مرا دو جزع دُر افشان

دامن تو پر نگار از دُر و گوهر

دامن من پر ستاره ز اشک چو مرجان

مشک تو را در کنار، خرمن خرمن

اشک مرا تا کنار، عمّان عمّان

این نه روا باشد ای نگار پری وش

کز ما داری نهفته روی پری سان

خاصه که نوروز ماه آمد و گیتی

بار دگر گشت رشک روضۀ رضوان

بلبل بر شاخ گل به لحن حجازی

خواند شعر جریر و اخطل و حسّان

سبزه به دشت اندرون چو خطّ تو نوخیز

سنبل بر کشت همچو زلف تو پیچان

غنچه چو معشوقکان به پردۀ عفت

گل زده عشاق وار چاک گریبان

چون لب لیلی لب شکوفه به خنده

چون سر مجنون سر بنفشه به دامان

شاخ گل اندر به باغ چون پر جبریل

باد بهاری به راغ چون دم رحمان

شد چمن آراسته چو قصر خُوَرنَق

فرش ستبرق در او ز لالۀ نعمان

باغ مزین چنانکه خانۀ فغفور

راغ ملوّن چنانکه خانۀ خاقان

این ز درختان کشیده خیمۀ کاووس

وآن ز ریاحین گشوده مسند ساسان

طفل شکوفه گواه گشته چو عیسی

مریم هر شاخ را به پاکیِ دامان

دلبرکان عبیر موی گل اندام

لعبتکان بنفشه خطّ غزلخوان

جمله ز ایوان کشیده رخت به صحرا

جمله به بستان گزیده جای ز ایوان

هر یک با دلنواز خویش به بازی

هر یک با دلستان خویش به دستان

لیک من و تو چو مردمان حصاری

تو به شبستان و من به بیت الاحزان

بی خط سبز تو سبزه ام زده خنجر

بی گل روی تو غنچه ام زده پیکان

ای صنم ماه رو نگار شکر لب

وی به نکویی فزون ز یوسف کنعان

چشم به راه است نرگس و به کفَش جام

تا به چمن بگذری چو سرو خرامان

خیز و به باغ اندر آی کز رخ و قدّت

گل خجل آید ز جلوه ، سرو ز جولان

موی بیفشان، که بر طراوت سنبل

سنبل موی تو، بر کشد خط بطلان

بر ما اندر فراق روی تو بگذشت

بس مه اردیبهشت و آذر و آبان

هیچ گذر بر من ات نبود به رحمت

هیچ نظر بر من ات نبود به احسان

گر تو بیایی کنون به یمن قدومت

سازم مدح امام هشتم عنوان

بوالحسن بن ابوالحسن که خدایش

مدح سراید به آیه آیۀ قرآن

مالک ملک رضا، رضا که نبخشد

جز به رضایش خدای، روضۀ رضوان

ممکن واجب نما که گاه جلالش

پایه فراتر نهاده از سر امکان

ای به تو قائم هر آنچه جز تو و واجب

ای ز تو صادر هر آنچه جز تو و سبحان

ای به کمالی که جز خدای به هر چیز

گویم مانی، بود  به حقّ تو نقصان

ای به جلالی که با هزار جلالت

خواهد خاکِ درِ تو باشد کیوان

شیر نیستان و چرخ و رایت و پرده

جمله به یکسان برند نزد تو فرمان

ای پسر موسی ای که خادم کویش

گوی شرف می برد ز موسیِ عمران

ما نشناسیم جز درِ تو پناهی

ای دو جهان را حراست تو نگهبان

زآنکه دری غیر از آستان تو نبود

معطی آمال بت پرست و مسلمان

کَون و مکان بی نگین متابع حُکمت

اینت عیان تر شرافتی به سلیمان

گر کندم حق مخیّر اینکه کشم رخت

بر زبر عرش یا که خاک خراسان

خاک خراسان طلب نمایم کز عرش

اقرب باشد به فیض رحمت یزدان